«پانا» در آستانه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، تاریخ این رویداد را مرور میکند؛ قسمت اول
از حاشیه فجر تا «خانه دوست کجاست؟»؛ جشنواره کودک چگونه متولد شد؟
تهران (پانا) - جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در نخستین دوره نه پروانه زرین داشت، نه داور کودک و نه حتی هویتی مستقل؛ تنها بخشی جنبی در نخستین جشنواره فیلم فجر بود که پس از چهار سال وقفه، با نمایش ۱۲۹ فیلم و حضور آثاری چون «خانه دوست کجاست؟» و «آلبوم تمبر» دوباره جان گرفت. مرور دو دوره نخست این جشنواره، روایت تولد رویدادی است که ابتدا جایی در حاشیه سینمای ایران داشت، اما خیلی زود ضرورت داشتن یک سینمای مستقل برای کودکان را یادآوری کرد.
تهران، بهمن ۱۳۶۱؛ نخستین جشنواره فیلم فجر در سالهایی برگزار شد که سینمای پس از انقلاب هنوز در حال بازتعریف هویت، مخاطب و مسیر آینده خود بود. در میان بخشهای مختلف این جشنواره، بخشی نیز برای نمایش فیلمهای کودکان و نوجوانان در نظر گرفته شد؛ بخشی کوچک و غیررقابتی که شاید در آن زمان کمتر کسی تصور میکرد بعدها به یکی از قدیمیترین رویدادهای سینمای کودک در ایران تبدیل شود.
آنچه امروز با عنوان «جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان» میشناسیم، در نخستین گام نه جشنوارهای مستقل، بلکه مهمانی کوچک در خانه جشنواره فیلم فجر بود.
نخستین دوره در سال ۱۳۶۱ و همزمان با اولین جشنواره فیلم فجر، به دبیری حسین وخشوری برگزار شد. سینمای کودک در این دوره در قالب دو بخش غیررقابتی «چشمانداز سالهای دور» و «سینمای دهه ۸۰» حضور داشت و آثار نیز در دو قالب بلند و کوتاه نمایش داده شدند. تعدادی از فیلمهای کوتاه والتدیزنی نیز در کنار آثار ایرانی و خارجی روی پرده رفتند.
در این دوره هنوز خبری از پروانههای زرین، هیئت داوران کودک و نوجوان، رقابت فیلمهای ایرانی و خارجی یا شور خیابانی سالهای بعد جشنواره در اصفهان نبود. حتی عنوان «جشنواره کودک» بیش از آنکه بیانگر یک رویداد مستقل باشد، نامی برای مجموعهای از نمایشهای جانبی جشنواره فجر بود.
بااینحال، همین حضور محدود یک معنای مهم داشت: کودک برای نخستینبار در ساختار جشنوارهای سینمای پس از انقلاب، بهعنوان یک مخاطب متمایز به رسمیت شناخته شد.
دوره اول؛ وقتی کودک فقط تماشاگر بود
ساختار دوره نخست نشان میدهد برگزارکنندگان هنوز تصویری روشن از چیستی یک جشنواره تخصصی کودک نداشتند. فیلمها برای کودکان نمایش داده میشدند، اما کودکان نقشی در انتخاب، داوری یا حتی تعریف فضای جشنواره نداشتند. بزرگسالان فیلمها را انتخاب میکردند و درباره شکل مواجهه کودک با سینما تصمیم میگرفتند.
این الگو بعدها تغییر کرد؛ جشنواره به اصفهان رفت، هیئت داوران کودک و نوجوان تشکیل شد، پروانه زرین به وجود آمد و فضای شهری نیز درگیر رویداد شد. اما در سال ۱۳۶۱، جشنواره هنوز در نقطه آغاز بود: سینمایی برای کودکان، بدون حضور فعال خود کودکان.
نخستین دوره بیش از آنکه یک جشنواره کامل باشد، اعلام یک نیاز بود؛ اینکه کودکان نیز باید سهمی از پرده سینما داشته باشند.
البته این اعلام نیاز بلافاصله به یک جریان مستمر تبدیل نشد. برخلاف تصور معمول، دومین دوره جشنواره در سال ۱۳۶۲ برگزار نشد. براساس تاریخنگاری رایج ادوار جشنواره، باید تا سال ۱۳۶۵ منتظر دوره دوم ماند؛ فاصلهای چهارساله که خود از جایگاه متزلزل و تعریفنشده سینمای کودک در ساختار فرهنگی آن سالها خبر میدهد.
نخستین دوره برگزار شد، اما جشنواره هنوز آنقدر تثبیت نشده بود که هر سال به تقویم سینمای ایران بازگردد.
چهار سال سکوت تا تولد دوباره
دومین دوره جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان در بهمن ۱۳۶۵ و اینبار در دل پنجمین جشنواره فیلم فجر برگزار شد. سیدمحمد بهشتی دبیری جشنواره فجر را بر عهده داشت و فیلمها از ۱۲ تا ۲۲ بهمن در تهران نمایش داده شدند.
جشنواره کودک همچنان یک بخش جنبی بود و استقلال اجرایی نداشت، اما فاصله میان دوره اول و دوم، فقط یک فاصله تقویمی نبود. دوره دوم از نظر تعداد آثار، تنوع فیلمها و اعتبار نامهای حاضر، گامی جدیتر به شمار میرفت.
در دو بخش «چشمانداز سالهای دور» و «چشمانداز سالهای دور؛ نقاشی متحرک»، در مجموع ۱۲۹ فیلم بلند و کوتاه به نمایش درآمد؛ آماری قابلتوجه برای رویدادی که هنوز عنوان یک جشنواره مستقل را به دست نیاورده بود.
در میان فیلمهای بلند ایرانی این دوره، نام دو اثر مهم دیده میشد: «خانه دوست کجاست؟» ساخته عباس کیارستمی و «آلبوم تمبر» به کارگردانی کیومرث پوراحمد. فیلمسازانی چون فرشید مثقالی، علیاکبر صادقی، نورالدین زرینکلک و مرتضی ممیز نیز با آثار کوتاه خود در برنامههای این دوره حضور داشتند.
این ترکیب، نکتهای مهم را درباره ریشههای سینمای کودک ایران آشکار میکند؛ این سینما از همان ابتدا فقط به سرگرمی و قصههای فانتزی محدود نبود. در کنار انیمیشن، فیلم کوتاه و تجربههای تصویری، آثاری نیز حضور داشتند که جهان واقعی کودک، مدرسه، دوستی، مسئولیت و مناسبات اجتماعی را جدی میگرفتند.
«خانه دوست کجاست؟»؛ کودک بهعنوان یک انسان
حضور «خانه دوست کجاست؟» در دوره دوم، فقط افزودهشدن نام یک فیلم مهم به فهرست جشنواره نبود. فیلم عباس کیارستمی پیشنهاد متفاوتی درباره سینمای کودک مطرح میکرد.
کودک در این فیلم وسیلهای برای خنداندن مخاطب، اجرای ترانه یا پیشبرد یک ماجرای فانتزی نیست. احمدپور شخصیتی مستقل با دغدغهای اخلاقی است؛ کودکی که برای بازگرداندن دفتر دوستش، در برابر جهان بیاعتنا و قانونزده بزرگسالان میایستد.
کیارستمی جهان را از ارتفاع نگاه کودک میبیند. مسئلهای که برای بزرگسالان کوچک و بیاهمیت است، برای کودک میتواند تمام جهان باشد. همین تغییر زاویه دید، «خانه دوست کجاست؟» را از بسیاری از فیلمهایی که صرفاً کودک را در قاب خود جای دادهاند، جدا میکند.
نمایش این فیلم در مراسم پایانی پنجمین جشنواره فجر نیز جایگاه آن را برجستهتر کرد. «خانه دوست کجاست؟» در هر دو بخش مسابقه و جنبی جشنواره فجر حضور داشت و مراسم پایانی با نمایش آن به پایان رسید.
دوره دوم در واقع به جشنواره کودک یادآوری کرد که سینمای کودک فقط مجموعهای از فیلمهای رنگارنگ و مفرح نیست؛ میتواند واجد زبان سینمایی، جهانبینی و ارزش هنری مستقل باشد.
از کشف مخاطب تا کشف سینما
اگر دوره نخست را مرحله «کشف کودک بهعنوان مخاطب» بدانیم، دوره دوم مرحله «کشف ظرفیت سینمای کودک» بود.
در دوره نخست، مهمترین اتفاق این بود که بخشی برای کودک در برنامه جشنواره فجر ایجاد شد. در دوره دوم، فیلمهایی به نمایش درآمدند که نشان دادند کودک میتواند مرکز یک تجربه جدی سینمایی باشد. حضور همزمان فیلم بلند، فیلم کوتاه و نقاشی متحرک نیز نشان میداد این حوزه امکان گسترش در قالبها و زبانهای مختلف را دارد.
اما یک مشکل اساسی همچنان باقی بود: جشنواره کودک هنوز خانهای از آن خود نداشت.
این رویداد در دو دوره نخست زیر سایه جشنواره فیلم فجر برگزار شد؛ جشنوارهای بزرگتر، پرخبرتر و متوجه سینمای عمومی و بزرگسال. در چنین ساختاری، سینمای کودک ناگزیر یک بخش فرعی باقی میماند و نمیتوانست تمام توجه رسانهها، فیلمسازان و سیاستگذاران را به مسائل خود معطوف کند.
شاید به همین دلیل است که روایت واقعی جشنواره کودک، فقط روایت فیلمهایی نیست که در آن نمایش داده شدند؛ روایت تلاش طولانی یک رویداد برای بهدستآوردن هویت مستقل خود نیز هست.
جشنوارهای که هنوز «جشنواره» نشده بود
در دو دوره نخست، خبری از رقابت منسجم، جوایز اختصاصی و نشانهای چون پروانه زرین نبود. پروانههای زرین از دوره چهارم وارد ساختار جشنواره شدند و این رویداد پس از پنج دوره حضور در دل جشنواره فجر، سرانجام در دوره ششم استقلال یافت و در سال ۱۳۶۹ به اصفهان رفت.
بنابراین، نخستین و دومین دوره را باید دوران جنینی جشنواره دانست؛ سالهایی که ایده شکل گرفته بود، اما ساختار هنوز کامل نبود.
با وجود این، در همین دوران دو بنیان مهم گذاشته شد: نخست، به رسمیت شناختن کودک بهعنوان مخاطبی که به برنامه سینمایی اختصاصی نیاز دارد و دوم، جدیگرفتن فیلم کودک بهعنوان اثری که میتواند همزمان برای کودک ساخته شود و از ارزش هنری برخوردار باشد.
این دو بنیان هنوز هم معیار مناسبی برای سنجش جشنوارهاند. جشنواره امروز تا چه اندازه کودکان را بهعنوان صاحبان اصلی رویداد به رسمیت میشناسد؟ و چه میزان از فیلمهایش، علاوه بر برچسب «کودک و نوجوان»، جهان، نیازها و زبان واقعی این نسل را میشناسند؟
کودکی که از حاشیه وارد قاب شد
مسیر دو دوره نخست با یک تناقض آغاز شد: جشنوارهای برای کودکان شکل گرفت، اما خود کودکان هنوز در ساختار آن صدای مستقلی نداشتند. این رویداد توانست آثار مهمی را نمایش دهد، اما چهار سال برای رسیدن از دوره اول به دوم زمان لازم داشت و همچنان بخشی جنبی از جشنواره فجر باقی ماند.
بااینحال، همین آغاز محدود اهمیت تاریخی خود را حفظ کرده است. اگر آن بخش کوچک در سال ۱۳۶۱ شکل نمیگرفت و اگر دوره دوم با آثاری مانند «خانه دوست کجاست؟» ظرفیت هنری این سینما را نشان نمیداد، احتمالاً مسیر رسیدن به جشنوارهای مستقل در اصفهان نیز به این شکل طی نمیشد.
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان از یک سالن مستقل و فرش قرمز آغاز نشد؛ از گوشهای از جدول نمایش جشنواره فجر متولد شد. کودکی که ابتدا فقط جایی در حاشیه برنامه داشت، آرامآرام به مرکز قاب آمد؛ هرچند سینمای ایران هنوز هم پس از ۳۷ دوره، برای حفظ او در مرکز این قاب با پرسشهای بسیاری روبهروست.
ادامه دارد...
در قسمت دوم پرونده «کودکی روی پرده»، دورههای سوم و چهارم جشنواره را بررسی میکنیم؛ دورههایی که پای آثار سینماگران اروپای شرقی و نخستین هیئت داوران به جشنواره باز شد و «پروانه زرین» برای نخستینبار به پرواز درآمد.
ارسال دیدگاه