پانا گزارش میدهد؛
از ثبت جنگ تا فتح پردههای تازه؛ سینمای مستند چگونه حافظه تصویری ایران را میسازد؟
تهران (پانا) - در روزگاری که سرعت حوادث از فرصت ثبت و تأمل پیشی گرفته است، سینمای مستند بیش از هر زمان دیگری بهعنوان حافظه تصویری جامعه اهمیت پیدا میکند؛ سینمایی که کارش تنها روایت گذشته نیست و میتواند رخدادهای ملتهب امروز را به سندی برای فردا تبدیل کند. نگاهی به فعالیتهای یکسال اخیر مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی نشان میدهد تولید آثار مرتبط با جنگ، توسعه اکرانهای دانشگاهی، حضور در پلتفرمها و گسترش ارتباطات بینالمللی، مهمترین مسیرهای پیشروی این گونه سینمایی بودهاند.
سینما در حافظه عمومی ایرانیان اغلب با سالنهای تاریک، بازیگران مشهور و فیلمهای داستانی پرفروش به یاد آورده میشود؛ اما بخشی از این حافظه تصویری، دور از هیاهوی گیشه و فرش قرمز، به دست فیلمسازانی ساخته میشود که دوربین خود را به سمت واقعیت گرفتهاند. سینمای مستند، برخلاف تصور رایج، فقط ثبت طبیعت، آیینهای بومی یا چهرههای تاریخی نیست؛ این سینما میتواند به قلب بحران برود، زندگی روزمره را در موقعیتهای غیرعادی ثبت کند، روایتهای پنهان را آشکار سازد و آنچه را در ازدحام خبرها نادیده مانده است، برای آینده نگه دارد.
روز ملی سینما فرصتی برای مرور کارنامه تمام بخشهای این هنر است؛ از سینمای داستانی و انیمیشن گرفته تا فیلم کوتاه و مستند. بااینحال، سخن گفتن از سینمای مستند در چنین روزی اهمیت مضاعفی دارد؛ زیرا مستند، بیش از هر شکل دیگری از سینما، با حافظه تاریخی و هویت اجتماعی یک ملت پیوند خورده است.
گزارش فعالیتهای مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی در فاصله شهریور ۱۴۰۴ تا شهریور ۱۴۰۵ نشان میدهد که ثبت رخدادهای ملی و گسترش مسیرهای نمایش آثار، دو محور اصلی برنامههای این مرکز در یک سال گذشته بوده است؛ دو محوری که یکی به تولید و حفظ حافظه تصویری کشور مربوط میشود و دیگری به رساندن این تصاویر به مخاطب.
دوربینهایی که در میانه حادثه روشن ماندند
یکی از مهمترین ویژگیهای سینمای مستند، واکنش سریع آن به رویدادهای اجتماعی و تاریخی است. یک رخداد ممکن است در رسانههای خبری طی چند روز یا چند هفته از صدر اخبار کنار برود، اما مستند میتواند همان اتفاق را از سطح خبر فراتر ببرد و به تجربهای انسانی، تاریخی و قابل بازخوانی تبدیل کند.
بر اساس گزارش مرکز گسترش، در یک سال گذشته ۲۰ فیلم مستند با محوریت «جنگ ۱۲روزه» و با موضوعها و زاویههای روایی مختلف تولید و عرضه شده است. همچنین تولید ۱۷ اثر مستند و ۶ اثر پویانمایی با موضوع «جنگ رمضان» در دستور کار قرار گرفته تا ابعاد گوناگون این رویدادها ثبت و روایت شود.
اهمیت چنین تولیداتی صرفاً به تعداد آثار بازنمیگردد. رویدادهای بزرگ معمولاً در نخستین روزها با حجم گستردهای از تصاویر خبری مواجه میشوند؛ تصاویری که بیشتر به ثبت فوری واقعه میپردازند. آنچه میتواند این مواد پراکنده را به روایتی ماندگار تبدیل کند، نگاه مستندساز است؛ نگاهی که میان تصویر، شاهد، مکان، حافظه و پیامدهای انسانی یک حادثه ارتباط برقرار میکند.
در ادامه همین رویکرد، مرکز گسترش در ۶ ماه نخست سال ۱۴۰۵ قرارداد تولید ۲۱ فیلم مستند با موضوعات اجتماعی، جنگ، پرتره و دیگر حوزهها را منعقد کرده است؛ آثاری که در مراحل مختلف تولید قرار دارند. تنوع موضوعی این فیلمها میتواند از یکسویهشدن جریان مستندسازی جلوگیری کند. سینمای مستند زمانی زنده و اثرگذار باقی میماند که در کنار ثبت وقایع بزرگ، زندگی مردم، تحولات اجتماعی و چهرههایی را نیز روایت کند که بخشی از تاریخ فرهنگی و اجتماعی کشورند.
ثبت یک تشییع از پنج جغرافیا
بخش دیگری از برنامههای مرکز گسترش به ثبت مراسم تشییع رهبر شهید اختصاص داشته است. برپایی «میعادگاه سینماگران» در روزهای ۱۲، ۱۳ و ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵، همزمان با مراسم تشییع، بخشی از این برنامه بود.
برای تولید مستند این مراسم، ۵۰ نفر از اعضای گروههای فیلمبرداری در تهران، قم، مشهد، کربلا و دیگر نقاط عراق فعالیت کردند. چنین گسترهای از تصویربرداری، امکان ثبت یک واقعه از زاویههای جغرافیایی و انسانی متفاوت را فراهم میکند. در این نوع مستندسازی، تصویر صرفاً گزارشی از حضور جمعیت نیست؛ واکنشهای مردم، نشانههای شهری، مناسک، سکوتها و گفتوگوهای حاشیه مراسم نیز بخشی از روایت تاریخی را شکل میدهند.
ساخت مستندی درباره دوران کودکی و نوجوانی رهبر شهید در مشهد نیز در همین چارچوب قرار گرفته است؛ اثری که میتواند به جای تمرکز صرف بر موقعیت رسمی یک شخصیت، به ریشهها، محیط رشد و تجربههای شکلدهنده زندگی او بپردازد.
مراسم تشییع همچنین به وسیله آلفرد یعقوبزاده، عکاس شناختهشده کشور، ثبت شده است. همراهشدن عکاسی مستند با تولید فیلم، مجموعه متنوعتری از اسناد بصری را فراهم میکند؛ اسنادی که در سالهای آینده، علاوه بر ارزش رسانهای، میتوانند برای پژوهشهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی نیز مورد استفاده قرار گیرند.
«سینماحقیقت»؛ از ویترین سالانه تا محل گفتوگو
جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» مهمترین رویداد سالانه سینمای مستند کشور به شمار میرود. نوزدهمین دوره این جشنواره در آذرماه ۱۴۰۴ برگزار شد و در روز نخست آن، مستند «نامش زن» ساخته ماریا ماوتی به نمایش درآمد.
افزودهشدن بخش رقابتی «ایران» از تغییرات این دوره بود. در این بخش ۳۱ فیلم مستند با موضوع جنگ ۱۲روزه و میراث کهن به نمایش درآمد. قرار گرفتن دو موضوع جنگ و میراث در کنار یکدیگر، دو وظیفه اساسی مستندسازی را یادآوری میکند: ثبت آنچه در معرض فراموشی است و حفاظت تصویری از آنچه هویت تاریخی و فرهنگی یک جامعه را شکل میدهد.
بخش ویژه غزه و فلسطین و نمایش پنج اثر برگزیده در این حوزه نیز از دیگر برنامههای دوره نوزدهم بود. فیلم مستند در مواجهه با جنگ و بحرانهای انسانی، میتواند از آمارها عبور کند و تجربه زیسته انسانها را در مرکز روایت قرار دهد. همین قابلیت سبب شده است مستندهای جنگی و بحران، علاوه بر کارکرد تاریخی، از ظرفیت تأثیرگذاری بینالمللی برخوردار باشند.
در نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت»، بخش ویژه عکس نیز برای نخستینبار برگزار شد. ورود عکاسی به ساختار جشنواره، میتواند دامنه گفتوگو درباره تصویر مستند را گسترش دهد؛ زیرا عکاسی و فیلم مستند، با وجود تفاوتهای روایی، هر دو از واقعیت آغاز میکنند و آن را از زاویه نگاه مؤلف بازمیسازند.
