«یک گام، هزار بغض»؛ نجوای دلتنگی خبرنگار پانا
مرکزی (پانا)- در حالی که میلیونها زائر با پای پیاده مسیر کربلا را طی میکنند، شاعران و اهالی فرهنگ نیز به رسم دیرینه، عشق خود را به زبان هنر جاری میسازند. در همین راستا، خبرنگار شاعر پانا استان مرکزی، بغضهای اربعینی را در قالبی هنرمندانه به تصویر کشیده و با انتشار شعر «یک گام، هزار بغض»، همراهی خود را با زائران سالار شهیدان اعلام کرده است.
یک گام، هزار بغض
در این زندان دنیایی، اسیرِ دردِ هجرانم
شبیه ابرِ دلداده، همیشه اشکبارانم
قفس تنگ است و مرغِ دل، هوایِ کربلا دارد
به شوقِ دیدنِ رویت، در این اندوه، میمانم
میانِ سرنوشت من تویی تک فصل پر شوکت
تویی تنها دلیلم تا که عمرم را نسوزانم
ز شهرِ غصهها خسته، به سویِ جاده برگشتم
که شاید در طریق نور، زائر باشم از جانم
ز هر شش سوی این وادی، شمیم روضه میآید
پر از اشکم چو بارانم، پر از خشمم چه ویرانم
مگو زردم مگو زارم، دخیل سرو سبزم من
مگو آهم، مگو اشکم که اقیانوس جوشانم
میانِ سینهام امشب، غمی رؤیایی و سرخ است
حسین! ای زیورِ گیتی، تویی جانم، تویی جانم
به یادِ جابرِ دلخون، به سوی کاروانِ نور
به بوی دیدن یارم، در این صحرا شتابانم
اگرچه پا ندارد دل، ولی با اشک میآید
در این راهی که هر گامش، شده معراجِ ایمانم
نسیمِ موکب و پرچم، مرا هم آسمانی کرد
جدا از جمع در راهم، به حال سیر و عرفانم
بیا بنشین دمی بشنو تمام دردهایم را
به رسم شاعران آقا برایت شعر میخوانم
من از داغِ لبِ خشکِ علی اصغر چه گویم باز
من از یادِ تنِ چاکِ علی اکبر، پریشانم
من از گودال و از نیزه، من از آن حنجرِ عطشان
من از افتادن دست علمدار تو لرزانم
به یادِ آن سرِ بر نی، به یادِ آن لبِ خونین
شبیه خواهرت زینب، اسیرِ بغض پنهانم
اگر از من تو رنجیدی، اگر جا ماندهام مولا
مکن محروم از این راهَم، که من محتاجِ غفرانم
نه دیگر شوقِ این دنیا، نه میلی سویِ فرداها
مرا بگذار در راهت، که از خود هم گریزانم
رسیدم یا نه این دفعه، دلم در کربلا جا ماند
من از آغازِ این غربت، غریبِ کویِ جانانم
اگر یک قطره اشکم را نوشتی در حساب من
خودم را عضوی از جمع مع الابرار میدانم
لب عطشانتان، لب را اگر تر کرد میآیم
که پایت دل بریزم هم به راهت جان بیفشانم
همین کافیست تا باشم گدایی از گدایانت
مریدت هستم و تا حشر، هستی یکّه سلطانم
ارسال دیدگاه