چرا نسل Z با «هیسطوری» همراه شد؟
تهران (پانا) - در سالهایی که بسیاری از برنامههای فرهنگی برای جذب نوجوانان با چالش مواجه بودهاند، پویش ملی «هیسطوری» توانسته است با رویکردی متفاوت، صدها هزار نوجوان را به مطالعه، تولید محتوا و مشارکت در مأموریتهای فرهنگی دعوت کند؛ تجربهای که نشان میدهد نسل Z بیش از آنکه به آموزش مستقیم علاقهمند باشد، به دنبال تجربه، نقشآفرینی و روایتگری است.
نسل امروز با نسلهای گذشته تفاوتهای قابل توجهی دارد. نوجوانان امروز در دنیایی زندگی میکنند که سرعت انتقال اطلاعات، تنوع رسانهها و حضور پررنگ شبکههای اجتماعی، شیوه یادگیری و ارتباط آنان با مفاهیم فرهنگی را تغییر داده است.
در چنین شرایطی، استفاده از روشهای سنتی برای انتقال مفاهیم پیچیده تاریخی، معمولاً با استقبال گسترده مواجه نمیشود. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان حوزه آموزش و تربیت بر این باورند که طراحی تجربههای تعاملی، نقش مهمی در افزایش مشارکت نوجوانان دارد.
پویش ملی «هیسطوری» نیز با تکیه بر همین رویکرد، مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. در این پویش، نوجوان صرفاً خواننده یک کتاب یا بیننده یک محتوا نیست؛ بلکه باید مأموریت انجام دهد، مسئله را تحلیل کند، در رقابت شرکت کند، محتوای رسانهای تولید کند و نتیجه فعالیت خود را با دیگران به اشتراک بگذارد.
یکی از ویژگیهای قابل توجه این مدل، استفاده از عناصر بازیوارسازی است. وجود سطحبندی، جدول رتبهبندی، مأموریتهای مرحلهای و امکان دریافت امتیاز، باعث شده است فرایند یادگیری برای نوجوان به یک تجربه پویا و مشارکتی تبدیل شود.
از سوی دیگر، بهرهگیری از قالبهای متنوع رسانهای همچون پادکست، ویدئو، طراحی گرافیک، روایت داستانی و فعالیت در بسترهای مجازی، زمینه حضور نوجوانانی با سلایق مختلف را فراهم کرده است.
کارشناسان حوزه ارتباطات معتقدند هرچه میزان مشارکت مخاطب در تولید محتوا بیشتر باشد، احتمال ماندگاری پیام نیز افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، پویشهایی که بر «کنشگری» مخاطب تمرکز دارند، معمولاً اثرگذاری عمیقتری نسبت به برنامههای مبتنی بر انتقال یکسویه اطلاعات خواهند داشت.
از این منظر، تجربه «هیسطوری» نشان میدهد که نسل Z برای همراه شدن با یک جریان فرهنگی، بیش از هر چیز به احساس نقشآفرینی نیاز دارد؛ احساسی که در آن نوجوان، خود را بخشی از یک روایت بزرگ میبیند و میتواند با تولید محتوا، ایدهپردازی و مشارکت فعال، سهمی در پیشبرد آن داشته باشد.
این تجربه میتواند برای سایر فعالان فرهنگی نیز قابل تأمل باشد؛ اینکه در دنیای امروز، موفقیت یک برنامه فرهنگی بیش از آنکه به حجم پیام وابسته باشد، به کیفیت تجربهای بستگی دارد که برای مخاطب خلق میکند.
ارسال دیدگاه