ایران، هنوز ایستاده است
تبریز (پانا) - در روزهایی که اندوه بر آسمان این سرزمین سایه میاندازد، ایران بیش از یک نام است؛ روایت دیرپای ایستادگی مردمانی که زخمی میشوند، اما امید را به خاک نمیسپارند و از دل اشک، دوباره قامت راست میکنند.
میگویند کوه، از سنگ است؛
اما من باور دارم کوه، از صبر ساخته شده است.
و ایران، سرزمین کوههایی است که قرنهاست ایستادن را به فرزندانش آموختهاند؛ همانجا که قامتها از دل سختیها بالا آمده و ماندن، تبدیل به یک خصلت تاریخی شده است.
در روزهای اندوه، آسمان این سرزمین رنگ دیگری دارد. باد آرامتر میوزد، پرچم سنگینتر بر دوش نسیم مینشیند و دلها حتی اگر یکدیگر را نشناسند با یک ضربان مشترک میتپند. در چنین لحظههایی، آدم میفهمد وطن فقط خاک و مرز نیست؛ وطن، رشتهای نامرئی است که آدمها را در سکوت هم به هم پیوند میدهد.
ایران، فقط نام یک سرزمین نیست؛ روایت هزاران سال ایستادگی است. روایت مردمانی که هر بار زخمی شدند، اما هرگز امید را به خاک نسپردند. هر بار که طوفان از راه رسید، بهجای تسلیم، ریشهها را عمیقتر کردند؛ ریشههایی که از حافظه جمعی، از عشق به خانه، از غیرت و از رؤیای فردا نیرو میگیرد.
من فرزند این خاکم؛ خاکی که بوی باران، عطر گندم و غرور را با هم در آغوش کشیده است. خاکی که به من آموخت اگر طوفان از راه برسد، باید محکمتر ایستاد؛ باید بیشتر ساخت؛ باید آینده را از دل همین تلخیها بیرون کشید.
امروز، در سکوت این روزهای تلخ، نه فقط اندوه، که مسئولیتی بزرگ را احساس میکنم: مسئولیت ساختن آیندهای که شایسته نام ایران باشد. آیندهای که در آن، دردها بیمعنا نمیشوند؛ بلکه به معنا تبدیل میشوند به اراده، به همبستگی و به تصمیم برای بهتر کردن جهان پیرامونمان.
باشد که فردا، وقتی تاریخ از این روزها مینویسد، بنویسد:
«ایران اندوه را بهانهای برای از دست دادن امید نکرد؛
بلکه از دل اشک، دوباره قامت راست کرد و ایستاد.»
و چه واژهای زیباتر از ایران؛ نامی که هر بار بر زبان میآید، بوی خانه میدهد، بوی غیرت، بوی امید، و بوی فردایی که هنوز چشمانتظار دستان ماست.
ارسال دیدگاه