آزاده آل ایوب در گفتوگو با پانا؛
خاله نرگس: تلویزیون کودک از بچهها غافل شده است/ دیگر مجری و عروسک برند نمیسازیم
تهران (پانا) - آزاده آلایوب، مجری باسابقه برنامههای کودک که بسیاری او را با نام «خاله نرگس» میشناسند، معتقد است تلویزیون در سالهای اخیر از شناخت نیازها و روحیات نسل جدید کودک فاصله گرفته و همین موضوع باعث شده برنامههای کودک دیگر نتوانند مانند گذشته برای مخاطبان خاطرهسازی کنند. او میگوید برنامههای دهههای ۸۰ و ۹۰ توانستند علاوه بر کودکان، بزرگسالان را نیز پای تلویزیون بنشانند؛ اتفاقی که امروز کمتر شاهد آن هستیم.
برنامههای کودک در ایران برای بسیاری از نسلها، بخشی از خاطرات مشترک دوران کودکی را شکل دادهاند؛ برنامههایی که با شخصیتهای ماندگار، ترانههای بهیادماندنی و ارتباطی صمیمی با مخاطب، فراتر از یک سرگرمی تلویزیونی بودند. اما با تغییر سبک زندگی، گسترش فضای مجازی و دگرگونی سلیقه نسل جدید، جایگاه این برنامهها نیز دستخوش تغییر شده است. آزاده آلایوب، مجری باسابقه برنامههای کودک که مخاطبان او را با نام «خاله نرگس» میشناسند، در گفتوگو به بررسی دلایل کمرنگ شدن برنامههای کودک، چالشهای امروز تلویزیون و راهکارهای بازگرداندن مخاطبان به این رسانه پرداخته است.
برنامههای کودک دیگر شاخص نیستند
آلایوب با اشاره به تفاوت برنامههای کودک امروز با دو دهه گذشته میگوید: «برنامههای دهه ۸۰ نسبت به نسلهای قبل از خود، ساختارشکن، خلاق و متناسب با روحیات کودکان آن دوران بودند. همین ویژگی باعث شد ارتباط عمیق و صمیمانهای با مخاطب برقرار کنند؛ ارتباطی که حتی بزرگسالان را هم پای برنامههای کودک مینشاند.»
وی ادامه میدهد: «طبیعی است که هر نسل باید ضعفهای نسل قبل را برطرف کند و متناسب با تغییرات جامعه و نیازهای کودکان پیش برود، اما امروز با افت محسوسی در برنامههای کودک روبهرو هستیم. دیگر برنامهای وجود ندارد که به یک برند تبدیل شود یا نام مجری، عروسک یا آیتمهایش بر سر زبانها بیفتد.»
به گفته این مجری، امروز مخاطب به سختی میتواند از یک مجری یا عروسک شاخص در تلویزیون نام ببرد و این مسئله نتیجه بیتوجهی به برندسازی است. او تأکید میکند: «تلویزیون فقط زمان پخش برنامهها را پر میکند، اما برای ساختن چهرههای ماندگار سرمایهگذاری نمیشود؛ نه روی مجری، نه روی صداپیشه و نه روی عروسکها.»
آلایوب معتقد است استعدادهای فراوانی در میان نسل جدید وجود دارد، اما نبود انگیزه و سرمایهگذاری مانع دیده شدن آنها شده است. به گفته او، بودجه برنامههای کودک همواره کمتر از سایر بخشها بوده و همین مسئله کیفیت تولید را تحت تأثیر قرار داده است.
تلویزیون هنوز هم میتواند خاطره مشترک بسازد
آلایوب معتقد است برخلاف تصور رایج، گسترش فضای مجازی به معنای پایان اثرگذاری تلویزیون نیست.
او با اشاره به تجربه برنامههایی مانند «خندوانه» میگوید اگر برنامهای بتواند ارتباط عاطفی با مخاطب برقرار کند، همچنان ظرفیت تبدیل شدن به یک پدیده فراگیر را دارد.
او میگوید: «بعضیها تصور میکنند اگر برنامههای کودک دهههای گذشته موفق بودند، فقط به این دلیل بود که فضای مجازی وجود نداشت؛ اما من این نگاه را قبول ندارم. آن زمان هم شبکههای اجتماعی و رسانههای دیگر کمکم وارد زندگی مردم شده بودند، اما برنامههایی که با مخاطب ارتباط قلبی برقرار میکردند، جایگاه خودشان را حفظ کردند.»
به اعتقاد این مجری، موفقیت «خندوانه» نیز نشان داد که تلویزیون هنوز میتواند شخصیتهای ماندگار خلق کند. «وقتی برنامهای مثل خندوانه با وجود حضور گسترده شبکههای اجتماعی دیده میشود و شخصیتی مانند جنابخان به محبوبیت میرسد، یعنی هنوز هم میتوان برای یک نسل خاطره مشترک ساخت؛ به شرط آنکه برای تولید برنامه خوب وقت و فکر صرف شود.»
برنامه زنده و حضور مخاطب؛ دو عنصر فراموششده
آلایوب یکی از مهمترین دلایل موفقیت برنامههای کودک گذشته را زنده بودن آنها و حضور کودکان در استودیو میداند. او میگوید: «در برنامه رنگینکمان هر روز حدود ۵۰ تا ۶۰ کودک همراه خانوادههایشان در استودیو حضور داشتند. همین حضور، شور و هیجان متفاوتی ایجاد میکرد و ارتباط میان مجری و مخاطب را واقعیتر میساخت.»
او تأکید میکند اجرای زنده، اگرچه برای مجری و گروه تولید بسیار دشوار است، اما انرژی و صمیمیتی ایجاد میکند که در برنامههای تولیدی کمتر دیده میشود. به گفته او، مجری برنامه زنده باید تمام زندگی خود را با برنامه هماهنگ کند و همین تعهد، کیفیت ارتباط با مخاطب را افزایش میدهد.
کودک صداقت را تشخیص میدهد
این مجری باسابقه معتقد است مهمترین عامل موفقیت یک برنامه کودک، ارتباط صادقانه با مخاطب است. او میگوید: «کودک خیلی زود تشخیص میدهد چه کسی با دلش با او حرف میزند و چه کسی فقط دیالوگ حفظ کرده است. همانطور که ممکن است یک کودک به مربی مهدکودکش وابسته شود، با مجری تلویزیون هم میتواند چنین ارتباطی برقرار کند؛ البته اگر این ارتباط واقعی باشد.»
به گفته آلایوب، تداوم حضور یک مجری، نویسندگی قوی، بداههپردازی، طنز، تعامل درست میان مجری و عروسک و همچنین متن مناسب، از مهمترین عواملی هستند که میتوانند یک برنامه را ماندگار کنند. او معتقد است هرگاه این عناصر کنار هم قرار گرفتهاند، نتیجه آن برنامهای بوده که سالها در ذهن مخاطبان باقی مانده است.
مشکل فقط خلاقیت نیست؛ برنامه کودک به سرمایهگذاری نیاز دارد
آلایوب معتقد است افت برنامههای کودک را نمیتوان صرفاً به کمبود ایده یا خلاقیت نسبت داد. به گفته او، کیفیت تولید رابطه مستقیمی با میزان توجه و سرمایهگذاری دارد و تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، نمیتوان انتظار تحول جدی داشت.
او میگوید: «بودجه در برنامهسازی اهمیت زیادی دارد. شاید باورتان نشود، اما برآورد مالی برخی برنامههای کودک تفاوت چندانی با سالهای گذشته نکرده است. طبیعی است که در چنین شرایطی نویسنده، صداپیشه، مجری یا بازیگر حرفهای ترجیح بدهد در حوزههای دیگری فعالیت کند؛ جایی که هم ارزش کارش دیده میشود و هم امکان تأمین هزینههای زندگی را دارد.»
به اعتقاد این مجری، جذب نیروهای حرفهای بدون فراهم کردن شرایط مناسب امکانپذیر نیست. او میافزاید: «در سینما و شبکه نمایش خانگی برای حضور بازیگران، نویسندگان، آهنگسازان و عوامل حرفهای هزینه میشود، چون همه میدانند کیفیت یک اثر به حضور این افراد وابسته است. برنامه کودک هم از این قاعده مستثنا نیست.»
از بچهها غافل شدهایم
آلایوب مهمترین تغییر برنامههای کودک در سالهای اخیر را فاصله گرفتن از دنیای کودکان میداند. او میگوید: «به نظرم از بچهها غافل شدهایم. کافی است نگاه کنیم که در سالهای اخیر چند ترانه کودکانه ماندگار تولید شده یا چند شعر در ذهن بچهها مانده است. زمانی ترانههای برنامههای کودک بین نسلها دستبهدست میشد، اما امروز چنین اتفاقی کمتر رخ میدهد.»
او معتقد است موسیقی، ترانه و شعر از ارکان اصلی برنامههای کودک هستند و نمیتوان نقش آنها را در خاطرهسازی نادیده گرفت. به گفته او، در سالهای اخیر تنها در حوزه سرودهای مناسبتی، بهویژه مناسبتهای ملی و مذهبی، فعالیتهای قابل توجهی انجام شده که قابل تقدیر است، اما برنامههای کودک فقط به این بخش محدود نمیشوند.
آلایوب تأکید میکند: «کودک به سرگرمی، خیالپردازی و فانتزی هم نیاز دارد. قرار نیست همه ترانهها حتماً پیام آموزشی یا اخلاقی داشته باشند. گاهی یک شعر شاد فقط برای ایجاد حس خوب و خاطره مشترک ساخته میشود و همین هم ارزشمند است.»
برای نسل آینده نوستالژی نمیسازیم
این مجری باسابقه معتقد است یکی از بزرگترین ضعفهای امروز تلویزیون، ناتوانی در خلق خاطرههای مشترک برای کودکان است. او میگوید: «نسلهای قبل هنوز هم با شنیدن نام برنامهها یا شخصیتهای کودک، خاطراتشان زنده میشود، اما سؤال اینجاست که کودکان امروز ده سال دیگر قرار است با چه چیزی خاطرهبازی کنند؟»
او ادامه میدهد: «برنامه کودک نباید فقط برای پر کردن آنتن ساخته شود. یک برنامه زمانی موفق است که بعد از پایان پخش هم در ذهن مخاطب ادامه پیدا کند و بخشی از خاطرات کودکی او شود. امروز از این هدف فاصله گرفتهایم و همین مسئله جای نگرانی دارد.»
کودک امروز با کودک دو دهه قبل تفاوت کرده است
آلایوب معتقد است تغییر سبک زندگی و گسترش فناوری، کودکان امروز را به نسلی متفاوت تبدیل کرده و برنامهسازان باید این واقعیت را بپذیرند. او میگوید: «امروز بخش زیادی از وقت کودکان در فضای مجازی، بازیهای رایانهای و تلفن همراه میگذرد. این نسل با نسل دو دهه قبل تفاوتهای زیادی دارد و طبیعی است که دیگر نتوان او را با همان شیوههای گذشته پای تلویزیون نشاند.»
او با اشاره به تغییر جایگاه تلویزیون در زندگی کودکان میافزاید: «زمانی تلویزیون را "قاب جادویی" مینامیدند، اما امروز این جادو تا حد زیادی از بین رفته است. البته این به معنای پایان کار تلویزیون نیست، بلکه نشان میدهد باید روشها را تغییر داد.»
تلویزیون باید به سراغ بچهها برود
به اعتقاد این مجری، برنامهسازی کودک دیگر نباید تنها به استودیو محدود بماند و لازم است تلویزیون برای ارتباط با نسل جدید، حضور بیشتری در میان مخاطبان داشته باشد.
