پشتِ آخرین صفحه دفترچه؛ روایت کنکوری که دیرتر از همیشه به پایان رسید
شهریار(پانا)- ماهها انتظار، برنامهریزیهای چندباره، روزهای پرالتهاب و سرانجام صندلیهایی که یکی پس از دیگری در حوزههای امتحانی پر شدند؛ کنکور ۱۴۰۵ پس از عبور از شرایطی متفاوت و تعویق زمان برگزاری، به پایان رسید تا هزاران داوطلب پس از ماهها انتظار، حالا در فاصله میان پاسخنامه و نتیجه، به آیندهای فکر کنند که دیگر در دفترچه آزمون نوشته نخواهد شد.
کنکور امسال فقط یک آزمون چندساعته نبود؛ قصهای بود که ماهها با اضطراب، انتظار، تغییر برنامهها و اتفاقهایی غیرقابل پیشبینی گره خورد و سرانجام پس از همه فراز و نشیبها به پایان رسید؛ روایتی از نسلی که در یکی از متفاوتترین سالهای تحصیلی، میان کتابهای درسی و خبرهای جنگ، میان برنامهریزی برای آینده و نگرانی از فردا، ایستاد و مسیرش را تا رسیدن به صندلی آزمون ادامه داد.
برای بسیاری از داوطلبان، کنکور همیشه با تصویرهایی مشخص همراه است؛ ساعتهای طولانی مطالعه، تستهای پشت سر هم، کلاسهای آموزشی، آزمونهای آزمایشی، شبهای کمخوابی و تقویمی که روزهایش یکییکی خط میخورند تا بالاخره روز آزمون فرا برسد. اما امسال، این تصویر آشنا بارها تغییر کرد. برنامههایی که داوطلبان ماهها برای آنها نقشه کشیده بودند، تحت تأثیر اتفاقات مختلف قرار گرفت و چیزی که قرار بود یک مسیر نسبتاً قابل پیشبینی باشد، به تجربهای متفاوت و پرچالش تبدیل شد.
تعویق کنکور، شاید فقط چند روز یا چند هفته به نظر برسد، اما برای داوطلبی که ماهها با یک تاریخ مشخص زندگی کرده است، معنای دیگری دارد. یعنی دوباره باید منتظر ماند، دوباره برنامهریزی کرد، دوباره با اضطراب روز آزمون کنار آمد و دوباره به خودت گفت: «هنوز تمام نشده است.»
در شرایطی که کشور روزهای سختی را پشت سر میگذاشت، داوطلبان هم با دغدغهای متفاوت روبهرو بودند؛ جنگ و اخبار لحظهبهلحظه آن، فضای جامعه را تغییر داده بود و طبیعی بود که ذهن بسیاری از دانشآموزان و خانوادهها دیگر فقط درگیر درصد و تراز و رتبه نباشد. در چنین شرایطی، نشستن پشت میز مطالعه و تمرکز روی یک تست، گاهی خودش تبدیل به یک چالش بزرگ میشد.
اما کنکور فقط یک آزمون علمی نیست؛ برای بسیاری از دانشآموزان، نتیجه ماهها تلاش، امید خانواده و تصویری است که از آینده خود ساختهاند. به همین دلیل، هر بار که برنامه تغییر کرد یا زمان آزمون جابهجا شد، بخشی از این مسیر ذهنی هم دستخوش تغییر شد.
نسلی که امسال کنکور داد، شاید بیش از هر نسل دیگری فهمید که همیشه همهچیز طبق برنامه پیش نمیرود. فهمید ممکن است برای یک اتفاق مهم ماهها برنامهریزی کنی و ناگهان شرایطی پیش بیاید که هیچ نقشی در آن نداشتهای. فهمید گاهی باید میان نگرانی و ادامه دادن، یکی را انتخاب کنی؛ و شاید مهمتر از همه، فهمید که ادامه دادن همیشه به معنای نترسیدن نیست.
کنکور امسال برای خیلیها آزمونِ مدیریت بحران هم بود. آزمونی که در آن فقط معلومات درسی محک نخورد؛ صبر، سازگاری، امید و توانایی دوباره ایستادن هم درگیر شد.
حالا اما آن روزهای انتظار به پایان رسیده است. دفترچهها جمع شدهاند، پاسخنامهها تحویل داده شدهاند و دیگر هیچ داوطلبی نمیتواند به سؤالی که از آن عبور کرده بازگردد. آنچه باقی مانده، نتیجهای است که باید منتظرش ماند و مسیری که از اینجا به بعد، برای هرکس شکل متفاوتی خواهد داشت.
شاید حالا مهمترین سؤال این نباشد که چه کسی چند درصد زده یا چه رتبهای خواهد آورد. سؤال مهمتر این است که چند نفر بعد از تمام این اتفاقها هنوز توانستند رؤیای خودشان را حفظ کنند؟
برای دانشآموزی که در تمام این مدت درس خواند، برای آنکه با وجود اضطراب دوباره کتابش را باز کرد، برای کسی که برنامهاش چند بار به هم ریخت اما دوباره از نو شروع کرد و حتی برای داوطلبی که شاید احساس کند آنطور که میخواست نتیجه نگرفته است، پایان کنکور به معنای پایان تلاش نیست.
کنکور بالاخره تمام شد؛ اما داستان آینده تازه شروع شده است.
شاید چند سال بعد، وقتی داوطلبان امسال به این روزها نگاه کنند، بیشتر از سختی سؤالها و تعداد تستها، چیزی را به یاد بیاورند که در هیچ کارنامهای ثبت نمیشود؛ اینکه در روزهایی که همهچیز عادی نبود، آنها ادامه دادند.
و شاید این، مهمترین نمرهای باشد که امسال گرفتند؛ نمرهای که نه سازمان سنجش اعلامش میکند، نه در کارنامه نوشته میشود و نه با رتبه سنجیده خواهد شد.
کنکور ۱۴۰۵ تمام شد؛ اما برای نسلی که از میان روزهای پرالتهاب خود را به صندلی آزمون رساند، این فقط پایان یک امتحان نبود؛ پایان یک فصل و آغاز فصل دیگری از زندگی بود.
حالا دیگر وقت آن است که نفس عمیقی بکشند، به خودشان حق بدهند خسته باشند و برای چند روز، از عددها و رتبهها فاصله بگیرند. آینده هنوز نوشته نشده است؛ اما یک چیز را میتوان با اطمینان گفت: آنها از یکی از متفاوتترین مسیرهای رسیدن به کنکور عبور کردند و به خط پایان رسیدند.
ارسال دیدگاه