دانش آموز پایه دوازدهم رشته ریاضی فیزیک مدرسه نمونه دولتی عزیزالله پزشکی:
طولانی شدن کنکور باعث فرسودگی ما دانشآموزان کنکوری شد
شهریار(پانا)- دانشآموز دوازدهمی، در مصاحبه با پانا، از تجربهی عجیبِ آخرین روزهای مدرسهاش میگوید؛ روزی که همزمان با صدای موشکها و جنگ گذشت. او در این گفتگو از سختیهای درس خواندن برای کنکور در دوران جنگ و نگرانیهای مربوط به آن سخن میگوید، اما در عین حال، از خاطرات شیرینِ مطالعه در صبحهای زود و عشق به کشورش هم میگوید.
مبینا اسمی، در مصاحبه با پانا از رخداد های روز آخر مدرسهاش سخن گفت.
دانش آموز پایه دوازدهم رشته ریاضی فیزیک مدرسه نمونه دولتی عزیزالله پزشکی درباره روز آخر مدرسهاش گفت: «روز آخر مدرسه ما و روز آخر سال های تحصیلی ما مصادف شد با روز اول جنگ رمضان و خیلی روز ترسناکی بود، و حدودن ساعت ۱۰:۱۰ یا ۱۰:۱۵ صبح بود که با صدای موشک ها و صدای بمباران رژیم غاصب صهیونیستی و کشور آمریکا به کشورما و حملشون با ترس و وحشت از کلاس ها خارج شدیم و در حیاط مستقر شدیم تا خانواده هامون بیان دنبالمون و اون شد آخرین روز تحصیلی ما..!»
وی درباره نگرانی هایش برای کنکور و آینده گفت: « با توجه به اتفاقات رخ داده و جنگ رمضان، پروسه کنکور خیلی طولانی شد، و حدودا یک ماه و نیم الی دو ماه تعویق و این طولانی شدن باعث ایجاد یه سری فرسودگی های زیادی توی دانشآموزان شده و خب خیلی سخته برای همه این دوران، و حتی درس خواندن توی دوران جنگ خیلی تجربه سختیه؛ به هر حال ما الان داریم درس میخوانیم، و حدودا بیست روز دیگه تا کنکور نمونده و برای همه آرزوی موفقیت دارم.»
وی اذعان کرد: «قشنگترین خاطره من از مدرسه اتاقهای مطالعه بود. که سال آخر مدرسه سری اتاقها رو به عنوان اتاق مطالعه تدارک دیده بود تا بچهها تایمهایی که کلاس ندارند یا معلم نتونسته سر کلاس بیاد یا زنگهای تفریح رو میتونن برن اونجا و به مطالعه بپردازند منم هر روز از ساعت ۷ تا حدوداً ۷:۴۵ صبح میرفتم تو اتاقهای مطالعه با اینکه خیلی سخت بود خوب صبحا خواب آلودگی خودشو توی زمستون داشت، میرفتم اونجا و تستهای حسابان رو میزدم، و اینجوری ۴۵ دقیقه به ساعت مطالعه هر روزم اضافه میکردم. برای همین اون روتینها و اون روزها برای من خیلی خاطرهانگیز شدن.
وی افزود: «تغییر شرایط دست من نیست، و مسلماً همه دانش آموزای کنکوری که الان توی این حال و هوا هستند دوست دارند به عقب برگردند و جنگ رو از صفحه کتاب تاریخ محو کنند، قطعاً اگه اینجوری میشد، خیلی بهتر میشد و ما با آرامش بیشتری به درس خواندن میپرداختیم، ولی خب حالا این اتفاق افتاده و چارهای نیست، و ما هم با حمایت از کشورمون و با افتخار به اینکه ایرانی هستیم در مسیر پیشرفت قدم برمیداریم تا به جایی برسیم که بتونیم افتخارآفرین برای کشورمون باشیم.»
ارسال دیدگاه