مثل حاج قاسم...
در مسیر مبارزه با ظلم از هیچ چیزی نمی ترسیم
تهران (پانا) - شجاعت سرداری که جهان را از لوث وجود تروریسم پاک کرد، ریشه در روزهای گرم جوانی و غیرتی داشت که اجازه نمیداد در برابر ظلمِ یک پاسبان شهربانی به کرامت یک بانوی ایرانی، سکوت کند؛ روایتی خواندنی از تقابل «قاسم جوان» با مأموران رژیم پهلوی که پیشدرآمدی بر قهرمانیهای جهانی او شد.
شجاعت سرداری که جهان را از لوث وجود تروریسم پاک کرد، ریشه در روزهای گرم جوانی و غیرتی داشت که اجازه نمیداد در برابر ظلمِ یک پاسبان شهربانی به کرامت یک بانوی ایرانی، سکوت کند؛ روایتی خواندنی از تقابل «قاسم جوان» با مأموران رژیم پهلوی که پیشدرآمدی بر قهرمانیهای جهانی او شد.
متن خبر:در مجموعه روایتهای «قهرمانان»، به بازخوانی برههای حساس از زندگی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی میپردازیم؛ زمانی که او نه یک فرمانده نظامی شناختهشده، بلکه جوانی جسور و ورزشکار در شهر کرمان بود.
غیرت؛ بنمایه شخصیت سردار دلها
داستان از یک نیمروز گرم تابستانی آغاز میشود؛ جایی که «قاسم» از پشت پنجره، شاهد جسارت و اهانت یک پاسبان رژیم پهلوی به دختر جوانی در خیابان است. در تحلیل رفتارشناسی، این لحظه نقطهی غلبهی «وجدان بیدار» بر «ترس از سرکوب» است. قاسم سلیمانی، بدون در نظر گرفتن جایگاه نظامی مأمور و خطر بازداشت توسط ساواک، به سرعت خود را به صحنه میرساند.
تلاقی ورزش و تعهد
او که در آن سالها به ورزش کاراته مشغول بود، از آموختههای ورزشی خود نه برای خودنمایی، بلکه به عنوان ابزاری برای احقاق حق استفاده کرد. مأمور رژیم که هرگز انتظار چنین واکنش قاطعی را از سوی یک جوان غیرنظامی نداشت، با فنون کاراته قاسم نقش زمین شد. این واقعه نشاندهنده آن است که برای او، «قدرت بدنی» همواره در خدمت «دفاع از مظلوم» بوده است.
تعقیب و گریز در هتل؛ سرِ نترسی که آرام نگرفت
پس از درگیری، موجی از نیروهای شهربانی برای بازداشت او بسیج شدند. تعقیب و گریزی که دو ساعت به طول انجامید و مخفی شدن در زیر تخت یک هتل، تنها بخشی از هزینهای بود که او برای دفاع از ناموس ایرانی پرداخت. اگرچه آن روز قاسم جوان از چنگ مأموران گریخت، اما آن واقعه «ترس» را برای همیشه در وجود او کُشت.
از کرمان تا جغرافیای مقاومت
امروز که به کارنامه درخشان سردار دلها مینگریم، پیوند معناداری میان آن «سیلی به مأمور رژیم» و «پایان دادن به شجره ملعونه داعش» مییابیم. ریشه آن اقتداری که بعدها لرزه بر اندام استکبار جهانی و ایادی آمریکا انداخت، در همان کوچههای کرمان و در دفاع از حریم شهروندان شکل گرفته بود.
ارسال دیدگاه