خبرنگاری که به جای نوشتن خبر ؛ خبرنگار پرورش داد

کاشمر(پانا)- پیشکسوت فرهنگی و مدرس اموزش خبرنگاری پانا داستان فعالیت خبرنگاران دانش آموز را روایت می کند.

کد مطلب: ۱۷۲۷۷۰۷
لینک کوتاه کپی شد
خبرنگاری که به جای نوشتن خبر ؛ خبرنگار پرورش داد

«پانا در کاشمر؛ روایتی از دو دهه تلاش، امید و همت دانش‌آموزان رسانه»

داستان خبرگزاری پانا در کاشمر؛ از کاغذ تا فلاپی

خبرگزاری پانا، به عنوان نخستین و بزرگ‌ترین خبرگزاری دانش‌آموزی کشور، در بعضی از شهرها چندان که باید دیده نشد و گاه در حاشیه قرار گرفت. اما در شهرستان کاشمر، وضعیت کاملاً متفاوت است؛ اینجا پانا نه تنها برای مسئولان، بلکه برای بسیاری از مردم نیز نامی آشناست و جایگاهی ویژه دارد.

در کنار بخشنامه‌ها و برنامه‌های سراسری این خبرگزاری در سطح کشور و استان و همچنین حمایت های مسئولان اموزش و پرورش و سازمان دانش اموزی ، ما در کاشمر مسیر خود را با برنامه‌هایی اختصاصی برای خبرنگاران پانا هموار کرده‌ایم.

من عباسعلی شهابیان هستم؛پیشکسوت فرهنگی و مدرس خبرنگاری نزدیک به دو دهه از فعالیتم را صرف گسترش و حمایت از پانا کرده‌ام. در این مسیر، گاه با مخالفت‌ها و نادیده‌گرفتن‌ها روبه‌رو شدم، اما عشق به دانش‌آموزان و باور به توانایی‌هایشان، مرا پای کار نگه داشت.

اما از کجا شروع کردیم؟

روزهایی که تازه مدیر کانون فرهنگی‑تربیتی لقمان شده بودم، یکی از مسئولیت هایی که به من داده شد، عنوان رابط خبرگزاری پانا در شهرستان بود. البته هشت سال پیش‌تر هم این سمت را داشتم، اما آن زمان فعالیت‌ها محدود به یک نشریهٔ داخلی بود. این بار اما خبر از یک سایت رسمی بود و باید اخبار را از طریق کارتابل به تهران می‌فرستادیم.

در گام اول، از مدارس خواستیم تا دانش‌آموزان مستعد را معرفی کنند. پس از یک آموزش مختصر، خبرنگاران تازه‌کار، اخبارشان را روی کاغذ می‌نوشتند و برای من می‌آوردند. من پس از اصلاح اشکالات، آنها را تایپ و به کارتابل ارسال می‌کردم.

کمی بعد، کارگاه کامپیوتر را تجهیز کردم و از خبرنگاران خواستم خودشان اخبارشان را تایپ کنند. آنهایی که در خانه رایانه داشتند، خبر را روی فلاپی یا سی دی (زمانی که فلش هنوز رایج نبود) ذخیره کرده و به کانون می‌آوردند.

کم‌کم شرایط بهتر شد و موفق شدیم یک سایت اختصاصی برای کانون طراحی کنیم تا خبرنگاران بدون نیاز به آدرس اینترنتی، خبرهای خود را مستقیماً برای ما ارسال کنند و ما از آنجا به سایت پانا بفرستیم.

ورود به عصر ارتباطات نوین

با گسترش گوشی‌های هوشمند و به‌ویژه پیام‌رسان ها، فصل تازه‌ای آغاز شد. اگرچه بسیاری از دانش‌آموزان هنوز گوشی شخصی نداشتند، اما با هماهنگی خانواده‌ها، هفته‌ای یک یا دو ساعت برای ارسال خبر وقت گذاشته شد.

گروه خبرنگاران پانا را ساختم و از چند استاد برجسته خبرنگاری که از دوستان قدیمی بودند و همچنین تعدادی از دانش‌ آموزان خودم که به خبرنگاران حرفه‌ای تبدیل شده بودند، دعوت کردم تا گروه را همراهی کنند.

در این گروه، خبرنگاران اخبار خود را قرار می‌دادند و اساتید به نقد و پاسخ‌گویی می‌پرداختند. در واقع، پیش از آنکه آموزش مجازی رواج یابد، هر هفته دوشنبه‌ها از ساعت ۷ تا ۹ شب، فرصتی برای راهنمایی تخصصی خبرنگاران فراهم شده بود.

این گروه آنقدر تأثیرگذار بود که حتی در تعطیلات تابستانی نیز به یکی از فعال‌ترین کلاس‌های کانون تبدیل شد. به‌گونه‌ای که وقتی مسئول خبرگزاری پانا در استان به کاشمر آمد، گفت اگر بتوانی خبرنگاران را جمع کنی برایشان کارگاه حضوری برگزار می کنم در فرصت کوتاه کمتر از یک روز در گروه اعلام کردم باورکردنی نبود که این تعداد دانش‌آموز مشتاق در کارگاه حضوری شرکت کنند؛ به‌حدی که ایشان به حدود ۱۰ نفر کارتابل دادند؛ رقمی که حتی در مرکز استان نیز سابقه نداشت.

از تلگرام تا پیام‌رسان‌های داخلی:

تلگرام فیلتر شد و من که همواره بر انجام کار قانونی تأکید داشتم، گروه را به پیام‌رسان‌های سروش و ایتا منتقل کردم. هرچند استقبال به اندازهٔ تلگرام نبود، اما همچنان پل ارتباطی با خبرنگاران حفظ شد.

در کنار آموزش مجازی، هرگاه به جلسه‌ای دعوت می‌شدم، با اجازهٔ مسئول و هماهنگی مدرسه، یکی از خبرنگاران دانش‌آموز (که خانواده‌اش رضایت‌نامه را تکمیل کرده بود) را همراه می‌بردم.

در ابتدا کار سخت بود؛ خیلی ساده تر این بود که خودم گزارش جلسه را بنویسم تا اینکه متنی نوشته‌شده توسط یک دانش‌آموز را اصلاح کنم. گاهی وسوسه می‌شدم که خبر خودم را بنویسم و بفرستم، اما وقتی شور و اشتیاق بچه‌ها را برای دیدن خبر منتشرشده به نام خودشان می‌دیدم، از این کار منصرف می‌شدم. انصافاً بسیاری از آنها خیلی زود پیشرفت کردند.روش من این بود که مثلا متن یک سخنرانی را می نوشتند و من غلط ها رو می گرفتم بعد اونا اصلاح می کردند و این چرخه چند بار تکرار می شد تا خبر کامل و درست ارسال شود.

کرونا؛ تهدیدی که به فرصت تبدیل شد

ویروس کرونا و تعطیلی مدارس، اگرچه بحران‌آفرین بود، اما به گسترش پانا در کاشمر نیز کمک کرد. با راه‌اندازی پیام‌رسان شاد، دانش‌آموزان به‌صورت قانونی و حتی اجباری وارد فضای مجازی شدند. ما که از پیش زمینهٔ کار در فضای مجازی را داشتیم، خیلی سریع گروه‌های خبرنگاری جدید تشکیل دادیم و به آموزش پرداختیم.

جالب اینجاست که در تمام این سال‌ها، خبرنگاران دختر فعال‌تر از پسران بودند، اما کرونا فرصتی شد تا پسران نیز خودی نشان دهند.

در آن ایام، کانون لقمان تعطیل بود، اما من به‌عنوان مدیر کانون، جلسات را با رعایت پروتکل‌ها به‌صورت محدود برگزار می‌کردم. تعدادی از پسران، کانون را به پاتوق رفاقتی خود تبدیل کرده بودند. من نیز از این فرصت استفاده کردم و چند خبرنگار را به جمع دعوت کردم تا علاوه بر تفریح، به تولید خبر نیز بپردازند.

رقابت شکل گرفت و به‌زودی اخبار آموزش‌وپرورش برایشان کافی نبود. هر خبرنگار با توجه به علاقه و روابط عمومی خود، از ادارات و نهادهای مختلف خبر تهیه می‌کرد. دیگر نیازی نبود من همراهشان بروم؛ حتی برخی از خبرنگاران شماره خود را به ادارات داده بودند تا مستقیماً برای پوشش مراسم دعوت شوند. نکتهٔ مهم اینکه خبرهایشان دیگر نیازی به اصلاح نداشت و تنها در انتخاب تیتر با من مشورت می‌کردند.

در این میان، هر کدام از خبرنگاران ابتکاری داشتند؛ یکی با ساخت ویدئوهای آموزشی و بازی‌های خبرنگاری، نقش مؤثری در جذب و تربیت خبرنگاران جدید ایفا کرد. مدیر وقت کانون نیز برای آنها کلاس‌های ویژهٔ نویسندگی برگزار کرد و تیمی رسانه‌ای خوبی شکل گرفت.

افتخارات در سطح استان و کشور:

موفقیت‌های خبرنگاران پانا در کاشمر، فراتر از مرزهای استان دیده شد. در مسابقات فرهنگی‑هنری، رشته های خبرنگاری و خبر نویسی ؛ خبرنگاران کاشمر رتبه‌های اول استان را به خود اختصاص دادند و یکی از خبرنگاران مقطع متوسطه، موفق به کسب رتبهٔ سوم کشوری شد. 

اعتماد به نفس و موفقیت های اجتماعی خبرنگاران

یکی دیگر از ویژگی های خبرنگاری که در خبرنگاران پانا کاشمر تجلی یافت بحث روابط اجتماعی و اعتماد به نفس بالای این دوستان بود.

به طوریکه تعداد زیادی از این خبرنگاران فعال در دوره های مختلف در حیطه های مختلف مشغول شدند به عنوان مثال رییس شورای دانش آموزی استان و یا رییس مجمع سازمان دانش آموزی استان که توسط سایر اعضای شهرستان ها انتخاب شدند و البته تعداد زیادی از خبرنگاران نیز در مسئولیت های مختلف در شورای دانش ـموزی شهرستان کاشمر حضور یافتند و تعدادی نیز از سوی امام جمعه و فرماندار به عنوان مشاور نوجوان آنها در جلسات دعوت می شدند.

در کنار موفقیت‌ها، مشکلاتی هم بود

یادم هست مسئول پانای استان چند بار گفت: «آقای شهابیان، پانای کاشمر با وجود تو فعال است و اگر تو نباشی، از هم می‌پاشد.» اما من همیشه تأکید می‌کردم که با وجود خبرنگاران خوب و علاقمند، کار ادامه خواهد یافت؛ حتی اگر مسئولان حمایت نکنند، خود دانش‌آموزان می‌توانند نسل جدید را تربیت کنند.

پس از ۳۳ سال خدمت، بازنشسته شدم و قصد داشتم از پانا هم کناره‌گیری کنم، اما به اصرار دوستان، همکاری را ادامه دادم. در برهه‌ای که برخی نگاه مساعدی به پانا نداشتند و حتی به‌دنبال حذف آن بودند، خبرنگاران کاشمر با من تماس می‌گرفتند و برای ادامهٔ راه، راهنمایی می‌خواستند. برای حفظ وجاهت قانونی، با پیگیری تعدادی از خبرنگاران و درخواست مسئول کانون خلیل‌آباد، راه‌اندازی پانا در آن شهرستان را پذیرفتم تا بتوانم از حق خبرنگاران کاشمر نیز دفاع کنم.

خوشبختانه در خلیل‌آباد نیز دانش‌آموزان مستعدی جذب شدند و به‌سرعت کار را به دست گرفتند. استقبال آنقدر خوب بود که موفق شدیم حدود ۵۰ نفر از خبرنگاران را به اردوی مشهد مقدس اعزام کنیم تا از چند خبرگزاری و مرکز تلویزیونی بازدید کنند؛ اردویی که در نوع خود بی‌نظیر بود.

امروز و فردای پانای کاشمر

اکنون خبرنگاران کاشمر فراتر از خبر، کلیپ حرفه ای و پادکست و.... تولید می‌کنند و در خیلی از موارد انقدر حرفه ای هستند که بعضی کارهایشان مورد توجه خاص قرار گرفته. اما با وجود این پیشرفت‌ها، هنوز این مدرس قدیمی را فراموش نکرده‌اند و با ادب و حق‌شناسی، به بهانهٔ مشورت، بعضی اوقات سراغم می‌آیند.

امیدوارم همیشه موفق و عاقبت به خیر باشند، ان‌شاءالله.

نویسنده : عباسعلی شهابیان

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار