پانا بررسی می‌کند؛

تحریم‌های آمریکا؛ اعتراف واشنگتن به ناکامی در رسیدن به اهداف سیاسی خود

تهران (پانا) - تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران طی سال‌های گذشته از یک ابزار محدود اقتصادی به یکی از ارکان اصلی سیاست فشار واشنگتن تبدیل شده است در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی و توسعه روابط اقتصادی با کشورهای منطقه و آسیا، راهبردی را دنبال می‌کند که هدف آن کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد در برابر فشار خارجی و تبدیل تحریم از یک عامل تعیین‌کننده به یک متغیر قابل مدیریت است.

کد مطلب: ۱۷۳۷۰۹۹
لینک کوتاه کپی شد
تحریم‌های آمریکا؛ اعتراف واشنگتن به ناکامی در رسیدن به اهداف سیاسی خود

تحریم اقتصادی طی چند دهه گذشته به یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران تبدیل شده است؛ ابزاری که هدف آن نه صرفاً محدود کردن برخی فعالیت‌های اقتصادی، بلکه ایجاد فشار گسترده بر منابع درآمدی، شبکه بانکی، تجارت خارجی و در نهایت محاسبات سیاسی تهران بوده است.

واشنگتن در سال‌های اخیر دامنه این فشار را به شکل قابل توجهی گسترش داده و در تازه‌ترین مرحله، علاوه بر هدف قرار دادن شبکه‌های مالی و نفتی ایران، تلاش کرده است کشورهای ثالث و مؤسسات مالی خارجی را نیز از همکاری اقتصادی با تهران منصرف کند. وزارت خزانه‌داری آمریکا در ماه‌های اخیر بارها اعلام کرده که هدفش قطع کانال‌های درآمدی و مالی ایران است.

اما در مقابل این فشار، ایران طی سال‌های گذشته یک واقعیت مهم را به نمایش گذاشته است: اقتصاد ایران، برخلاف هدف‌گذاری اولیه تحریم‌کنندگان، از کار نیفتاده و کشور توانسته است بخش مهمی از تجارت، تولید و صادرات خود را با اتکا به سازوکارهای جایگزین ادامه دهد.

این موضوع به یکی از مهم‌ترین محورهای مناقشه اقتصادی ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ اینکه آیا تحریم می‌تواند یک اقتصاد بزرگ، متنوع و دارای منابع انرژی فراوان را به تسلیم سیاسی وادار کند یا آنکه در نهایت به عاملی برای تغییر مسیر تجارت و بازتعریف مناسبات اقتصادی ایران با جهان تبدیل خواهد شد.

تحریم؛ از یک ابزار اقتصادی تا یک راهبرد سیاسی

پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، دولت دونالد ترامپ سیاست موسوم به «فشار حداکثری» را در پیش گرفت و مجموعه گسترده‌ای از تحریم‌ها علیه بخش‌های نفت، بانک، کشتیرانی، صنایع و اشخاص و شرکت‌های ایرانی اعمال شد.

این سیاست در دولت‌های بعدی آمریکا نیز در بخش‌های مختلف ادامه یافت و در سال ۲۰۲۶، با تشدید تنش‌ها میان تهران و واشنگتن، بار دیگر به یکی از محورهای اصلی سیاست آمریکا تبدیل شده است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا در سال جاری اعلام کرده که صدها فرد، شرکت، کشتی و شبکه مرتبط با اقتصاد ایران را هدف قرار داده است. واشنگتن همچنین تلاش کرده شبکه‌های موسوم به «بانکداری سایه» و کانال‌های انتقال درآمدهای نفتی ایران را محدود کند. 

در تازه‌ترین نمونه، آمریکا در چهارم سپتامبر ۲۰۲۶ یک بانک سرمایه‌گذاری ترکیه و دو شرکت وابسته به آن را نیز تحریم کرد و مدعی شد این مجموعه در انتقال درآمدهای مرتبط با نفت ایران نقش داشته است. این اقدام نشان می‌دهد دامنه تحریم‌ها دیگر صرفاً به شرکت‌های ایرانی محدود نیست و حتی مؤسسات کشورهای عضو ناتو نیز در معرض تحریم‌های ثانویه واشنگتن قرار گرفته‌اند. 

از این منظر، تحریم برای آمریکا تنها یک ابزار تنبیهی علیه ایران نیست؛ بلکه ابزاری برای اعمال قدرت بر شبکه اقتصاد جهانی نیز محسوب می‌شود.

اما همین مسئله در طرف مقابل، یک نتیجه متفاوت نیز ایجاد کرده است: تلاش ایران برای کاهش وابستگی تجارت خارجی به دلار و نظام مالی آمریکا.

راهبرد نخست ایران؛ تبدیل تحریم از تهدید به محرک تغییر

ایران طی  سال‌های تحریم به تدریج از یک مدل اقتصادی متکی بر کانال‌های سنتی تجارت جهانی فاصله گرفته و به سمت ایجاد شبکه‌های متنوع‌تر حرکت کرده است.

این تغییر یک‌شبه اتفاق نیفتاده است.تجربه چندین سال تحریم باعث شده است اقتصاد ایران به سمت: تنوع شرکای تجاری، توسعه تجارت منطقه‌ای، استفاده بیشتر از ارزهای محلی، افزایش صادرات غیرنفتی، توسعه تولید داخلی و گسترش روابط اقتصادی با کشورهای آسیایی حرکت کند.

در واقع یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ناخواسته تحریم برای ایران این بوده که کشور را وادار کرده است هزینه وابستگی به یک مسیر خاص تجاری را جدی‌تر بگیرد.

به همین دلیل، امروز مسئله برای ایران تنها «دور زدن تحریم» نیست؛ بلکه ایجاد ساختاری است که در آن تحریم نتواند کل اقتصاد کشور را متوقف کند.

راهبرد دوم؛ توسعه تجارت با همسایگان

یکی از مهم‌ترین مسیرهای مقابله با فشار آمریکا، استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه است.

ایران با مجموعه‌ای از کشورهای منطقه مرز زمینی یا دریایی دارد و از نظر جغرافیایی در نقطه‌ای قرار گرفته که می‌تواند میان آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس، شبه‌قاره هند و اروپا نقش ارتباطی ایفا کند. این موقعیت جغرافیایی، یک مزیت راهبردی برای اقتصاد ایران محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، توسعه تجارت با همسایگان می‌تواند وابستگی اقتصاد کشور به بازارهای غربی را کاهش دهد.

همکاری اقتصادی ایران با عراق، ترکیه، پاکستان، افغانستان، کشورهای آسیای مرکزی، روسیه و کشورهای حوزه خلیج فارس، در صورت توسعه زیرساخت‌ها، می‌تواند یک شبکه تجاری گسترده در اطراف ایران ایجاد کند.

برای نمونه، رویترز گزارش داده است که تجارت ایران و عراق در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۰ میلیارد دلار بوده و روابط اقتصادی دو کشور همچنان عمق قابل توجهی دارد. این ظرفیت به ایران اجازه می‌دهد بخشی از فشار تحریم‌های غرب را از طریق اقتصاد منطقه‌ای خنثی کند.

راهبرد سوم؛ توسعه صادرات غیرنفتی

یکی از مهم‌ترین پاسخ‌های اقتصادی ایران به تحریم، حرکت به سمت کاهش وابستگی بودجه و تجارت خارجی به نفت است. ایران طی سال‌های گذشته ظرفیت‌های قابل توجهی در حوزه‌های مختلف ایجاد کرده است:

• محصولات پتروشیمی

• صنایع فولادی

• محصولات معدنی

• محصولات کشاورزی

• مواد غذایی

• خدمات فنی و مهندسی

• محصولات صنعتی

• صنایع دانش‌بنیان

گسترش این بخش‌ها به معنای ایجاد منابع درآمدی متنوع‌تر است. در واقع منطق اقتصادی این سیاست ساده است:

اگر فشار آمریکا بتواند درآمد نفتی ایران را کاهش دهد، اقتصاد ایران باید منابع درآمدی دیگری داشته باشد که تحریم آنها دشوارتر باشد. بنابراین صادرات غیرنفتی صرفاً یک سیاست تجاری نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد امنیت اقتصادی ایران است.

راهبرد چهارم؛ اتکا به ظرفیت‌های داخلی

تحریم در کنار ایجاد هزینه‌های جدی برای اقتصاد ایران، یک پیامد دیگر نیز داشته و آن ضرورت تقویت تولید داخلی بوده است. در بسیاری از حوزه‌ها، محدودیت واردات کالا و فناوری باعث شده است شرکت‌های ایرانی به سمت تولید داخلی برخی محصولات حرکت کنند. البته این مسیر بدون هزینه و چالش نیست و ایران همچنان در حوزه فناوری‌های پیشرفته، سرمایه‌گذاری خارجی و دسترسی به برخی تجهیزات تخصصی با محدودیت مواجه است. اما تجربه سال‌های تحریم نشان داده که کشور توانسته در برخی صنایع، ظرفیت‌های تولیدی خود را توسعه دهد. از این منظر، اقتصاد مقاومتی را می‌توان تلاشی برای کاهش نقاط آسیب‌پذیر اقتصاد در برابر فشار خارجی دانست. هدف اصلی چنین اقتصادی این است که تحریم یک کشور نتواند با بستن چند مسیر، کل فعالیت اقتصادی آن را متوقف کند.

راهبرد پنجم؛ پیوند بیشتر با شرق

یکی از تغییرات مهم در سیاست اقتصادی ایران طی سال‌های اخیر، افزایش اهمیت روابط با چین، روسیه و دیگر اقتصادهای آسیایی است. تحریم‌های آمریکا عملاً انگیزه ایران را برای گسترش روابط با اقتصادهایی افزایش داده است که در مقایسه با کشورهای غربی، وابستگی کمتری به نظام مالی آمریکا دارند. این روند به معنای قطع رابطه با غرب نیست؛ بلکه نوعی تنوع‌بخشی به روابط اقتصادی خارجی است. در چنین مدلی، ایران تلاش می‌کند به جای وابستگی شدید به یک مجموعه محدود از کشورها، روابط اقتصادی خود را در چندین محور توسعه دهد. چنین سیاستی از منظر مدیریت ریسک اقتصادی اهمیت دارد؛ زیرا هرچه تعداد مسیرهای تجاری بیشتر باشد، بسته شدن یک مسیر الزاماً به معنای متوقف شدن تجارت کشور نیست.

نقطه قوت ایران؛ تجربه طولانی مقاومت اقتصادی

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های ایران با بسیاری از کشورهایی که هدف تحریم قرار گرفته‌اند، تجربه طولانی کشور در مواجهه با محدودیت‌های اقتصادی است. ایران سال‌هاست با تحریم‌های آمریکا مواجه است و در این مدت، شرکت‌ها، بانک‌ها، صادرکنندگان و فعالان اقتصادی ایرانی به تدریج با شرایط اقتصاد تحریمی سازگار شده‌اند. به بیان دیگر، اقتصاد ایران اکنون اقتصادی است که مکانیسم‌های مقابله با فشار خارجی را در طول زمان توسعه داده است. این تجربه ارزشمند است. کشوری که سال‌ها با یک محدودیت مواجه بوده، معمولاً مسیرهای جایگزین بیشتری نسبت به کشوری دارد که به‌تازگی وارد دوره تحریم شده است.

همین مسئله یکی از دلایلی است که آمریکا در سال‌های اخیر تلاش کرده تحریم‌های خود را به شکل مستمر به‌روزرسانی کند.

وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز در سال ۲۰۲۶ از تمرکز ویژه بر شبکه‌های مالی ایران خبر داده است؛ اقدامی که نشان می‌دهد واشنگتن خود نیز می‌داند تهران در طول زمان کانال‌های جایگزین متعددی ایجاد کرده است. 

تحریم علیه ایران؛ هزینه‌ای برای اقتصاد جهانی

تحریم‌ها تنها برای ایران هزینه ندارند. وقتی آمریکا شرکت‌ها و بانک‌های کشورهای مختلف را به دلیل همکاری با ایران تهدید می‌کند، تجارت جهانی نیز با هزینه‌های بیشتری مواجه می‌شود. شرکت‌های بین‌المللی مجبور می‌شوند ریسک‌های سیاسی و تحریمی را در تصمیم‌های تجاری خود لحاظ کنند.

این مسئله در نهایت می‌تواند به افزایش هزینه تجارت و کاهش آزادی عمل اقتصادی کشورها منجر شود. تلاش آمریکا برای اعمال تحریم علیه مؤسسات مالی کشورهای دیگر، نمونه‌ای از گسترش همین اثرگذاری است.  به همین دلیل، مسئله تحریم ایران به تدریج از یک موضوع دوجانبه میان تهران و واشنگتن فراتر رفته و به موضوعی مرتبط با حاکمیت اقتصادی کشورها و استقلال نظام مالی بین‌المللی تبدیل شده است.

دیپلماسی اقتصادی؛ مکمل قدرت اقتصادی

مقابله با تحریم فقط در داخل اقتصاد اتفاق نمی‌افتد. دیپلماسی نیز بخش مهمی از این راهبرد است. ایران می‌تواند از روابط خود با کشورهای آسیایی، همسایگان، اعضای سازمان همکاری شانگهای و دیگر اقتصادهای غیرغربی برای ایجاد مسیرهای جدید تجاری استفاده کند.  همزمان، مذاکره و دیپلماسی با کشورهای غربی نیز می‌تواند در صورت تأمین منافع ملی، بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد.

در واقع، دیپلماسی اقتصادی موفق لزوماً به معنای انتخاب میان شرق و غرب نیست؛ بلکه به معنای استفاده از همه ظرفیت‌های ممکن برای افزایش قدرت چانه‌زنی کشور است.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار