جاماندن پایان راه نیست

کرج(پانا)_در روز اربعین حسینی، موج عظیم ارادتمندان اباعبدالله (ع) در پیاده‌روی جاماندگان، بار دیگر اثبات کردند که عشق به حسین (ع) مرز نمی‌شناسد و حتی از راه دور، می‌توان کربلایی شد پس جاماندن پایان راه نیست.

کد مطلب: ۱۷۲۷۰۷۷
لینک کوتاه کپی شد
جاماندن پایان راه نیست

 صبح که خورشید از پس آسمان شهر سر زد، زمین خیابان‌ها زیر پای عاشقانی لرزید که نیت‌شان فراتر از این مرزهای جغرافیایی بود. امروز، شهر ما به حرم تبدیل شد؛ خیابان‌هایش به ستون‌های مسیر نجف به کربلا و پیاده‌روهایش به مرز بین عشق و جنون. 

ما، «جاماندگان اربعین» را دیگر نباید با این واژه‌  تلخ صدا زد. ما امروز، لشکر مقتدر دلتنگی هستیم که با هر قدم، فریاد «هیهات منا الذله» را در هوای شهر طنین‌انداز کردیم. اینجا خبری از خستگی نیست، وقتی مقصد، آغوش کسی است که تمام هستی‌اش را در راه خدا بخشید تا حقیقت، زنده بماند. 

اینجا، کربلایی برپاست به وسعت تمام قلب‌های بی‌قرار؛ وقتی نگاه می‌کنی، پیرمردی را می‌بینی که با عصایی لرزان، گام‌به‌گام به سمت مقصد دل حرکت می‌کند؛ مادری را می‌بینی که کودکش را در آغوش گرفته تا بوی بهشت را در همین کوچه پس‌کوچه‌ها استشمام کند؛ و جوانی را می‌بینی که چشمانش از اشک شوق زیارت ندیده، بارانی است. این‌ها تنها یک راهپیمایی ساده نیست؛ این یک «نمایش اقتدار عاطفی» است. 

ما امروز ثابت کردیم که «دوری» فاصله نیست؛ فاصله، آنجاست که دل، خالی از یاد حسین (ع) باشد. ما با پای پیاده، مسیری را طی کردیم که انتهایش به ضریح نور می‌رسد؛ حتی اگر چشمانمان دیوارها را ببیند، روحمان در بین‌الحرمین، میان دو کعبه‌ عشق پرواز می‌کند. 

به راستی که حسین (ع) مغناطیسِ زمین است. وقتی این همه جمعیت، بی‌آنکه دعوت‌نامه‌ای از خاک عراق داشته باشند، با پای دل راهی می‌شوند، یعنی طوفانی از ایمان در سینه دارند که هیچ مانعی جلودارش نیست. هر «یاحسین» که از گلوی جمعیتی به آسمان می‌رود، تیری است بر قلب سیاهی و جهل؛ هر قطره اشکی که بر گونه‌ای می‌لغزد، سندی است بر اینکه این قافله، هرگز از پا نخواهد نشست.

امروز، خیابان‌های شهر ما بوی زیارت می‌دهد. امروز، آسمان ما گواهی می‌دهد که «جاماندگان»، اگرچه از جاده دور مانده‌اند، اما به مقصد اصلی رسیده‌اند. ما نه فقط یک مسیر، که «مسیر زندگی» را طی می‌کنیم؛ راهی که حسین (ع) نشان داد و ما تا آخرین نفس، در آن گام برمی‌داریم.

ای ارباب!

اگر قسمت نبود که غبار کفش‌های زائرانت در خاک عراق باشیم، اما همین که امروز در هوای کوی تو نفس کشیدیم، همین که دل‌هایمان را در مسیر پیاده‌روی امروز به ضریح تو دخیل بستیم، برای تمام عمر ما کافی است. 

و این هنوز، آغازِ ماجراست...

جاماندگان اربعین، فردا سربازان میدان‌های بزرگ‌ترند؛ چرا که در این مکتب، آموخته‌اند که برای «عاشق بودن»، هیچ فاصله‌ای دور نیست و هیچ «جاماندنی»، پایان راه نیست.

 

 

 

نویسنده : دانش‌آموز: آیلین فیضی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار