باید برخاست؛ روایتِ ایستادگی در قاموسِ رهبر
لرستان(پانا)-برخاستن» یعنی نپذیرفتنِ سکون در میدانِ جهاد و آبادانی. این دلنوشته، تکنگاری کوتاهی است در ستایشِ مردی که با استقامت خویش، معنای تازه و سربلندانهای به واژهی «حرکت» بخشیده است.
سید ما!
امروز که جهان در هیاهوی غبارآلود تردیدها و آشوبها دستوپای میزند، نگاه نافذ شما، قطبنمای قلبهای مشتاق است. شمایی که در قامت یک مرد، معنای «ایستادن» را به تاریخ معاصر آموختید؛ نه ایستادن به سکون، که ایستادن به تپش، به حرکت، به صعود.
ما از شما آموختیم که «باید برخاست».
برخاستن، تنها یک فرمان نیست؛ یک حقیقتِ وجودی است برای ملتی که نمیخواهد زیر بار سلطه، خمیده بماند. شما به ما نشان دادید که وقتی ابرهای فتنه، افق را تیره میکنند، زمان کنج عافیتطلبی نیست؛ زمان «رویش» است.
آقای من!
ما از شما آموختیم که برای برخاستن، نباید به قدرتهای پوشالی چشم دوخت؛ بلکه باید به دستان کارگر، به ذهن دانشمند، به قلم نویسنده و به بصیرت جوان انقلابی تکیه کرد. شما «باید برخاست» را نه در شعار، که در لابلای گامهای استواری که در سختیها برداشتید، به ما دیکته کردید.
در این روزگار سرنوشتساز، ما عهد میبندیم که این «برخاستن» را در هر میدانی که نیاز انقلاب باشد، تکرار کنیم:
در میدان جهاد تبیین، در سنگر تولید و آبادانی، و در صف مقدم ایستادگی برای حق. ما برمیخیزیم؛ چون شما ایستادهاید. ما حرکت میکنیم؛ چون شما راه را با نور حکمت، روشن نگاه داشتهاید.
این نجوای ماست با خودمان و با شما: که ما «نشستگان در انتظار» نیستیم؛ ما «برخاستگان برای سرافرازی» هستیم.
ای پرچمدار عزت و بیداری،یادت تا ابد در دلهایمان می ماند حتی برای آیندگان.
ارسال دیدگاه