میراثِ جماران؛ طنینِ بیداری در هزارتوی تاریخ

شهریار (پانا)- چهاردهم خردادماه در حافظه‌ جمعیِ ایرانیان، نه فقط یک تاریخ در تقویم، که نقطه‌ی عطفی است که زمان در آن برای لحظه‌ای از تپش باز ایستاد.

کد مطلب: ۱۷۰۵۰۸۰
لینک کوتاه کپی شد
 میراثِ جماران؛ طنینِ بیداری در هزارتوی تاریخ

چهاردهم خردادماه در حافظه‌ی جمعیِ ایرانیان، نه فقط یک تاریخ در تقویم، که نقطه‌  عطفی است که زمان در آن برای لحظه‌ای از تپش باز ایستاد. سی‌ودو سال از آن شبِ غریب در سال ۱۳۶۸ می‌گذرد؛ شبی که آسمانِ ایران در غباری از بهت و اندوه فرو رفت و خبرِ عروجِ رهبرِ کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی (ره)، همچون صاعقه‌ای بر قلب‌های مردم نشست. آن شب، فصلی از تاریخ معاصر ورق خورد که گویی پیوندِ ناگسستنیِ یک ملت با آرمان‌هایش را به محکِ آزمونی سترگ می‌زد.

تصاویرِ به‌جامانده از آن روزها، پس از گذشت دهه‌ها، همچنان تکان‌دهنده و بیدارگر است. آن قاب‌های سیاه و سفید، که آکنده از سیلِ اشک و ناله‌های برخاسته از عمق جان بود، تنها یک سوگواریِ ساده نبود؛ نمادی بود از عهدی نانوشته میان «پدری امت» و فرزندانی که در مکتب او، معنای «کرامت» را بازشناخته بودند. امام تنها یک مرجعِ سیاسی یا رهبرِ یک جنبش نبود؛ او کانونِ عاطفی و قلبیِ ملتی بود که پس از سال‌ها غربت، هویتِ گمشده‌ی خویش را در کلامِ الهیِ او بازیافته بود.

وقتی خبرِ عروج ملکوتی ایشان در فضای شهرها پیچید، گویی زلزله‌ای در جانِ مردم افتاد. سیلِ میلیونیِ مشتاقان که از سراسر ایران به سوی تهران سرازیر شد، نه یک تشییع جنازه‌ رسمی، که حماسه‌ای از عشق و بیعت بود. آن اجتماعِ عظیم در بهشت زهرا، که در اوراق تاریخ به عنوان یکی از بی‌نظیرترین گردهمایی‌های انسانی ثبت شده، گواهی است بر این حقیقت که پیوندِ امام با مردم، پیوندی از جنسِ «نور» و «ایمان» بود؛ پیوندی که از پروتکل‌های سردِ حکومتی فراتر رفت و به عمقِ باورهای دینی و ملیِ یک تمدن رسوخ کرد.

امروز، آنچه بیش از سوگواری اهمیت دارد، «بازخوانیِ خطِ روشنِ» اوست. امام خمینی (ره) معمارِ بنایی بود که ستون‌هایش بر «خودباوری» استوار گشت؛ او به ملتی که در سایه‌ استعمار، اعتمادبه‌نفسِ خویش را به یغما رفته می‌دید، باورِ «ما می‌توانیم» را هدیه داد. امروز، در میانه‌  طوفان‌های سهمگینِ سیاسی و پیچیدگی‌های اقتصادیِ جهان، اندیشه‌های راهبردیِ او همچنان به عنوانِ قطب‌نمایی برای عبور از گردنه‌های سخت، موردِ واکاویِ متفکران و استراتژیست‌هاست.

رحلتِ امام، پایانِ یک عصر نبود؛ بلکه آغازِ بلوغِ ملتی بود که آموخت چگونه در تلاطمِ امواج، بر پاهای خود استوار بماند. چهاردهم خرداد، فرصتی است برای تامل در منشورِ حیات‌بخشِ ایشان؛ وصیت‌نامه‌ای که در آن «وحدتِ کلمه» و «حمایت از پابرهنگان و محرومان»، نه به عنوانِ یک توصیه‌ اخلاقی، که به مثابه‌ی «راهبردِ بقا» مطرح شده است. حقیقتی که گذرِ زمان، غبارِ کهنگی بر آن نمی‌نشاند، بلکه ضرورتِ وجودی‌اش را برای رسیدن به قله‌های عزت، عیان‌تر می‌سازد.

در سالگردِ آن وداعِ جانکاه، ایران همچنان ایستاده است؛ استوار بر همان اصولی که مردی از تبارِ نور، در دلِ شبِ استبداد، چراغِ آن را برافروخت تا هیچ ظلمتی نتواند حقیقتِ این راه را از دیدگانِ جویندگانِ عدالت پنهان سازد.

نویسنده : دانش‌آموز محدثه مجیدی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار