پانا گزارش میدهد؛
از «یک سریال برای هر شب» تا «چند قرار در هفته»؛ تغییر نقشه سریالها در تلویزیون
تهران (پانا) - الگوی تازه پخش مجموعههای نمایشی، با تقسیم سریالها میان شبهای زوج، فرد و پایان هفته، جدول تلویزیون را از حالت تکمحصولی خارج کرده است؛ سیاستی که میتواند همزمان به تنوع آنتن، افزایش عمر رسانهای آثار و شکلگیری دوباره قرارهای هفتگی میان مخاطب و تلویزیون کمک کند.
سالها پخش سریال در تلویزیون ایران براساس الگویی تقریباً ثابت پیش میرفت؛ یک مجموعه در شبهای متوالی روی آنتن قرار میگرفت و پس از پایان آن، سریال دیگری جایگزین میشد. این شیوه در دورهای که انتخابهای رسانهای خانوادهها محدودتر بود، میتوانست بخش بزرگی از مخاطبان را هر شب در ساعتی مشخص پای تلویزیون بنشاند، اما گسترش شبکههای اجتماعی، سامانههای نمایش آنلاین و تغییر سبک زندگی مردم، معادله تماشا را تغییر داده است.
اکنون مرکز سیمافیلم با طراحی الگویی تازه، پخش همزمان چند سریال را در روزهای مختلف هفته در دستور کار قرار داده است. براساس این الگو، شبکههای اصلی سیما بهجای تمرکز بر یک مجموعه در تمام شبهای هفته، سریالهای متفاوتی را در شبهای زوج، فرد و جمعه پخش میکنند؛ تغییری که از یک جابهجایی ساده در جدول فراتر میرود و نوع مواجهه تلویزیون با تولیدات نمایشی و مخاطبان آنها را دگرگون میکند.
در شبکه یک، برای نمونه، «اسباب زحمت ۲» در شبهای زوج، «سرو، سپید، سرخ ۲» در شبهای فرد و «کارآگاه علوی ۳» در جمعهها قرار گرفتهاند. اجرای همین الگو در شبکههای یک، دو و سه، به معنای حضور همزمان ۹ سریال در سبد پخش هفتگی تلویزیون است؛ ظرفیتی که ویترین آثار نمایشی رسانه ملی را گستردهتر و متنوعتر میکند.
مهدی نقویان، رئیس مرکز سیمافیلم نیز در تشریح این رویکرد تأکید کرده است که پخش یک سریال در ۳۰ شب متوالی، دیگر الزاماً پاسخگوی نیاز مخاطب امروز نیست. این سخن را میتوان نقطه آغاز سیاست تازهای دانست که میخواهد جدول پخش تلویزیون را با تحول عادتهای رسانهای مردم هماهنگ کند.
پایان انحصار یک سریال در آنتن
یکی از نتایج مهم این سیاست، خارجشدن آنتن هر شبکه از حالت تکمحصولی است. در الگوی گذشته، یک سریال برای چند هفته متوالی تنها اثر نمایشی اصلی شبکه بود و بخش عمده ظرفیت سریال شبانه را در اختیار داشت؛ بنابراین اگر موضوع یا فضای آن با سلیقه بخشی از مخاطبان هماهنگ نبود، آن گروه تا پایان مجموعه انتخاب نمایشی دیگری در همان شبکه نداشتند.
در جدول تازه، مخاطب با چند اثر متفاوت روبهرو میشود. ممکن است یک سریال خانوادگی یا کمدی در شبهای زوج پخش شود، شبهای فرد به یک اثر تاریخی یا اجتماعی اختصاص پیدا کند و جمعهها نیز مجموعهای معمایی یا پلیسی روی آنتن برود. به این ترتیب، شبکه در طول یک هفته میتواند با طیف گستردهتری از مخاطبان ارتباط برقرار کند.
این تنوع فقط به افزایش تعداد عنوانها محدود نمیشود؛ حضور همزمان چند مجموعه، امکان عرضه گونههای مختلف نمایشی را نیز فراهم میکند. کمدی، تاریخی، اجتماعی، خانوادگی، پلیسی و زندگینامهای میتوانند در یک جدول مشترک قرار گیرند، بدون آنکه یک ژانر برای مدتی طولانی تمام سهم سریالهای یک شبکه را به خود اختصاص دهد.
در شرایطی که سلایق رسانهای مخاطبان بیش از گذشته متنوع شده است، چنین رویکردی میتواند انتخاب را به عنصر اصلی جدول پخش تبدیل کند. تلویزیون دیگر از همه مخاطبان نمیخواهد یک قصه واحد را دنبال کنند؛ بلکه چند مسیر متفاوت پیش روی آنها قرار میدهد.
بازگشت «قرار هفتگی» به تلویزیون
پخش سریال در شبهای مشخص میتواند مفهوم «قرار هفتگی» را دوباره در تلویزیون زنده کند؛ قراری که سالها یکی از ویژگیهای برنامههای پرمخاطب بود. وقتی مخاطب بداند سریال مورد علاقهاش یکشنبه، سهشنبه و پنجشنبه پخش میشود یا جمعهشبها باید منتظر قسمت تازه آن باشد، نام مجموعه بهتدریج با یک زمان مشخص در ذهن او پیوند میخورد.
پخش هرشبه، قصه را با سرعت به پیش میبرد، اما فاصله میان قسمتها فرصت بیشتری برای ماندگاری هر اپیزود فراهم میکند. مخاطبان میتوانند درباره ماجراهای قسمت گذشته صحبت کنند، شخصیتها و اتفاقات را مورد بحث قرار دهند و با کنجکاوی بیشتری منتظر ادامه داستان بمانند.
این همان ظرفیتی است که سالها در شیوه پخش هفتگی سریالهای جهان و طی سالهای اخیر در شبکه نمایش خانگی دیده شده است. قسمت تازه یک سریال فقط در زمان انتشار دیده نمیشود، بلکه تا موعد پخش قسمت بعدی در شبکههای اجتماعی، رسانهها و گفتوگوهای روزمره حضور دارد. تحلیل شخصیتها، بازنشر سکانسها و گمانهزنی درباره ادامه قصه، بخشی از تجربه تماشای اثر میشود.
تلویزیون نیز با تکیه بر گستره مخاطبان خود میتواند این انتظار را به یک تجربه جمعی تبدیل کند. بهخصوص درباره مجموعههای تاریخی، معمایی و شخصیتمحور، فاصله زمانی میان قسمتها فرصت بیشتری برای توجه به جزئیات روایت و دنبالکردن مسیر داستان ایجاد میکند.
فرصت بیشتر برای بازتاب رسانهای هر قسمت
در الگوی جدید، هر قسمت چند روز فرصت دارد تا دیده و درباره آن گفتوگو شود. البته این به معنای محدودشدن امکان تماشای سریال نیست؛ زیرا هر مجموعه در طول شبانهروز چند نوبت بازپخش تلویزیونی دارد و قسمتهای آن از طریق سامانههای اینترنتی رسانه ملی نیز در دسترس مخاطبان قرار میگیرد.
بنابراین مخاطبی که پخش اصلی را از دست داده است، میتواند از بازپخشهای متعدد یا بسترهای اینترنتی استفاده کند. مزیت فاصله میان قسمتها در اینجا نه جبران یک فرصت محدود، بلکه افزایش زمان حضور رسانهای هر اپیزود است. قسمت تازه پیش از رسیدن اپیزود بعدی فرصت دارد در نوبتهای مختلف بازپخش شود، در فضای مجازی بازتاب پیدا کند و بخشهای مهم آن بیشتر دیده شود.
این فاصله برای گروه سازنده و شبکه پخشکننده نیز فرصت مناسبی فراهم میآورد. بهجای تبلیغ کلی یک مجموعه در ابتدای پخش، میتوان متناسب با وقایع هر قسمت، تیزر، گفتوگو، پشتصحنه و محتوای تکمیلی منتشر کرد. در نتیجه، تبلیغات سریال از شکل یک فعالیت کوتاهمدت خارج میشود و در تمام دوره پخش ادامه پیدا میکند.
رسانهها نیز زمان بیشتری برای نقد و تحلیل هر مجموعه خواهند داشت. در پخش روزانه، گاهی پیش از آنکه یک قسمت در فضای عمومی بازتاب پیدا کند، قسمت بعدی از راه میرسد؛ اما در الگوی چندشبی، هر اپیزود زمان بیشتری برای قرارگرفتن در چرخه خبری و تحلیلی دارد. این اتفاق میتواند به افزایش دیدهشدن بازیگران، نویسندگان، کارگردانان و دیگر عوامل تولید نیز کمک کند.
عمر طولانیتر برای تولیدات نمایشی
یکی دیگر از پیامدهای این الگو، افزایش مدت حضور یک سریال در جدول پخش است. مجموعهای ۳۰ قسمتی که هر شب پخش شود، تقریباً در یک ماه به پایان میرسد؛ اما همان مجموعه با سه قسمت در هفته میتواند حدود دو ماه و نیم در آنتن باقی بماند.
این افزایش زمان، به معنای حضور طولانیتر نام و هویت سریال در فضای عمومی است. یک اثر فرصت پیدا میکند بهتدریج مخاطبان خود را پیدا کند و از طریق بازپخشها، معرفیهای رسانهای و توصیه مخاطبان به یکدیگر بیشتر شناخته شود. همه سریالها الزاماً از قسمت نخست به نقطه اوج توجه نمیرسند؛ برخی آثار در طول پخش و با گسترش تدریجی دامنه مخاطبانشان دیده میشوند.
از منظر مدیریت تولیدات نیز، پخش همزمان چند سریال میتواند فاصله میان آمادهشدن یک اثر و رسیدن آن به آنتن را کاهش دهد. در مدل تکمحصولی، سریالها باید منتظر پایان مجموعه قبلی بمانند، اما در جدول تازه، چند مسیر پخش در اختیار آثار قرار میگیرد. به این ترتیب، تولیدات متنوعتری فرصت نمایش پیدا میکنند و مخاطب نیز در بازهای کوتاهتر با تعداد بیشتری از آثار سیمافیلم روبهرو میشود.
این شیوه همچنین امکان معرفی چهرهها و گروههای تولید بیشتری را فراهم میکند. هنگامی که چند سریال بهطور همزمان روی آنتن هستند، بازیگران، کارگردانان و نویسندگان متعددی در معرض توجه قرار میگیرند و جریان تولید سریال در تلویزیون پرتحرکتر به نظر میرسد.
جدول پخش بهمثابه بخشی از روایت
تقسیم سریالها میان شبهای مختلف هفته تنها یک تصمیم فنی درباره زمان پخش نیست؛ جدول پخش میتواند بخشی از هویت هر اثر باشد. یک سریال خانوادگی ممکن است با شبهای میانی هفته تناسب بیشتری داشته باشد و یک مجموعه معمایی یا تاریخی بتواند در پایان هفته، فرصت بیشتری برای جذب مخاطب پیدا کند.
در چنین مدلی، هر سریال صاحب جایگاه مشخصی در جدول میشود و مخاطب بهمرور آن را با روز پخش خود به یاد میآورد. این نظم زمانی میتواند به برندسازی آثار نیز کمک کند؛ همانطور که بسیاری از برنامههای ماندگار تلویزیون با شب و ساعت پخششان در حافظه جمعی ثبت شدهاند.
حضور مجموعهای مانند «کارآگاه علوی ۳» در جمعهها، برای نمونه، میتواند آن را به سریال ویژه پایان هفته تبدیل کند؛ درحالیکه دو مجموعه دیگر در شبهای زوج و فرد، ریتم پیوستهتری به جدول شبکه میدهند. در این چیدمان، هر اثر نه رقیب سریال دیگر، بلکه تکمیلکننده سبد نمایشی شبکه است.
حرکت از مخاطب انبوه به مخاطبان متنوع
سیاست تازه سیمافیلم را میتوان نشانهای از تغییر نگاه به مفهوم مخاطب دانست. تلویزیون در گذشته بیشتر به دنبال مجموعهای بود که بتواند همه خانوادهها را همزمان جذب کند؛ اما فضای رسانهای امروز نشان داده است که مخاطبان، سلیقهها و انتخابهای متفاوتی دارند.
قرارگرفتن چند سریال در جدول یک شبکه، پذیرش همین واقعیت است. ممکن است مخاطب تنها یکی از سه مجموعه را دنبال کند، اما در همان حال، مخاطب دیگری با سریال دوم یا سوم ارتباط برقرار کند. حاصل این پراکندگی، میتواند افزایش مجموع مخاطبان بخش نمایشی شبکه باشد؛ حتی اگر همه آنها یک اثر واحد را تماشا نکنند.
از این منظر، هدف جدول تازه الزاماً تولید یک نقطه تمرکز واحد نیست، بلکه ساختن چند نقطه اتصال میان تلویزیون و گروههای مختلف مردم است. رویکردی که با واقعیت رسانهای امروز و گستردگی انتخابهای مخاطب تناسب بیشتری دارد.
فصلی تازه در عرضه سریالهای تلویزیونی
الگوی تازه پخش را میتوان تلاشی برای بازآرایی ظرفیت نمایشی تلویزیون دانست؛ الگویی که آنتن را از تمرکز طولانی بر یک عنوان خارج میکند و امکان حضور همزمان چند قصه، ژانر و گروه تولید را فراهم میآورد.
افزایش تنوع، ایجاد حق انتخاب، شکلگیری قرارهای هفتگی، طولانیترشدن عمر رسانهای آثار، استفاده مؤثرتر از نوبتهای بازپخش و فراهمشدن فرصت بیشتر برای گفتوگو درباره هر قسمت، مهمترین ظرفیتهای این سیاست هستند. در این میان، دسترسی به بازپخشهای متعدد تلویزیونی و سامانههای اینترنتی نیز باعث میشود مخاطب بتواند زمان تماشای خود را با برنامه روزانهاش هماهنگ کند.
تلویزیون با این تغییر، از پخش خطی و فشرده یک مجموعه به سمت طراحی یک سبد هفتگی حرکت کرده است؛ سبدی که بهجای یک انتخاب، چند پیشنهاد نمایشی در برابر مخاطب قرار میدهد. این سیاست را میتوان پاسخی به تغییر سبک تماشا در سالهای اخیر و تلاشی برای بازگرداندن تنوع و انتظار به سریالهای تلویزیونی دانست.
در نهایت، مهمترین دستاورد الگوی جدید شاید این باشد که هر شب تلویزیون را به قصهای متفاوت پیوند میزند؛ یک شب برای خندیدن، شبی برای دنبالکردن یک روایت تاریخی و جمعهای برای کشف یک معما. به این ترتیب، آنتن نمایشی تلویزیون بهجای عبور سریع از یک سریال به سریال بعدی، به مجموعهای از قرارهای منظم و متنوع با مخاطب تبدیل میشود.
ارسال دیدگاه