جریان جان؛ ملت با آرمان‌های رهبر شهید تجدید بیعت می‌کند

شیراز (پانا) - در میان انبوه جمعیت حاضر در این مراسم، پیوندی عمیق از مفهوم «امت» با چنگ زدن به ریسمان ولایت به چشم می‌خورد که تصویری ماندگار از اتحاد دل‌ها در تاریخ رقم زد.

کد مطلب: ۱۷۱۸۱۴۶
لینک کوتاه کپی شد
جریان جان؛ ملت با آرمان‌های رهبر شهید تجدید بیعت می‌کند

من از میان جریانی می‌گذشتم که انگار از جنس تاریخ بود. به عنوان یک خبرنگار جوان، سعی کردم نگاهی فراتر از تصویرهای تلویزیونی داشته باشم و آن چیزی را ببینم که دوربین‌ها گاهی از ثبت آن باز می‌مانند.

اولین چیزی که در آن جمعیت بی‌کران به چشم می‌خورد، صدای مراسم بود؛ نوحه‌هایی که نه با صدای بلند، بلکه با چنان لرزشی در گلو اجرا می‌شدند که گویی از عمق قلب میلیون‌ها نفر برمی‌خاست. نوحه‌هایی که در میان هیاهوی جمعیت، فضایی از سکوت باوقار و در عین حال غلیان عاطفه ایجاد کرده بودند. هر نوحه، گویی گره‌ای بود که بین دل مردم و آرمان‌های آن شهید بزرگ محکم‌تر می‌شد.

اما اگر از منظره عبور کنید و به رفتارها دقت کنید، صحنه دیگری را خواهید دید. صحنه خدمت. من در میان آن جمعیت، شاهد سازماندهی خودجوش و بی‌نظیری بودم. جوان‌هایی که با دست‌های خسته، در حال توزیع آب و غذا بین پیرمردانی بودند که ساعت‌ها در آفتاب ایستاده بودند. مادرانی که با مهربانی، دست کودکانشان را می‌گرفتند تا در میان سیل جمعیت گم نشوند. این‌ها فقط کمک‌رسانی ساده نبود؛ این‌ها آموزش عملی عشق بود. در آن لحظه، مردم بدون اینکه کسی به آن‌ها دستور بدهد، تمام وجودشان را در خدمت این بدرقه گذاشته بودند.

عجیب بود! در میان آن همه ازدحام، در میان فشار دست‌ها و هق‌هق‌های پنهان، گرمایی را حس می‌کردم که از اتحاد دل‌ها برمی‌خاست. من در آن بدرقه، فقط یک جمعیت میلیونی ندیدم؛ من «امت» را دیدم. مردمی را دیدم که فارغ از هر دغدغه‌ای، آمده بودند تا بگویند این پیوند، پیوندی از جنس جان است.

من به عنوان یک دانش‌آموز خبرنگار آنجا بودم تا یاد بگیرم که چگونه یک ملت می‌تواند در سخت‌ترین لحظه‌ها، با چنگ زدن به ریسمان ولایت استوار بماند. من آنجا بودم تا با چشم‌های خود ببینم که چگونه عشق به رهبر، مرزهای جغرافیایی و سنی را در هم می‌نوردد و همه را زیر یک بیرق واحد جمع می‌کند.

نویسنده : دانش‌آموز، مبینا رحیمیان

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار