وداعی که از مصلای تهران آغاز شد و به حرم مطهر رضوی میرسد؛
میراثِ ماندگارِ یک فداکاری؛ وقتی «رهبر فدای ملت» شد
تهران (پانا) - تاریخ، لحظاتی را ثبت میکند که در آنها مرز میان سیاست، مذهب و عاطفه جمعی از میان میرود؛ لحظاتی که یک واقعه، از یک حادثه فراتر رفته و به بخشی از حافظه زیسته یک ملت بدل میشود. اکنون ایران، در میان بغضی سنگین و سوگی که از سوی تمام اقصینقاط کشور به سمت پایتخت جاری است، در حال وداع با مردی است که سالها سکان هدایت کشتی انقلاب را در دست داشت و اکنون، در میان امواج خروشان اشک و دعا، به سوی کرانههای ابدیت رهسپار میشود.
سالها بود که در میان میادین و محافل، شعار «جانم فدای رهبر» بهعنوان یک پیوند عاطفی میان مردم و پیشوای خود طنینانداز بود؛ شعاری که شاید روزگاری از دیدگاه فقهی مورد بازبینی قرار گرفته بود تا معنایی فراتر از پیوند شخصی پیدا کند. اما در ۹ اسفندماه، تاریخ این مفهوم را به شکلی بیسابقه وارونه کرد. این بار نه ملت، بلکه رهبر بود که در قلب کشورش، در میان خانواده و در سختترین لحظه، معنای حقیقی «جانفشانی برای ملت» را در عمل به نمایش گذاشت. این واقعه، شعار قدیمی را به روایتی تازه بدل کرد: «رهبر فدای ملت»؛ روایتی که با خون پاک ایشان و اعضای خانوادهشان، در کالبد تاریخ ایران حک شد.
این فداکاری، تنها به یک فرد محدود نماند؛ بلکه در پیوند با خون پاک همراهان مخلص و اعضای خانواده ایشان، به شکلی تمامعیار در کالبد تاریخ نشست. شهادت مصباحالهدی باقری کنی، سیده بشری حسینی خامنهای، زهرا حدادعادل و زهرا محمدی گلپایگانی، نشان داد که در این مسیر، پیوند میان رهبری و خانواده و میان مسئولیت و ایثار، از مرزهای فردی فراتر رفته و به یک فداکاری جمعی بدل شده است. این پیوندِ خونین، نه تنها ریشههای نظام را عمیقتر کرد، بلکه نشان داد که در لحظات سخت تاریخ، آنچه استخوانبندی این مسیر را میسازد، نه کلمات، بلکه پیوند عمیق عاطفی و فداکاری بیدریغ نسلهاست.
مصلای تهران؛ کانون تپنده سوگ و تجدید میثاق
زمان وداع که فرارسید، از نخستین ساعات سپیدهدم ۱۳ تیرماه ۱۴۰۵، مصلای امام خمینی (ره) به کانون اصلی این سوگ بدل شد. سیل عظیمی از عزاداران که از تمامی استانها، از کوههای البرز تا سواحل جنوب و از مرزهای شرقی تا غرب، خود را به تهران رسانده بودند، نشان داد که این فقدان، تنها یک جای خالی در ساختار سیاسی نیست، بلکه یک خلأ عمیق در روح جمعی یک سرزمین است. در میان جمعیت، از سالخوردهای که با قدمهایی لرزان بهدنبال دیدار با «آقای شهید» بود تا جوانانی که با نگاهی مصمم، بر تداوم مسیر تاکید میکردند، همه یک پیام داشتند: این وداع، پایان یک مسیر نیست، بلکه تجدید میثاق با آرمانهای ایستادگی است.
آنچه در مصلای تهران دیده میشد، تنها اندوهِ ناشی از فقدان یک شخصیت سیاسی نبود؛ بلکه بازتاب احساسی عمیقتر از غیبتِ شخصیتی بود که برای جامعه، نام ایشان با مفاهیمی چون ثبات، اطمینان و ایستادگی گره خورده بود. همین تلقی بود که مراسم وداع را از یک آیین رسمی فراتر برد و آن را به صحنهای از همدلی عمومی و بازخوانی یک دوره تاریخی تبدیل کرد.
از فقیه تا راهبردساز؛ میراث حکمرانی حکمتبنیان
در حالی که مردم در میان اشکهای خود غرق بودند، تحلیلهای علمی و سیاسی نیز بر جایگاه ایشان تاکید داشتند. رهبر شهید تنها یک فقیه نبود که احکام را صادر کند؛ او «فقیه راهبردساز» بود که توانست میان فقه، سیاست و مدیریت کشور پیوندی ناگسستنی برقرار کند. از تبیین دکترین استکبارستیزی گرفته تا شکل دادن به مفهوم مقاومت در سطح جهانی، او الگویی از حکمرانی مبتنی بر عقلانیت، فضیلت و خدمت به مردم ارائه داد؛ الگویی که حتی در سختترین شرایطِ گذار، با انتخاب جانشین و حفظ انسجام نظام، نشان داد که انقلاب اسلامی برخلاف تصور دشمنان، وابسته به یک شخص نیست، بلکه تکیهگاهش، اراده ملت و اصول استوار این مکتب است.
همین بنیانگذاری فکری و ساختاری بود که در نخستین روزهای پس از این فقدان بزرگ، امکان عبور منسجم از یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر کشور را فراهم کرد.
در این گذار دشوار، آنچه بر هیبت و اقتدار این نظام تاکید میورزید، برخورداری از یک ساختار هوشمند بود. تصمیم کلان مجلس خبرگان رهبری در انتخاب حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، تنها یک انتخاب سیاسی برای پرکردن جای خالی نبود؛ بلکه تجلی همان حکمرانی حکمتبنیان بود که رهبر شهید بنا نهاده بود. این انتخاب، پیام روشنی به سوی افکار جهانی داشت؛ نظام، با وجود فقدان رهبری که فراتر از یک مقام، یک ستون و تکیهگاه بود، همچنان با صلابت به حرکت خود ادامه میدهد. این استمرار، نشان داد که میراث ایشان نه به یک فرد، بلکه به ساختاری ریشهدار و ماندگار متکی است...
مسیر ابدی؛ از تهران به سوی مشهد مقدس
برنامههای وداع با پیکر مطهر ایشان، زنجیرهای از سوگ و اقتدار را در شهرهای مختلف رقم خواهد زد. پس از آیینهای وداع در مصلای تهران، پیکر مطهر روز دوشنبه ۱۵ تیر در پایتخت تشییع خواهد شد و سپس در روزهای آتی، مسیر عشق و ارادت به سوی شهر مقدس قم، شهرهای مقدس نجف و کربلا و در نهایت، به سوی زادگاه و آرامگاه ابدی ایشان در مشهد مقدس ادامه مییابد.
این سفر، تنها یک تشییع جنازه نیست؛ بلکه حرکت کاروانِ بیوقفه ملت ایران است که میخواهد ثابت کند، هرچند «آقای شهید» از میان ما رفته است، اما راهبری که او با خون و عرق خود بنا کرد، در قلبهای میلیونی مردمی که امروز در خیابانها و محلهای برگزاری آیین وداع گرد آمدهاند، زنده و پاینده خواهد ماند...
ارسال دیدگاه