تاملی بر کنشگری نوجوانان در بدرقه رهبر شهید

قم(پانا) – نوجوانان، نقش‌آفرینی و کنشگری ویژه‌ای در آیین بدرقه و تشییع رهبر شهید انقلاب در قم داشتند.

کد مطلب: ۱۷۲۱۶۰۲
لینک کوتاه کپی شد
تاملی بر کنشگری نوجوانان در بدرقه رهبر شهید

تحولات بزرگ تاریخی، صرفاً در کتاب‌ها نوشته نمی‌شوند؛ در میدان‌ها شکل می‌گیرند، در حافظه جمعی ملت‌ها ماندگار می‌شوند و مهم‌تر از همه، نسل‌ها را تربیت می‌کنند.

مراسم وداع و بدرقه رهبر شهید، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای، بی‌تردید یکی از همین لحظات تاریخی بود؛ رخدادی که فراتر از ابعاد سیاسی، اجتماعی و عاطفی خود، به یک «موقعیت بزرگ تربیتی» برای نسل جدید انقلاب اسلامی تبدیل شد.

در روزهایی که میلیون‌ها ایرانی برای بدرقه رهبر شهید خود به میدان آمدند، آنچه بیش از هر چیز توجه بسیاری از ناظران را به خود جلب کرد، حضور چشمگیر، فعال و مسئولانه نوجوانان و جوانان بود؛ حضوری که نه از جنس تماشا، بلکه از جنس نقش‌آفرینی بود.

سال‌هاست برخی روایت‌ها تلاش می‌کنند نسل جدید را نسلی منفعل، دور از هویت تاریخی و بی‌تفاوت نسبت به مسائل اجتماعی معرفی کنند؛ اما میدان بدرقه رهبر شهید، بار دیگر روایت دیگری را پیش چشم همگان قرار داد.

نوجوانانی که ساعت‌ها در مسیرهای تشییع و وداع حضور یافتند، نوجوانانی که در مواکب خدمت کردند، خبرنگارانی که روایت نوشتند، پیشتازانی که مسئولیت ساماندهی و پشتیبانی را برعهده گرفتند و جوانانی که شبانه‌روز در میدان ماندند، همگی یک حقیقت را فریاد می‌زدند؛ نسل جدید ایران، اگر به او میدان داده شود، نه تنها از مسئولیت فرار نمی‌کند، بلکه خود به جستجوی مسئولیت می‌رود.

شاید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این روزها نیز همین بود؛ تبدیل نوجوان از «مخاطب برنامه» به «صاحب نقش در برنامه».

سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، تربیت را فرایندی برای دستیابی انسان به مراتبی از حیات طیبه معرفی می‌کند؛ مسیری که تحقق آن، بیش از هر چیز، نیازمند خلق «موقعیت‌های تربیتی» است. موقعیت‌هایی که نوجوان در آن بتواند انتخاب کند، تصمیم بگیرد، مسئولیت بپذیرد، خدمت کند و در متن جامعه حضور مؤثر داشته باشد.

حقیقت آن است که تربیت، بیش از آنکه در کلاس‌ها و جلسات اتفاق بیفتد، در میدان‌ها شکل می‌گیرد.

گاهی یک شیفت خدمت در موکب، اثربخش‌تر از ده‌ها ساعت آموزش نظری است.

گاهی ثبت یک روایت میدانی، ماندگارتر از یک درس رسانه است.

و گاهی ایستادن چند ساعته در کنار مردم، عمیق‌تر از صدها صفحه سخن گفتن از مسئولیت اجتماعی، مفهوم «تعهد» را به نوجوان منتقل می‌کند.

از همین منظر، تجربه «نو+راوی؛ باید برخاست» را باید فراتر از یک پویش رسانه‌ای دانست.

این تجربه تلاشی بود برای آنکه نوجوان ایرانی صرفاً شاهد یک رویداد تاریخی نباشد، بلکه راوی آن نیز باشد؛ زیرا تاریخ را تنها کسانی نمی‌سازند که در میدان حاضر می‌شوند، بلکه کسانی آن را ماندگار می‌کنند که روایتش می‌کنند.

جهاد تبیین، پیش از آنکه یک مأموریت رسانه‌ای باشد، یک مأموریت تربیتی است؛ تربیت نسلی که بتواند حقیقت را ببیند، آن را فهم کند و سپس با زبان نسل خود روایت کند.

پویش «باید برخاست» نیز از همین نقطه آغاز شد؛ از این باور که نسل آینده ایران، نباید مصرف‌کننده روایت دیگران باشد، بلکه باید تولیدکننده روایت خود باشد.

در این روزها نوجوانان بسیاری با دوربین، قلم، تصویر، گزارش، مصاحبه و روایت‌های میدانی، سهم خود را در ثبت حافظه تاریخی ملت ایران ایفا کردند؛ آنان نه تنها در تاریخ حضور داشتند، بلکه در تولید روایت تاریخ نیز مشارکت کردند.

شاید این همان افقی باشد که رهبر شهید در بیانیه گام دوم انقلاب ترسیم کرده بودند؛ اعتماد به جوانان، سپردن میدان به نسل جدید و باور به توانایی آنان برای ساخت آینده ایران اسلامی.

آینده را نمی‌توان به جوانان سپرد، مگر آنکه پیش از آن، میدان‌های واقعی مسئولیت را به آنان سپرده باشیم.

حضور نوجوانان و جوانان در بدرقه رهبر شهید، نشان داد که این نسل، بیش از آنکه نیازمند دعوت به مسئولیت باشد، نیازمند فرصت برای تجربه مسئولیت است.

این روزها برای بسیاری از نوجوانان، صرفاً یک مراسم تشییع نبود؛ یک تجربه زیسته تربیتی بود. تجربه‌ای از خدمت، مسئولیت، همدلی، هویت، مشارکت اجتماعی و روایت‌گری.

و شاید سال‌ها بعد، وقتی از نوجوانان حاضر در آن روزها درباره این واقعه پرسیده شود، نگویند: «ما در مراسم حضور داشتیم.» بلکه با افتخار بگویند: «ما بخشی از آن روایت بودیم؛ بخشی از آن مسئولیت و بخشی از آن تاریخ.»

شاید رسالت امروز نهادهای تربیتی نیز چیزی جز این نباشد؛ ساختن میدان‌هایی برای تجربه مسئولیت، تربیت راویان حقیقت و پرورش نسلی که نه تماشاگر تاریخ، بلکه سازنده و روایتگر آن باشد.

زیرا آینده ایران را کسانی خواهند ساخت که روزی فرصت یافته‌اند در میدان‌های واقعی زندگی، مسئولیت را زندگی کنند؛ نه فقط درباره آن بشنوند.

نویسنده : سید علیرضا دادمرزی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار