«پانا» در آستانه سی‌وهشتمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، تاریخ این رویداد را مرور می‌کند؛ قسمت هجدهم

بازگشت به روزهای عادی؛ از «بچه زرنگ» تا «یدو» و تلاش برای ساختن آینده‌ای تازه

تهران (پانا) - دوره‌های سی‌وپنجم و سی‌وششم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، دوره بازگشت تدریجی این رویداد به شرایط عادی پس از سال‌های دشوار کرونا بودند. جشنواره بار دیگر تلاش کرد ارتباط مستقیم با کودکان، خانواده‌ها و فضای شهری را تقویت کند و در کنار فیلم‌های اجتماعی، به سمت تجربه‌های تازه در پویانمایی و فانتزی نیز حرکت کرد. آثاری چون «بچه زرنگ»، «استخر»، «هوک»، «در آغوش درخت» و دیگر فیلم‌های این دوره‌ها نشان دادند سینمای کودک ایران در جست‌وجوی راه‌هایی تازه برای ارتباط با نسل جدید است؛ نسلی که علاوه بر قصه، به کیفیت فنی و جهان‌سازی نیز توجه بیشتری دارد.

کد مطلب: ۱۷۴۵۶۷۹
لینک کوتاه کپی شد
بازگشت به روزهای عادی؛ از «بچه زرنگ» تا «یدو» و تلاش برای ساختن آینده‌ای تازه

 پس از عبور نسبی از شرایط همه‌گیری کرونا، جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان وارد مرحله‌ای تازه شد؛ مرحله‌ای که مهم‌ترین ویژگی آن تلاش برای بازگرداندن تجربه جمعی سینما بود.

در سال‌های پیش از کرونا، جشنواره کودک تنها مجموعه‌ای از نمایش فیلم‌ها نبود. حضور کودکان در سالن‌ها، برنامه‌های جنبی، دیدار با فیلمسازان و فضای شهری جشنواره، بخش مهمی از هویت این رویداد را تشکیل می‌داد.

دوره‌های سی‌وپنجم و سی‌وششم فرصتی بودند تا جشنواره بار دیگر این ارتباط را بازسازی کند و نشان دهد سینمای کودک برای ادامه حیات، به حضور مستقیم مخاطب نیاز دارد.

در کنار این موضوع، تغییرات مهمی نیز در خود سینمای کودک دیده می‌شد. رشد فناوری‌های تصویری، افزایش تولیدات پویانمایی و تغییر ذائقه مخاطبان، سینماگران را به سمت تجربه‌های تازه‌تر سوق داده بود.

دوره سی‌وپنجم؛ بازگشت جشنواره به میدان

سی‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۴۰۱ برگزار شد؛ دوره‌ای که پس از محدودیت‌های سال‌های گذشته، تلاش داشت دوباره جشنواره را به یک رویداد عمومی و شهری تبدیل کند.

در این دوره، توجه به گروه‌های سنی مختلف، به‌ویژه نوجوانان، اهمیت بیشتری پیدا کرد. یکی از مسائل همیشگی سینمای کودک ایران، توجه بیشتر به کودکان خردسال و کمبود آثار متناسب با نوجوانان بوده است.

نوجوانان به‌عنوان گروهی میان کودکی و بزرگسالی، نیازمند فیلم‌هایی هستند که دغدغه‌های واقعی آنان را بشناسد؛ موضوعاتی مانند هویت، دوستی، خانواده، آینده و مواجهه با جامعه.

جشنواره در این سال‌ها تلاش کرد نشان دهد سینمای کودک و نوجوان تنها محدود به قصه‌های ساده و کودکانه نیست و می‌تواند روایت‌های متنوع‌تری را دربر بگیرد.

«استخر»؛ نگاهی به جهان نوجوان

یکی از آثار مورد توجه دوره سی‌وپنجم، «استخر» به کارگردانی اسماعیل فلاح‌پور بود؛ فیلمی که به دنیای نوجوانان نزدیک می‌شد و تلاش داشت بخشی از تجربه‌های این گروه سنی را روایت کند.

پرداختن به نوجوانان همیشه یکی از چالش‌های سینمای کودک بوده است. نوجوان امروز نه مانند کودک با جهان کاملاً خیال‌محور ارتباط برقرار می‌کند و نه دغدغه‌های بزرگسالان را به شکل کامل می‌پذیرد.

فیلم نوجوان باید بتواند میان سرگرمی، احساس و مسائل واقعی زندگی تعادل برقرار کند. آثاری مانند «استخر» در همین مسیر تلاش می‌کردند جایگاه نوجوان را در سینمای ایران پررنگ‌تر کنند.

«هوک»؛ قهرمان نوجوان در موقعیت تازه

از دیگر آثار این دوره، «هوک» به کارگردانی حسین ریگی بود؛ فیلمی که به جهان نوجوانان و تجربه‌های شخصی آنان توجه داشت.

یکی از نیازهای مهم سینمای نوجوان، ساخت شخصیت‌هایی است که مخاطب بتواند با آنها ارتباط برقرار کند؛ نوجوانی که فقط موضوع داستان نیست، بلکه صاحب انتخاب، خواسته و رؤیا است.

«هوک» نیز مانند برخی آثار سال‌های اخیر تلاش می‌کرد قهرمان نوجوان را در مرکز روایت قرار دهد و از زاویه نگاه او به مسائل زندگی نزدیک شود.

دوره سی‌وششم؛ اهمیت دوباره پویانمایی و جهان‌های تازه

سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در سال ۱۴۰۲ برگزار شد؛ دوره‌ای که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آن، توجه ویژه‌تر به آثار پویانمایی و ظرفیت‌های فناوری در سینمای کودک بود.

در سال‌هایی که بخش بزرگی از سرگرمی کودکان در جهان به آثار انیمیشنی وابسته شده، پویانمایی ایرانی نیز تلاش کرده است جایگاه جدی‌تری پیدا کند.

تولید یک اثر پویانمایی موفق، تنها به داستان وابسته نیست؛ بلکه نیازمند دانش فنی، زمان، سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی بلندمدت است.

حضور پررنگ‌تر این آثار در جشنواره نشان می‌داد سینمای کودک ایران در حال تجربه مسیرهای تازه‌ای برای رقابت با محصولات جهانی است.

«بچه زرنگ»؛ حرکت به سوی جهان‌سازی ایرانی

یکی از مهم‌ترین اتفاقات سینمای کودک در سال‌های اخیر، حضور پررنگ‌تر پویانمایی «بچه زرنگ» بود؛ اثری که تلاش کرد یک جهان داستانی ایرانی برای مخاطب کودک ایجاد کند.

اهمیت «بچه زرنگ» تنها در تکنیک پویانمایی نبود؛ بلکه در تلاش برای خلق قهرمانی بود که از عناصر فرهنگی و جغرافیایی ایران استفاده می‌کرد.

سال‌ها یکی از بحث‌های مهم در سینمای کودک این بود که آیا می‌توان شخصیت‌هایی ساخت که هم برای کودکان جذاب باشند و هم ریشه در فرهنگ ایرانی داشته باشند.

تجربه این اثر نشان داد که مخاطب کودک می‌تواند با جهان‌هایی ارتباط برقرار کند که در کنار جذابیت داستانی، هویت فرهنگی نیز دارند.«بچه زرنگ»؛ تجربه‌ای تازه در سینمای کودک ایران

موفقیت «بچه زرنگ» در جشنواره و سپس در مسیر اکران عمومی، بار دیگر توجه‌ها را به یک مسئله مهم در سینمای کودک جلب کرد؛ اینکه ساخت یک اثر کودک موفق نیازمند فراتر رفتن از قالب‌های معمول است.

سال‌ها بخش مهمی از تولیدات سینمای کودک ایران به فیلم‌های داستانی کم‌هزینه، خانوادگی یا اجتماعی محدود شده بود. اگرچه این آثار ارزش‌های خود را داشتند، اما تغییر سلیقه مخاطب نشان می‌داد کودکان امروز به جهان‌های گسترده‌تر، شخصیت‌های ماندگارتر و تجربه‌های بصری تازه‌تری نیز نیاز دارند.

پویانمایی این امکان را فراهم می‌کند که فیلمساز محدودیت‌های جهان واقعی را پشت سر بگذارد و دنیاهایی خلق کند که در سینمای زنده کمتر امکان ساخت آنها وجود دارد.

با این حال، موفقیت در این مسیر نیازمند تداوم است. یک اثر موفق زمانی می‌تواند تأثیر ماندگار ایجاد کند که به شکل‌گیری جریان تولید، تربیت نیروهای متخصص و ساخت مجموعه‌ای از آثار باکیفیت منجر شود.

جشنواره پس از کرونا؛ بازگشت به تجربه جمعی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دوره‌های سی‌وپنجم و سی‌وششم، تلاش برای بازگرداندن حال‌وهوای گذشته جشنواره بود.

جشنواره کودک برخلاف بسیاری از رویدادهای سینمایی، ارتباط مستقیمی با حضور مخاطبان کم‌سن‌وسال دارد. واکنش کودکان در سالن، گفت‌وگوهای پس از نمایش، برنامه‌های آموزشی و فضای شهری، بخشی از هویت این جشنواره است.

بازگشت این تجربه پس از سال‌های محدودیت کرونایی، اهمیت دوباره‌ای پیدا کرد. زیرا نشان داد سینمای کودک فقط محصول نهایی روی پرده نیست؛ بلکه فرآیندی فرهنگی است که از ارتباط میان کودک، خانواده، شهر و سینما شکل می‌گیرد.

در واقع، جشنواره کودک زمانی می‌تواند نقش خود را ایفا کند که کودک تنها تماشاگر یک فیلم نباشد، بلکه احساس کند بخشی از یک رویداد فرهنگی است.

چالش همیشگی؛ فاصله میان تولید و تداوم

با وجود بازگشت شور جشنواره، یکی از مسائل قدیمی سینمای کودک همچنان پابرجا بود؛ فاصله میان تولید فیلم و ایجاد یک جریان پایدار.

سینمای کودک برای رشد نیازمند برنامه‌ای فراتر از تولید چند فیلم در سال است. این حوزه به زنجیره‌ای کامل نیاز دارد؛ از آموزش فیلمساز و حمایت از تولید گرفته تا تبلیغات، اکران، محصولات جانبی و ارتباط با مدارس و خانواده‌ها.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که حتی فیلم‌های موفق نیز اگر مسیر مشخصی برای ارتباط با مخاطب نداشته باشند، ممکن است پس از مدتی از فضای عمومی کنار بروند.

در مقابل، آثاری که بتوانند شخصیت‌ها و جهان داستانی ماندگار بسازند، ظرفیت بیشتری برای ادامه حیات فرهنگی دارند.

سینمای کودک و ضرورت ساخت قهرمان

یکی از نکات مهم در دوره‌های اخیر جشنواره، توجه بیشتر به مفهوم قهرمان در سینمای کودک بود.

کودکان و نوجوانان نیاز دارند شخصیت‌هایی را ببینند که بتوانند با آنها همذات‌پنداری کنند؛ شخصیت‌هایی که مانند خودشان ترس، امید، اشتباه و آرزو دارند.

سال‌ها یکی از ضعف‌های مطرح‌شده درباره سینمای کودک ایران، کمبود قهرمانان ماندگار بود. بسیاری از فیلم‌ها داستان‌هایی قابل قبول داشتند، اما کمتر توانستند شخصیت‌هایی خلق کنند که برای سال‌ها در ذهن مخاطب باقی بمانند.

تلاش برای ساخت قهرمان‌های ایرانی، چه در پویانمایی و چه در سینمای زنده، یکی از مسیرهایی است که می‌تواند آینده این سینما را شکل دهد.

جمع‌بندی؛ جشنواره‌ای که دوباره نفس کشید

دوره‌های سی‌وپنجم و سی‌وششم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، دوره بازگشت و بازسازی بودند.

پس از سال‌هایی که کرونا فعالیت‌های فرهنگی را محدود کرده بود، جشنواره دوباره تلاش کرد ارتباط خود را با کودکان، خانواده‌ها و فضای شهری تقویت کند.

فیلم‌هایی مانند «بچه زرنگ»، «استخر»، «هوک» و دیگر آثار این دوره‌ها نشان دادند سینمای کودک ایران همچنان ظرفیت تجربه مسیرهای تازه را دارد؛ از جهان‌های پویانمایی و فانتزی گرفته تا روایت‌های اجتماعی و نوجوانانه.

اما تجربه این سال‌ها یک نکته اساسی را یادآوری کرد: آینده سینمای کودک تنها با برگزاری جشنواره ساخته نمی‌شود.

جشنواره می‌تواند محل معرفی، گفت‌وگو و حمایت باشد، اما حیات واقعی سینمای کودک زمانی شکل می‌گیرد که فیلم‌ها بتوانند در طول سال با مخاطبان خود ارتباط داشته باشند.

پروانه‌های زرین زمانی معنای کامل خود را پیدا می‌کنند که از فضای اختتامیه فراتر بروند و به دست کودکانی برسند که دلیل اصلی شکل‌گیری این جشنواره هستند.

در قسمت نوزدهم این پرونده، دوره سی‌وهفتم جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان بررسی می‌شود؛ دوره‌ای که پس از سال‌ها تجربه، جشنواره در آستانه سی‌وهشتمین دوره خود قرار گرفت و بار دیگر تلاش کرد جایگاه سینمای کودک را در فضای فرهنگی کشور بازتعریف کند.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار