راز ماندگاری شخصیتهای کودک تلویزیون در قصههایی است که هنوز نفس میکشند
شخصیتهای ماندگار کودک از دل قصه متولد میشوند نه از تصمیمهای مقطعی
تهران (پانا) - روزی روزگاری، تلویزیون برای کودکان شخصیت میساخت؛ شخصیتهایی که سالها در ذهن و زبان یک نسل میماندند و حتی پس از پایان برنامه، زندگیشان در خاطرهها ادامه پیدا میکرد. امروز اما تعداد این شخصیتها بهمراتب کمتر شده است؛ عروسکها و مجریهایی میآیند، چند صباحی روی آنتن میمانند و پیش از آنکه به چهرهای ماندگار تبدیل شوند، کنار گذاشته میشوند. آیا تلویزیون دیگر بلد نیست برای کودک شخصیت بسازد یا اساساً دیگر دغدغه ساختن شخصیت ماندگار را ندارد؟
به گزارش پانا، کافی است نام «فیتیلهها»، «زیزیگولو»، «کلاهقرمزی» یا «محله گل و بلبل» به میان بیاید تا بسیاری از کودکان دیروز، بیاختیار لبخند بزنند. شخصیتهایی که سالها از حضورشان روی آنتن گذشته، اما هنوز در حافظه جمعی چند نسل زندگی میکنند. در مقابل، طی سالهای اخیر شخصیتهای بسیاری وارد قاب تلویزیون شدهاند که عمر حضورشان حتی به چند ماه هم نرسیده و خیلی زود از ذهن مخاطب پاک شدهاند.
شخصیتهای ماندگار، قبل از آنکه عروسک یا مجری باشند، «شخصیت» بودند. آنها گذشته، احساس، اشتباه، آرزو و هویت داشتند. کودک آنها را باور میکرد، با آنها میخندید، ناراحت میشد و حتی از اشتباههایشان درس میگرفت. در مقابل، بسیاری از شخصیتهای امروز تنها برای انتقال چند پیام آموزشی یا پر کردن جدول پخش ساخته میشوند؛ شخصیتهایی که نه قصه دارند و نه فرصتی برای زندگی کردن.
این تفاوت، پرسشی جدی را پیش روی برنامهسازان قرار میدهد؛ چرا شخصیتهایی که روزگاری بخشی از زندگی کودکان بودند، دیگر تکرار نمیشوند؟ آیا کودک امروز تغییر کرده یا تلویزیون دیگر زبان او را نمیشناسد؟
محمد مسلمی، بازیگر، کارگردان و از چهرههای شناختهشده برنامههای کودک، در گفتوگو با پانا معتقد است پاسخ این پرسش را باید بیش از هر جا، در شیوه مدیریت و سیاستگذاری برنامههای کودک جستوجو کرد.
وقتی هنرمند آماده است اما فرصت تولید ندارد
به اعتقاد مسلمی، برخلاف تصور رایج، مشکل امروز برنامههای کودک کمبود ایده یا نبود نیروهای متخصص نیست. او میگوید هنوز هم بسیاری از هنرمندان باسابقه این حوزه با انگیزه و تجربه کافی آماده تولید آثار جدید هستند، اما شرایط برای فعالیت آنها فراهم نیست.
او معتقد است سالها پیش برنامهسازی کودک بر پایه رقابت، خلاقیت و حضور گروههای حرفهای شکل میگرفت، اما امروز این روند تا حد زیادی متوقف شده است؛ اتفاقی که بیش از همه، کودکان را از داشتن محتوای باکیفیت محروم کرده است.
مسلمی در این باره میگوید: «این سؤال را باید از مدیران پرسید که چه سیاستی را دنبال میکنند. هنرمندانی که سالها در حوزه کودک کار کردهاند، هنوز هم آماده تولید هستند، اما شرایط برای فعالیتشان فراهم نیست. بارها پیشنهاد ساخت برنامه دادهایم، اما استقبال نشده است. برای خود ما هم سؤال است که چرا تولید حرفهای کودک و نوجوان تا این اندازه کم شده، در حالی که بچههای امروز بیش از گذشته به محتوای خوب نیاز دارند.»
او ادامه میدهد: «قبلاً فرقی نمیکرد برنامه رئال باشد، عروسکی باشد یا انیمیشن؛ در همه این بخشها نیروهای حرفهای حضور داشتند و رقابت وجود داشت. امروز بسیاری از همان هنرمندان از تلویزیون فاصله گرفتهاند و طبیعی است که وقتی تجربه کنار گذاشته شود، تولید آثار ماندگار هم سختتر خواهد شد.»
آزاده آلایوب، مجری شناختهشده برنامههای کودک و نوجوان که سالها با نام «خاله نرگس» در برنامه «رنگینکمان» با مخاطبان ارتباط داشت، نیز بر اهمیت سرمایهگذاری روی نیروهای مستعد و ساختن چهرههای ماندگار تأکید میکند. به گفته او، مشکل فقط نبود استعداد نیست؛ بلکه تلویزیون در کشف، پرورش و حفظ این استعدادها کمکاری کرده است. آلایوب معتقد است وقتی برای یک مجری، صداپیشه، نویسنده یا عروسک فرصت رشد و تداوم ایجاد نشود، حتی اگر استعداد بالایی داشته باشد، نمیتواند به یک برند تبدیل شود. او میگوید: «خیلی بده که تلویزیون ریسکپذیری را از خودش گرفته. باید در آدمها ریسک کرد و به آنها فرصت داد تا خودشان را نشان بدهند.»
کودک امروز بیشتر از همیشه به قصه احتیاج دارد
نسل جدید با کودکان دو دهه قبل تفاوتهای زیادی دارد. کودکان امروز از همان سالهای ابتدایی زندگی با اینترنت، شبکههای اجتماعی، بازیهای ویدئویی و حجم گستردهای از اطلاعات روبهرو هستند. همین موضوع باعث شده شیوه ارتباط با آنها نیز تغییر کند.
مسلمی معتقد است تلویزیون هنوز میتواند برای این نسل جذاب باشد، اما تنها در صورتی که زبان روایت را جایگزین آموزش مستقیم کند؛ روشی که در بسیاری از آثار خاطرهانگیز کودک به کار گرفته میشد.
او میگوید: «در زندگی روزمره همه به بچهها میگویند این کار را بکن، آن کار را نکن. پدر و مادر، معلم و اطرافیان مدام در حال امر و نهی هستند. طبیعی است که کودک از این نوع آموزش فاصله بگیرد. تلویزیون هم اگر همان شیوه را ادامه بدهد، موفق نمیشود.»
به گفته این بازیگر، کودک بیش از هر چیز نیاز دارد شخصیت محبوبش را دنبال کند، اشتباههای او را ببیند، با او بخندد، نگرانش شود و در نهایت همراه او مسیر رشد را طی کند.
رها اردشیری
ارسال دیدگاه