شاعر و نویسنده شهرستان ملارد:
انتظار، ماندن در ظلمت با یقین به طلوع نور است
ملارد (پانا) - شاعر و نویسنده شهرستان ملارد، در گفتوگو با خبرنگار پانا، آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) را یادآور تداوم زلال امامت و امید به افقی روشن و سرشار از عدالت دانست و انتظار را حالتی ژرف، درونی و وجودی توصیف کرد.
غلامعباس زرینکفش، در گفتوگو با خبرنگار پانا، با نگاهی شاعرانه، انتظار را فراتر از یک چشمبهراهی ساده دانست و آن را پیوندی میان رنج هجران و امید وصال توصیف کرد: «آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) برای یک شاعر، تنها یک مناسبت در تقویم نیست؛ بلکه یادآور تداوم امامت و پیوند انسان با امید به آیندهای روشن و سرشار از عدالت است. در نگاه شاعرانه، انتظار یک حالت وجودی و رنگ و بوی عاطفی است؛ همان فاصله میان اشک و لبخند که در آن، رنج دوری با امید رسیدن درهم میآمیزد.»
وی با اشاره به اینکه انتظار در شعر، از ژرفای احساس فقدان و «نبودن» شکل میگیرد، بر ضرورت پیوند این مفهوم با زیست امروز و نسل جوان تأکید کرد: «انتظار یعنی درک عمیق یک نبودن؛ یعنی حضور پررنگ چیزی که نیست. در روزگار امروز، شعر انتظار اگر بخواهد با نسل جوان ارتباط برقرار کند، باید از تکرار مضامین کلیشهای فاصله بگیرد و انتظار را به یک تجربه زنده و قابل لمس تبدیل کند؛ تجربهای که با امید، آگاهی، خودسازی و تلاش برای ساختن آیندهای بهتر پیوند خورده است.»
زرینکفش در ادامه، انتظار ظهور را آمیزهای از امید و رویارویی با واقعیتهای تلخ دانست و بر وجه عرفانی و عدالتخواهانه آن تأکید کرد: «انتظار، رقص ظریف میان لبه تاریک ناامیدی و لبه روشن امید است؛ یعنی ایمان به یک معجزه در عین دیدن واقعیتهای تلخ. در شعر عرفانی، انتظار یعنی آشتی دادن میل زمین با آسمان؛ یعنی در میان خاک و خون، چشم دوختن به نور. انتظار ظهور حضرت ولیعصر(عج) نیز تنها چشمبهراهی برای آمدن یک روز نیست؛ بلکه امیدی زنده به تحقق عدالت و غلبه روشنایی بر تاریکی است.»
این شاعر و نویسنده، انتظار را ماده خام شعر دانست و با تصویری روشن و خیالانگیز، آن را به چراغی فروزان در دل شب تشبیه کرد: «انتظار از نگاه یک شاعر، خودِ ماده خام شعر است؛ انتظار کلمه برای رسیدن به کاغذ و حقیقت برای رسیدن به زبان. اگر بخواهیم انتظار ظهور حضرت ولیعصر(عج) را با یک تصویر شاعرانه بیان کنیم، میتوان آن را به چراغی تشبیه کرد که در دل یک شب طولانی روشن مانده است؛ چراغی که میگوید هرچقدر شب طولانی باشد، آمدن صبح را نمیتوان انکار کرد. انتظار نیز همین است؛ ماندن در تاریکی، اما با ایمان به نور.»
این شاعر شهرستان ملارد در پایان، جلوهای از شوق و دلدادگی خویش به ساحت مقدس حضرت ولیعصر(عج) را در جامه شعر چنین به تصویر کشید:
«عمرم سپری شد، خبر از یار نیامد
بیتاب شدم، لحظهی دیدار نیامد
بگذشت بسی روز و شبم در پسِ دوران
جانم بهسر آمد، دل و دلدار نیامد
بیصبر و قرارم به دمِ لحظهی دیدار
افسوس زمان رفت و زماندار نیامد
زان یارِ سفرکردهی غایب خبری نیست
چون یوسفِ گمگشته به بازار نیامد
فقر ابدی گشته، فراگیرِ جهان را
بیداد و ستم گشته، پدیدار نیامد
آدینه شد و وعدهی دیدار، پسین است
صد حیف که آن سرور و سالار نیامد
ای کاش در این سختی و بیدادِ زمانه
هرگز نشود گفته که غمخوار نیامد»
ارسال دیدگاه