«پانا» در آستانه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، تاریخ این رویداد را مرور میکند؛ قسمت دوم
روزی که پروانهها به جشنواره کودک رسیدند
تهران (پانا) - جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در سومین و چهارمین دوره، هنوز بخشی جنبی از جشنواره فجر بود؛ اما با نمایش آثار فیلمسازان ایرانی و اروپای شرقی، تشکیل نخستین هیئت داوران و تولد جایزه «پروانه زرین»، از یک برنامه نمایشی به رویدادی رقابتی نزدیک شد. دورههایی که «گلنار»، «ماهی»، «گال» و «مدرسهای که میرفتیم» را کنار هم نشاندند و نخستین نشانههای هویت مستقل جشنواره را آشکار کردند.
دو دوره نخست جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، بیشتر از آنکه به یک جشنواره مستقل شباهت داشته باشند، فرصتی محدود برای نمایش تعدادی فیلم در حاشیه جشنواره فجر بودند. هنوز خبری از رقابت، جایزه اختصاصی و هیئت داوران نبود و کودکان نیز سهمی در انتخاب و داوری آثار نداشتند.
دوره سوم و چهارم اما این وضعیت را تغییر دادند. جشنواره در دوره سوم به تجربههای متنوعتری از سینمای جهان توجه کرد و یک دوره بعد، با تشکیل نخستین هیئت داوران و اهدای «پروانه زرین»، از مرحله نمایش عبور کرد و به سمت انتخاب و ارزیابی آثار رفت.
پروانهای که امروز مهمترین نشان جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان است، در همین مقطع متولد شد؛ زمانی که جشنواره هنوز خانهای مستقل نداشت و زیر پرچم جشنواره فیلم فجر برگزار میشد.
دوره سوم؛ پنجرهای رو به سینمای جهان
سومین دوره جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۶۶، بهعنوان یکی از بخشهای جنبی ششمین جشنواره فیلم فجر برگزار شد. سیدمحمد بهشتی دبیری جشنواره را بر عهده داشت و فیلمهای کودک و نوجوان همچنان در تهران و در دل مهمترین رویداد سینمایی کشور نمایش داده شدند.
ساختار جشنواره نسبت به دوره دوم تغییر بنیادینی نکرده بود. نمایش آثار در بخشهایی چون «سینمای دهه ۸۰» و «چشمانداز سالهای دور» ادامه یافت؛ اما اضافهشدن بخش مرور آثار «هرمینا تیرلووا»، فیلمساز و انیماتور سرشناس چک، نشانهای از گستردهترشدن نگاه بینالمللی جشنواره بود.
در این بخش، ۱۰ فیلم از تیرلووا نمایش داده شد؛ فیلمسازی که از چهرههای مهم انیمیشن عروسکی اروپای شرقی به شمار میرفت و آثارش با استفاده از عروسک، اشیای روزمره و حرکتهای ظریف، جهانی خیالانگیز برای کودکان میساخت.
توجه به آثار چنین فیلمسازی، فقط اضافهکردن چند فیلم خارجی به جدول نمایش نبود. جشنواره عملاً تلاش میکرد مخاطب و سینماگر ایرانی را با زبانها و تکنیکهای متفاوت سینمای کودک آشنا کند؛ بهویژه سینمای اروپای شرقی که در آن سالها یکی از قطبهای مهم تولید انیمیشن و فیلم کودک در جهان بود.
این رویکرد بعدها نیز در جشنواره ادامه پیدا کرد و مرور آثار فیلمسازان، نمایش انیمیشنهای کشورهای مختلف و برگزاری بزرگداشت برای چهرههای جهانی، به یکی از بخشهای ثابت ادوار بعد تبدیل شد.
کودک ایرانی میان خانه و مدرسه
در میان آثار ایرانی دوره سوم، «گاویار» به کارگردانی کیومرث پوراحمد و «خانه در انتظار» ساخته منوچهر عسگرینسب در بخش «سینمای دهه ۸۰» به نمایش درآمدند.
نام کیومرث پوراحمد در این میان اهمیت ویژهای دارد. او در دوره دوم نیز با «آلبوم تمبر» حضور داشت و بعدها به یکی از مهمترین فیلمسازان مرتبط با جهان کودکان و نوجوانان تبدیل شد. پوراحمد در آثارش کودک را نه بهعنوان عنصری تزئینی، بلکه بهعنوان شخصیت اصلی یک تجربه عاطفی و اجتماعی میدید.
حضور دوباره او نشان میداد سینمای کودک ایران بهتدریج در حال یافتن فیلمسازانی است که این حوزه را جدی میگیرند و ارتباطشان با کودک، تنها به ساخت یک اثر مناسبتی محدود نمیشود.
بااینحال، دوره سوم هنوز یک رویداد غیررقابتی بود. فیلمها نمایش داده میشدند، اما جشنواره معیاری رسمی برای انتخاب بهترین آثار نداشت. در نتیجه، این دوره بیش از هر چیز نقش یک «ویترین» را ایفا کرد؛ ویترینی برای مشاهده تولیدات ایرانی و آشنایی با بخشی از تاریخ و تجربه جهانی سینمای کودک.
یک سال بعد، این ویترین به میدان رقابت تبدیل شد.
دوره چهارم؛ جشنواره بالاخره داور پیدا کرد
چهارمین دوره جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان از ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۶۷، همچنان بهعنوان بخشی از هفتمین جشنواره فیلم فجر در تهران برگزار شد. سیدمحمد بهشتی بار دیگر دبیر جشنواره بود، اما این دوره تفاوت مهمی با سه دوره قبل داشت: برای نخستینبار هیئت داوران برای ارزیابی آثار جشنواره کودک تشکیل شد.
مسعود جعفریجوزانی از ایران، ژولت ریچلی از مجارستان، ولادیمیر گراماتیکوف و ولادیمیر مالیک و همچنین یانوش ناسفتر، اعضای نخستین هیئت داوران این جشنواره بودند.
ترکیب ایرانی و خارجی داوران نشان میداد برگزارکنندگان قصد دارند جشنواره کودک را بهتدریج از یک برنامه جنبی داخلی به رویدادی با مختصات بینالمللی تبدیل کنند. اهمیت دوره چهارم نیز دقیقاً در همین تغییر است: جشنواره دیگر فقط فیلم نمایش نمیداد؛ درباره کیفیت آثار داوری و بهترینهای خود را معرفی میکرد.
تشکیل هیئت داوران، مقدمه تولد مهمترین نشان جشنواره شد؛ جایزهای که «پروانه زرین» نام گرفت و در دهههای بعد، هویت بصری و اعتباری جشنواره بر محور آن شکل گرفت.
پرواز نخستین پروانهها
نخستین پروانه زرین ویژه هیئت داوران به نورالدین زرینکلک برای فیلم کوتاه «ابرقدرتها» تعلق گرفت؛ فیلمسازی که از پیشگامان انیمیشن ایران بود و نقش مهمی در شکلگیری زبان مستقل پویانمایی در کشور داشت.
پروانه زرین بهترین کارگردانی نیز برای فیلم «گال» به ابوالفضل جلیلی رسید. بازیگر خردسال «مدرسهای که میرفتیم» نیز از سوی هیئت داوران پروانه زرین دریافت کرد.
در بخش جوایز فیلمها، «نوازنده ماهر» ساخته ایلیا نوواک از چکسلواکی بهعنوان بهترین فیلم کوتاه انیمیشن انتخاب شد. جایزه بهترین انیمیشن کوتاه عروسکی به «شکنجه اتومبیل» ساخته فرنتس کاکو از مجارستان رسید و «رابینسون کروزو» ساخته استانیسلاو لاتال از چکسلواکی، پروانه زرین بهترین انیمیشن بلند عروسکی را دریافت کرد.
پروانه زرین بهترین فیلم بلند نیز به «ماهی» ساخته کامبوزیا پرتوی رسید؛ فیلمی ایرانی که به یکی از آثار شاخص سینمای کودک آن سالها تبدیل شد.
این فهرست جوایز یک ویژگی مهم دارد: انیمیشن و سینمای عروسکی از همان نخستین دوره رقابتی، در مرکز توجه جشنواره قرار داشتند. چهار دهه بعد نیز انیمیشن همچنان یکی از مهمترین پایههای سینمای کودک ایران است؛ تا جایی که در سالهای اخیر، بخش مهمی از رونق باقیمانده این سینما را پویانماییها حفظ کردهاند.
از «گلنار» تا «گال»؛ تنوعی که هنوز حسرت آن باقی است
در چهارمین دوره، مجموعه قابلتوجهی از فیلمهای ایرانی در جشنواره حضور داشتند؛ «کارآگاه» ساخته بهروز غریبپور، «مدرسهای که میرفتیم» ساخته داریوش مهرجویی، «گلنار» و «ماهی» به کارگردانی کامبوزیا پرتوی، «لنگرگاه» ساخته کیومرث پوراحمد و «گال» به کارگردانی ابوالفضل جلیلی.
کنار هم قرارگرفتن این نامها نشان میدهد سینمای کودک آن دوره به یک قالب مشخص محدود نبود. «گلنار» به جهان افسانه، موسیقی و نمایش عروسکی نزدیک میشد؛ «ماهی» روایتی متفاوت از جهان کودکان ارائه میداد؛ «گال» نگاه اجتماعی و واقعگرایانهتری داشت و «مدرسهای که میرفتیم» مناسبات مدرسه و جهان تربیتی بزرگسالان را به چالش میکشید.
در واقع، کودک در آثار این دوره فقط یک مخاطب نبود؛ میتوانست قهرمان یک افسانه، شخصیت اصلی یک درام اجتماعی یا محور روایتی انتقادی درباره مدرسه و جامعه باشد.
این تنوع، نکتهای است که سینمای کودک امروز کمتر از آن برخوردار است. اکنون گاهی تمام این حوزه در انیمیشن، فانتزی یا کمدی خلاصه میشود؛ درحالیکه دوره چهارم جشنواره نشان میداد فیلم کودک میتواند همزمان خیالانگیز، اجتماعی، شاعرانه، آموزشی و حتی انتقادی باشد.
ورود فیلمهای میانمدت به جشنواره
یکی دیگر از تغییرات دوره چهارم، پذیرش فیلمهای میانمدت بود. تا پیش از آن، آثار عمدتاً در دو قالب بلند و کوتاه دستهبندی میشدند؛ اما در این دوره فیلمهای میانمدت نیز اجازه حضور یافتند.
«زنبقهای وحشی» به کارگردانی ابراهیم فروزش، «نگاه دوم» ساخته جعفر پناهی، «قایق شکسته» به کارگردانی غلامرضا رمضانی و «سه چهره از یک مبصر» ساخته حسن آقاکریمی از جمله آثار میانمدت این دوره بودند.
این تصمیم به فیلمسازانی فرصت میداد که قصههایشان در قالب فیلم کوتاه جای نمیگرفت، اما امکان یا ضرورت تبدیلشدن به یک فیلم بلند سینمایی را نیز نداشت. جشنواره به این ترتیب، قالبهای متنوعتری را به رسمیت شناخت و ظرفیت بیشتری برای تجربهگری به وجود آورد.
مرور آثار زدنک میلر، فیلمساز اهل چکسلواکی، بزرگداشت ژولت ریچلی از مجارستان و نمایش مجموعهای از انیمیشنهای اروپای شرقی نیز از دیگر برنامههای جنبی دوره چهارم بودند.
چنین بخشهایی نشان میدادند جشنواره فقط به دنبال نمایش محصول نهایی نیست؛ بلکه میخواهد به محلی برای شناخت تاریخ، تکنیک و جریانهای مهم سینمای کودک جهان تبدیل شود.
جشنوارهای برای کودکان، با داوری بزرگسالان
با وجود تشکیل نخستین هیئت داوران، هنوز یک غایب مهم در ساختار جشنواره دیده میشد: خود کودکان.
بزرگسالان فیلمها را انتخاب میکردند، بزرگسالان درباره آنها تصمیم میگرفتند و بزرگسالان پروانههای زرین را اهدا میکردند. مخاطبان اصلی جشنواره هنوز نقشی رسمی در داوری نداشتند. نخستین هیئت داوران کودک و نوجوان چند دوره بعد تشکیل شد.
این فاصله میان «فیلمی که بزرگسالان برای کودک مناسب میدانند» و «فیلمی که کودک واقعاً دوست دارد»، یکی از قدیمیترین مسائل سینمای کودک است؛ مسئلهای که هنوز هم حل نشده است.
داوری تخصصی برای سنجش کیفیت هنری آثار ضروری است، اما جشنوارهای که نام کودک و نوجوان را بر خود دارد، بدون شنیدن صدای آنان کامل نمیشود. دوره چهارم نخستین قدم را با تشکیل هیئت داوران برداشت، اما برای رسیدن کودکان به صندلی داوری هنوز باید چند سال دیگر صبر میکرد.
پروانهای که پیش از استقلال متولد شد
دورههای سوم و چهارم جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، دو مرحله از بلوغ تدریجی یک رویداد بودند. دوره سوم پنجره جشنواره را به تجربههای جهانی، بهویژه انیمیشن اروپای شرقی، بازتر کرد و دوره چهارم با تشکیل هیئت داوران و اهدای پروانه زرین، به جشنواره هویتی رقابتی بخشید.
اما این رویداد همچنان در دل جشنواره فیلم فجر برگزار میشد و هویت اجرایی مستقلی نداشت. جشنواره صاحب جایزه شده بود، اما هنوز صاحب خانه نشده بود.
اهمیت این دو دوره را باید در همین نقطه جستوجو کرد: پروانه زرین پیش از استقلال جشنواره متولد شد. ابتدا نشانه و اعتبار آن شکل گرفت و سپس زمینه جدایی از جشنواره فجر فراهم شد.
پروانهها در تهران به پرواز درآمدند؛ اما برای پیداکردن خانهای که کودکان صاحب اصلی آن باشند، باید راهی اصفهان میشدند.
ادامه دارد...
در قسمت سوم پرونده «کودکی روی پرده»، دورههای پنجم و ششم را مرور میکنیم؛ از دوبله همزمان فیلمها برای کودکان در سینما تا لحظهای که جشنواره پس از پنج دوره از زیر سایه فجر بیرون آمد، به اصفهان رفت و سرانجام هویتی مستقل پیدا کرد.
ارسال دیدگاه