برگزاری ۱۵ کارگاه تخصصی ملی و بینالمللی نیز بخش آموزشی این دوره را تشکیل داد. جشنوارهای که فعالیت خود را تنها به نمایش فیلم و اهدای جایزه محدود کند، پس از چند روز به پایان میرسد؛ اما آموزش، تبادل تجربه و ارتباط فیلمسازان ایرانی با جریانهای جهانی میتواند اثر آن را به ماههای بعد گسترش دهد.
مرکز گسترش اکنون برای برگزاری بیستمین جشنواره «سینماحقیقت» آماده میشود. بخش «ایران» در این دوره قرار است بر آثاری با محوریت رهبر شهید، جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان تمرکز داشته باشد. رسیدن جشنواره به دوره بیستم، علاوه بر مرور یک کارنامه، فرصتی برای ارزیابی مسیر آینده آن است؛ اینکه «سینماحقیقت» چگونه میتواند هم ویترین تولیدات داخلی باشد و هم جایگاه خود را در نقشه جشنوارههای معتبر مستند منطقه و جهان تقویت کند.
مستندی که دیده نشود، مأموریتش کامل نشده است
یکی از مسائل قدیمی سینمای مستند، محدودبودن امکان نمایش است. تولید یک فیلم، تنها نیمی از مسیر است و اگر اثر به مخاطب نرسد، چرخه ارتباط آن کامل نمیشود. بسیاری از مستندها پس از حضور در چند جشنواره، از دسترس تماشاگر عمومی خارج میشوند؛ اتفاقی که هم سرمایه تولید را کماثر میکند و هم مستندساز را از مواجهه مستقیم با مخاطب محروم میسازد.
در یک سال گذشته ۳۹ فیلم در گروه سینمایی «هنر و تجربه» در تهران و شهرستانها اکران شدهاند. این آمار اگرچه نشانه تداوم نمایش آثار غیرتجاری است، اما مسئله اصلی همچنان گستره و استمرار اکرانهاست. سینمای مستند برای رسیدن به مخاطب، نمیتواند تنها به چند سالن در پایتخت یا نمایشهای محدود جشنوارهای متکی باشد.
شبکهسازی برای نمایش آثار در مراکز فرهنگی و هنری از جمله موزه هنرهای معاصر، فرهنگسرای سرو و مجموعه چارسو، یکی از اقداماتی است که میتواند به ایجاد مکانهای تازه برای تماشای مستند کمک کند. چنین نمایشهایی زمانی نتیجه مطلوب خواهند داشت که از قالب برنامههای مناسبتی خارج شوند و به یک تقویم منظم برسند.
تداوم و گسترش اکرانهای دانشگاهی نیز مسیر مهم دیگری است. دانشگاهها نهتنها محل تجمع بخشی از مخاطبان بالقوه سینمای مستندند، بلکه نمایش فیلم در آنها میتواند با نشستهای نقد، گفتوگوهای تخصصی و بررسی موضوعات اجتماعی همراه شود. در چنین شرایطی، مستند از یک محصول نمایشی به نقطه آغاز بحث و تحلیل تبدیل خواهد شد.
پلتفرمها؛ سالن تازه سینمای مستند
تحول الگوی مصرف فرهنگی، مفهوم «اکران» را نیز تغییر داده است. امروز نمایش فیلم دیگر تنها به سالن سینما محدود نیست و پلتفرمهای اینترنتی میتوانند مستند را به خانه مخاطبانی ببرند که ممکن است در شهرشان سالن تخصصی یا امکان حضور در جشنواره نداشته باشند.
مرکز گسترش از مذاکره با پلتفرمهایی مانند فیلمنت و فیلیمو برای افزایش عرضه مستندها خبر داده است. حضور هدفمند در بسترهای نمایش آنلاین میتواند بخشی از شکاف میان تولید و مخاطب را کاهش دهد، اما صرف بارگذاری آثار کافی نیست. مستندها برای دیدهشدن در میان انبوه محصولات سرگرمکننده به معرفی حرفهای، تبلیغات، دستهبندی مناسب و پیشنهاد هوشمندانه به کاربران نیاز دارند.
زمینهسازی برای تولید مشترک یک برنامه اینترنتی با مجموعه تابناک با محور نقد، بررسی و معرفی آثار مستند نیز در همین مسیر قرار میگیرد. اگر چنین برنامههایی از قالب تبلیغات مستقیم فاصله بگیرند و به تحلیل آثار، معرفی فیلمسازان و گفتوگو درباره سوژهها بپردازند، میتوانند مخاطبان تازهای برای سینمای مستند ایجاد کنند.
مسئله دسترسی، امروز یکی از مهمترین حلقههای زنجیره مستندسازی است. مستند زمانی به حیات واقعی خود میرسد که دیده شود، درباره آن گفتوگو شکل بگیرد و تصویر ارائهشده از سوی فیلمساز در معرض قضاوت عمومی قرار گیرد.
عبور از مرزها با زبان واقعیت
واقعیت، برخلاف بسیاری از محصولات داستانی، اغلب به ترجمه فرهنگی کمتری نیاز دارد. روایت محیطزیست، جنگ، مهاجرت، کودکان، آیینهای محلی و مسائل انسانی میتواند مخاطبانی از جغرافیاهای گوناگون پیدا کند. به همین دلیل، توسعه توزیع بینالمللی آثار و حضور در جشنوارهها، بازارها و بسترهای خارجی، بخشی مهم از برنامه اعلامشده مرکز گسترش است.
برگزاری کارگاه آنلاین «رشد و پرورش واقعیت مجازی» با حضور کوان یوئن لای از تایوان، نشانهای از توجه به قالبهای تازه روایت است. واقعیت مجازی میتواند تماشاگر را از جایگاه ناظر بیرونی خارج کند و او را در فضای روایت قرار دهد؛ قابلیتی که برای مستند، بهویژه در حوزه میراث فرهنگی، محیطزیست و بازسازی تجربههای انسانی، ظرفیتهای تازهای ایجاد میکند.
رایزنی برای تولید مشترک مستندی با موضوع «کودکان میناب» با یک فیلمساز ترکیهای و پیگیری پروژهای درباره «دنا» با فیلمسازی هندیتبار و ایرلندی، از دیگر برنامههای بینالمللی مرکز است. تولید مشترک زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که صرفاً به تأمین سرمایه محدود نشود و به تبادل تجربه، دسترسی به بازارهای تازه و روایت موضوعات ایرانی برای مخاطبان جهانی بینجامد.
مستند؛ حافظهای که باید به دست مردم برسد
مجموعه اقدامهای انجامشده طی یک سال گذشته، از تولید فیلمهای مرتبط با جنگ و ثبت مراسم تاریخی تا برگزاری جشنواره، توسعه اکرانهای دانشگاهی و مذاکره با پلتفرمها، نشان میدهد سینمای مستند در نقطهای قرار گرفته که تولید و توزیع باید همزمان پیش بروند.
افزایش تعداد فیلمها بهتنهایی نمیتواند معیار موفقیت باشد. کیفیت روایت، استقلال نگاه فیلمساز، تنوع موضوعی، امکان دسترسی مخاطبان، حفظ و آرشیو مواد تصویری و حضور مؤثر در عرصه بینالمللی، اجزای یک زنجیره بههمپیوستهاند. اگر یکی از این حلقهها نادیده گرفته شود، بخشی از ظرفیت مستند از میان خواهد رفت.
روز ملی سینما فقط فرصتی برای ستایش پرده نقرهای نیست؛ زمانی برای یادآوری مسئولیتی است که سینما در برابر تاریخ و جامعه بر عهده دارد. سینمای داستانی میتواند جهان تازهای خلق کند، اما مستند به ما نشان میدهد در جهانی که واقعاً وجود داشته، چه بر مردم گذشته است.
شاید مهمترین مأموریت مرکز گسترش و دیگر نهادهای فعال این حوزه نیز همین باشد: فراهمکردن شرایطی که دوربین مستندساز بهموقع روشن شود، روایتهای متفاوت مجال ساختهشدن پیدا کنند و فیلم پس از پایان تولید، راه خود را تا جشنواره، دانشگاه، سالن سینما، پلتفرم و در نهایت حافظه مردم ادامه دهد.
ارسال دیدگاه