او میگوید: «امروز این ما هستیم که باید به سراغ بچهها برویم، نه اینکه انتظار داشته باشیم آنها مانند گذشته پای تلویزیون بنشینند. برنامهها باید در خانهها، مدرسهها، پارکها، خیابانها و فضاهای عمومی حضور پیدا کنند و کنار کودکان باشند.»
آلایوب معتقد است رسانه ملی برای حفظ ارتباط با مخاطب ناچار است از قالبهای سنتی فاصله بگیرد و از ظرفیت بسترهای جدید نیز استفاده کند. او میگوید: «نباید خودمان را فقط به قاب تلویزیون محدود کنیم. اگر کودک امروز در فضای مجازی حضور دارد، باید برنامههای کودک هم بتوانند از همان مسیر با او ارتباط برقرار کنند.»
برندسازی هیچوقت قدیمی نمیشود
با وجود تغییر شیوه مصرف رسانه، آلایوب تأکید میکند که برخی اصول برنامهسازی همچنان ثابت ماندهاند. او میگوید: «برندسازی هیچوقت کهنه نمیشود. اگر بتوانیم یک مجری شاخص، یک عروسک ماندگار، چند ترانه خوب و چند شخصیت دوستداشتنی خلق کنیم، مخاطب آنها را پیدا میکند؛ حتی اگر برنامه را از طریق تلویزیون نبیند.»
او با اشاره به برخی آثار موفق کودک میافزاید: «وقتی یک اثر باکیفیت تولید شود، از مرز رسانهها عبور میکند. همانطور که امروز بسیاری از خانوادهها بعضی انیمیشنهای آموزشی را از طریق اینترنت یا شبکههای مختلف برای فرزندانشان پخش میکنند، یک برنامه کودک خوب هم میتواند فارغ از بستر انتشار، مخاطب خودش را پیدا کند.»
آموزش باید در دل قصه اتفاق بیفتد
آلایوب معتقد است آموزش غیرمستقیم همواره تأثیر بیشتری از پیامهای مستقیم داشته است. او میگوید: «انسان ذاتاً با قصه ارتباط برقرار میکند. از گذشته تا امروز، داستان بهترین ابزار انتقال مفاهیم بوده است و حتی بسیاری از آموزههای دینی نیز در قالب روایت و داستان بیان شدهاند.»
او ادامه میدهد: «در برنامههای کودک گذشته، آموزش در دل نمایش، قصه، شعر و بازی اتفاق میافتاد. مجری فقط توصیه نمیکرد، بلکه همراه عروسکها و شخصیتها داستانی را روایت میکرد که کودک خودش به نتیجه برسد. در داستان، شخصیتها فرصت اشتباه کردن، تجربه کردن و جبران دارند و همین باعث میشود پیام، عمیقتر در ذهن کودک بنشیند.»
به گفته او، بیان مستقیم بایدها و نبایدها معمولاً اثر کمتری بر کودکان دارد، در حالی که قصه و نمایش بدون ایجاد مقاومت، مفاهیم را به مخاطب منتقل میکنند. او تأکید میکند که قصهگویی، نمایش، کتابخوانی و شخصیتپردازی از مهمترین ابزارهای آموزش غیرمستقیم هستند؛ ابزارهایی که امروز کمتر از گذشته مورد توجه قرار میگیرند.
رشد یک شخصیت کودک، حاصل کار یک تیم است
آلایوب در پاسخ به این پرسش که تلویزیون امروز تا چه اندازه به رشد و ماندگاری شخصیتهای کودک فرصت میدهد، معتقد است این مسیر بیش از هر چیز به نگاه مدیران و کیفیت کار گروهی بستگی دارد.
او میگوید: «امروز تلویزیون کمتر ریسک میکند. در حالی که برای معرفی یک مجری یا شخصیت جدید باید فرصت داد تا دیده شود و تجربه کسب کند. اگر از ابتدا به افراد اعتماد نکنیم، طبیعی است که هیچ چهره تازهای شکل نگیرد.»
به گفته او، موفقیت یک شخصیت کودک هرگز حاصل تلاش یک نفر نیست و کیفیت برنامه به عملکرد تمام اعضای گروه وابسته است. «اگر ساختار برنامه ضعیف باشد، حتی بهترین مجری هم دیده نمیشود. نویسنده، کارگردان، تهیهکننده، صداپیشه، آهنگساز و مجری، همه اجزای یک تیم هستند و هر کدام نقش مهمی در موفقیت یک برنامه دارند.»
هیچ موفقیتی یکنفره نیست
این مجری باسابقه معتقد است همدلی میان عوامل تولید، یکی از مهمترین دلایل موفقیت برنامههای ماندگار است. او میگوید: «یک تیم موفق، تیمی است که اعضایش از موفقیت یکدیگر خوشحال شوند و برای رشد هم تلاش کنند. اگر حسادت، رقابت ناسالم یا نبود همراهی در یک گروه وجود داشته باشد، نتیجه آن در کیفیت برنامه هم دیده میشود.»
آلایوب با اشاره به تجربه سالهای فعالیت خود در تلویزیون میافزاید: «اگر امروز مردم شخصیت "خاله نرگس" را به یاد دارند، این فقط نتیجه اجرای من نیست. نویسندگان، کارگردان، تهیهکننده، صداپیشهها و همه عوامل تولید در شکل گرفتن این شخصیت سهم داشتند و من هم در کنار آنها رشد کردم. این یک موفقیت جمعی بود، نه فردی.»
او تأکید میکند: «برای رشد استعدادها باید بستر مناسب فراهم شود. همانطور که یک بذر در زمین نامناسب رشد نمیکند، استعداد هم بدون حمایت، فرصت و یک تیم حرفهای به نتیجه نمیرسد.»
سرمایههای تلویزیون را از دست ندهید
آلایوب در پایان با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به نیروهای خلاق و باسابقه، خطاب به مدیران رسانه ملی میگوید: «مهمترین خواهشم این است که سرمایههای تلویزیون را قبل از آنکه از دست بروند، دریابید. قدرشناسی و ایجاد انگیزه برای نیروهای خلاق و مستعد، مهمترین کاری است که میتوان برای آینده برنامههای کودک انجام داد.»
او معتقد است رسانه ملی باید بیش از گذشته برای حفظ و جذب نیروهای توانمند تلاش کند. «باید جاذبه ایجاد کنیم، نه اینکه افراد را از تلویزیون دور کنیم. این جاذبه هم برای مخاطب اهمیت دارد و هم برای کسانی که سالها تجربه و توانایی خود را در تولید برنامههای کودک به کار گرفتهاند.»
موفق کودک میافزاید: «وقتی یک اثر باکیفیت تولید شود، از مرز رسانهها عبور میکند. همانطور که امروز بسیاری از خانوادهها بعضی انیمیشنهای آموزشی را از طریق اینترنت یا شبکههای مختلف برای فرزندانشان پخش میکنند، یک برنامه کودک خوب هم میتواند فارغ از بستر انتشار، مخاطب خودش را پیدا کند.»
آموزش باید در دل قصه اتفاق بیفتد
آلایوب معتقد است آموزش غیرمستقیم همواره تأثیر بیشتری از پیامهای مستقیم داشته است. او میگوید: «انسان ذاتاً با قصه ارتباط برقرار میکند. از گذشته تا امروز، داستان بهترین ابزار انتقال مفاهیم بوده است و حتی بسیاری از آموزههای دینی نیز در قالب روایت و داستان بیان شدهاند.»
او ادامه میدهد: «در برنامههای کودک گذشته، آموزش در دل نمایش، قصه، شعر و بازی اتفاق میافتاد. مجری فقط توصیه نمیکرد، بلکه همراه عروسکها و شخصیتها داستانی را روایت میکرد که کودک خودش به نتیجه برسد. در داستان، شخصیتها فرصت اشتباه کردن، تجربه کردن و جبران دارند و همین باعث میشود پیام، عمیقتر در ذهن کودک بنشیند.»
به گفته او، بیان مستقیم بایدها و نبایدها معمولاً اثر کمتری بر کودکان دارد، در حالی که قصه و نمایش بدون ایجاد مقاومت، مفاهیم را به مخاطب منتقل میکنند. او تأکید میکند که قصهگویی، نمایش، کتابخوانی و شخصیتپردازی از مهمترین ابزارهای آموزش غیرمستقیم هستند؛ ابزارهایی که امروز کمتر از گذشته مورد توجه قرار میگیرند.
رشد یک شخصیت کودک، حاصل کار یک تیم است
آلایوب در پاسخ به این پرسش که تلویزیون امروز تا چه اندازه به رشد و ماندگاری شخصیتهای کودک فرصت میدهد، معتقد است این مسیر بیش از هر چیز به نگاه مدیران و کیفیت کار گروهی بستگی دارد.
او میگوید: «امروز تلویزیون کمتر ریسک میکند. در حالی که برای معرفی یک مجری یا شخصیت جدید باید فرصت داد تا دیده شود و تجربه کسب کند. اگر از ابتدا به افراد اعتماد نکنیم، طبیعی است که هیچ چهره تازهای شکل نگیرد.»
به گفته او، موفقیت یک شخصیت کودک هرگز حاصل تلاش یک نفر نیست و کیفیت برنامه به عملکرد تمام اعضای گروه وابسته است. «اگر ساختار برنامه ضعیف باشد، حتی بهترین مجری هم دیده نمیشود. نویسنده، کارگردان، تهیهکننده، صداپیشه، آهنگساز و مجری، همه اجزای یک تیم هستند و هر کدام نقش مهمی در موفقیت یک برنامه دارند.»
هیچ موفقیتی یکنفره نیست
این مجری باسابقه معتقد است همدلی میان عوامل تولید، یکی از مهمترین دلایل موفقیت برنامههای ماندگار است. او میگوید: «یک تیم موفق، تیمی است که اعضایش از موفقیت یکدیگر خوشحال شوند و برای رشد هم تلاش کنند. اگر حسادت، رقابت ناسالم یا نبود همراهی در یک گروه وجود داشته باشد، نتیجه آن در کیفیت برنامه هم دیده میشود.»
آلایوب با اشاره به تجربه سالهای فعالیت خود در تلویزیون میافزاید: «اگر امروز مردم شخصیت "خاله نرگس" را به یاد دارند، این فقط نتیجه اجرای من نیست. نویسندگان، کارگردان، تهیهکننده، صداپیشهها و همه عوامل تولید در شکل گرفتن این شخصیت سهم داشتند و من هم در کنار آنها رشد کردم. این یک موفقیت جمعی بود، نه فردی.»
او تأکید میکند: «برای رشد استعدادها باید بستر مناسب فراهم شود. همانطور که یک بذر در زمین نامناسب رشد نمیکند، استعداد هم بدون حمایت، فرصت و یک تیم حرفهای به نتیجه نمیرسد.»
سرمایههای تلویزیون را از دست ندهید
آلایوب در پایان با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به نیروهای خلاق و باسابقه، خطاب به مدیران رسانه ملی میگوید: «مهمترین خواهشم این است که سرمایههای تلویزیون را قبل از آنکه از دست بروند، دریابید. قدرشناسی و ایجاد انگیزه برای نیروهای خلاق و مستعد، مهمترین کاری است که میتوان برای آینده برنامههای کودک انجام داد.»
او معتقد است رسانه ملی باید بیش از گذشته برای حفظ و جذب نیروهای توانمند تلاش کند. «باید جاذبه ایجاد کنیم، نه اینکه افراد را از تلویزیون دور کنیم. این جاذبه هم برای مخاطب اهمیت دارد و هم برای کسانی که سالها تجربه و توانایی خود را در تولید برنامههای کودک به کار گرفتهاند.»
رها اردشیری
ارسال دیدگاه