در گفتوگو با پانا مطرح شد
روایت مریم رزاقی از دیدارهای ادبی رهبر شهید؛ دیدارهای شعری رهبر، با برنامه و هدفمند بود
تهران (پانا) - در مصلی تهران، شعرها انگار تمام نمیشدند و ادامه پیدا میکردند. یکی میخواند، هنوز صدای او در فضا تمام نشده که صدای دیگری روی همان موج مینشست. گویی کلمات، صف کشیده بودند تا در یک وداع طولانی، سهم خود را از گفتن ادا کنند؛ وداعی که نه در یک لحظه، که در تداوم نفسهای شعر معنا پیدا میکرد.
«آخرین دیدار» در روزهای ۱۳ و ۱۴ تیرماه، با حضور بیش از ۲۵۰ شاعر از سراسر کشور، به صحنهای بدل شده بود که در آن سکوت جایی نداشت؛ هر صدا ادامه صدای قبلی و هر شعر، حلقهای از یک زنجیره ممتد روایت. حوزه هنری این محفل را در امتداد تجربههای شعرخوانی در حسینیه امام خمینی(ره) و سالهای گذشته برگزار کرده، اما اینبار همهچیز بیوقفه پیش میرود؛ بیمیزبان، بیوقفه.
در این میان، شعر فقط خوانده نمیشود؛ روایت میشود، تفسیر میشود، و در حافظه جمعی یک نسل تهنشین میشود و در دل همین جریان پیوسته، شاعرانی یکییکی میآیند و از نسبت خود با این سالها، این دیدارها و این نام بزرگ میگویند.
در میان این صداها، مریم رزاقی از ساری، که از سال ۸۶ در دیدارهای شعری با حضرت آقا حضور داشته، از تجربهای سخن میگوید که به باور او، فراتر از یک دیدار ادبی ساده بوده و در آن «فلسفهای پشت همه دیدارها» جریان داشته است.
وی با اشاره به آغاز فعالیت هنری اش گفت:« از نوجوانی و پس از رحلت حضرت امام(ره) شعر را آغاز کردم و از سال ۶۸ بهطور جدی وارد فضای ادبی شدم.»
رزاقی تصریح کرد: از همان زمان، نسلی از شاعران همسن و سال شکل گرفتند که امروز در یک مسیر مشترک ادبی قرار دارند. عمده فعالیت من در حوزه شعر عاشقانه بوده است.»
وی با اشاره به مهمترین نکتهای که از دیدار با رهبر شهید در ذهنش مانده است گفت: «بیش از هر چیز، «نگاه برنامهمند و هدفمند» در همه این دیدارها برایش شگفتانگیز بوده است.»
به گفته او، رهبر شهید در مواجهه با اقشار مختلف، این دیدارها را بر پایه سلیقه شخصی یا انتخابهای موردی پیش نمیبردند، بلکه «فلسفهای روشن و از پیشتعریفشده در پسِ همه این دیدارها وجود داشته است».
وی تاکید کرد:« در حوزه ادبیات نیز این نگاه کاملاً قابل مشاهده بوده است؛ بهگونهای که آنچه حضرت آقا در «خشت خام» میدیدند، شاید برای جوانترها در «آینه» هم قابل مشاهده نبود.این نگاه، بهویژه در تأکید بر شعر فارسی و هویت زبان فارسی، کاملاً مشهود بوده است.»
به گفته رزاقی، رهبر شهید همواره بر این نکته تأکید داشتند که «زبان فارسی هویت ماست» و شعر نیز بخشی از این هویت فرهنگی است.
وی اضافه کرد: اگر همه سخنرانیها و دیدارهای شعری ایشان مرور شود، این جمله بهعنوان یک محور ثابت تکرار شده است.»
رزاقی یادآور شد: این نگاه تنها به حوزه نظری محدود نبوده، بلکه در عمل نیز جریان داشته است؛ از تشویق به خواندن شعرهای کهن تا توصیه به مطالعه شاملو و فروغ فرخزاد. حتی در برخی جلسات، حضرت آقا خود نیز برای شاعران شعر میخواندند؛ از جمله اشعار شاملو مانند «پریا» و نیز «زندگی یک خیابان دراز است» از فروغ فرخزاد. که این خوانشها با صدایی رساتر و بیانی روشن همراه بوده است.«
رزاقی در ادامه سخنان خود اظهار کرد:« در برخی روایتها، این بخشها کمتر گفته میشود، در حالی که باید این جزئیات برای مردم روشن باشد تا بدانند با چه شخصیت فرهنگی و ادبی مواجه بودهاند. حضرت آقا نهتنها به خواندن شعر توصیه میکردند، بلکه نسبت به کیفیت بیان شعر در رسانه نیز حساس بودند و از برخی مجریان به دلیل ضعف در خوانش شعر گلایه میکردند.»
وی در ادامه، یکی از محورهای مهم نگاه ایشان را «توجه به شاعران جوان، بهویژه شاعران آیینی» عنوان کرد و افرود: چندین بار در محضر ایشان شعر خواندم اگرچه عمده گرایش من شعر عاشقانه بوده، اما در حضور ایشان همیشه شعر آیینی خوانده ام.»
این شاعر خاطرنشان کرد:« رهبر انقلاب با حمایت و توجه ویژه به شاعران جوان، بهویژه شاعران زن، فضایی ایجاد کردهاند که نسل جدید بتواند رشد کند و «عصای دست آینده ادبیات انقلاب» شود.»
رزاقی با اشاره به این نگاه، تأکید کرد:« این حمایتها باعث شده بسیاری از شاعران همنسل او امروز در جایگاهی قرار بگیرند که بتوانند جریانساز باشند. اگر این توجه وجود نداشت، شاید مسیر ادبی این نسل به شکل دیگری رقم میخورد.»
وی در پایان، در توصیف یک تصویر ماندگار از حضرت آقا، به سادگی و تواضع رفتاری ایشان اشاره کرد و گفت: «مقام معظم رهبری موقع افطار تا ما نمینشستیم، خودشان نمینشستند. این تصویر ساده اما عمیق، برای من به یک نشانه روشن از نسبت انسانی و صمیمی در آن دیدارها تبدیل شده است.»
ارسال دیدگاه