صابر گل‌عنبری*

غزه دوم!

تهران (پانا) - جنوب لبنان که قرار بود مشمول آتش‌بس ایران و آمریکا باشد؛ اسرائیل طبق معمول پایبند نبود و بر شدت حملات خود نسبت به قبل از آن افزود؛ تا جایی که امروز این منطقه عملا به «غزه دوم» تبدیل شده است. آنچه اکنون در این منطقه می‌گذرد، از سیاست «زمین سوخته» هم فراتر رفته است.

کد مطلب: ۱۷۰۴۶۹۵
لینک کوتاه کپی شد
غزه دوم!

‌وضعیت انسانی رقت‌باری حاکم است؛ روستاها و شهرها یکی پس از دیگری ویران می‌شوند و تا اینجا بیش از یک و نیم میلیون نفر آواره شده‌اند. خانواده‌هایی هم که از جنوب لبنان به بیروت و دیگر مناطق کشور پناه می‌برند، به ‌دلیل شکاف‌ها و چنددستگی‌های طایفه‌ای و سیاسی، چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرند و زیر فشار قرار دارند.

‌از سوی دیگر، ارتش اسرائیل مناطق بیشتری را اشغال کرده و از تصرف قلعه تاریخی و راهبردی «شَقیف» خبر داده است؛ قلعه‌ای که بر مسیرهای رود لیتانی و دشت مرجعیون اشراف دارد و حدود ۸۰ کیلومتر با جنوب بیروت فاصله دارد.

‌در مجموع، در حالی که حزب‌الله بر خلاف تصورات قبلی اسرائیل ظاهر شد و اکنون پهپادهای «FPV» آن به بزرگ‌ترین تهدید و دردسر برای آن تبدیل شده‌‌اند، اما این رژیم رفته رفته در صرافت تغییر جغرافیای جنوب لبنان و ایجاد یک منطقه حائل در حدود ۵۶۸ کیلومتر مربع از این منطقه است؛ مساحتی نزدیک به یک ‌و نیم برابر نوار غزه.

واقعیت این است که یکی از انگیزه‌های آتش‌بس در جنگ علیه ایران، فراهم‌شدن امکان تمرکز اسرائیل بر لبنان بود. جنگ با ایران و درگیر‌شدن اسرائیل در آن جبهه باعث شده بود که با وجود حملات سنگین و روزانه، نتواند تمرکز کافی به‌ویژه برای عملیات زمینی در جنوب لبنان داشته باشد. ضمن اینکه حملات هم‌زمان از لبنان و ایران، عملاً بخش بزرگی از جغرافیای اسرائیل را درگیر کرده و فشار امنیتی و اجتماعی خاصی ایجاد کرده بود. اما آتش‌بس نه تنها تنفسی برای ایران، آمریکا و منطقه بود؛ بلکه اسرائیل نیز از زیر بار فشار پیشگفته بیرون آمد و تمرکز لازم را روی جبهه لبنان پیدا کرد.

‌همچنین در پی وخیم‌تر شدن شرایط انسانی و ویرانی و آوارگی گسترده در جنوب لبنان، این حس میان مردم منطقه و آوارگان در حال گسترش است که به حال رها شده‌ و تنها مانده‌اند. البته نباید فراموش کرد که حتی پیش از ورود حزب‌الله به جنگ در کنار ایران، جنوب لبنان همواره در سطحی هدف حملات روزانه اسرائیل بود و اگر حزب‌الله هم وارد این جنگ نمی‌شد، تضمینی وجود نداشت که فجایع و جنایت‌های امروز رخ ندهد.

‌در مجموع می‌توان گفت با وجود تداوم قدرت آتش حزب‌الله، اما سرمایه ژئوپلیتیک ایران در جنوب لبنان در معرض تهدید وجودی و به تحلیل رفتن است.

‌‌در این میان هم در حالی که ایران همچنان در مذاکرات با آمریکا بر شمول لبنان در هر‌گونه توافقی پافشاری می‌کند و آن را از شروط چنین توافقی قرار داده است؛ اما واشنگتن عملا با کش دادن موضوع و مدیریت وقت فارغ از دلایل و انگیزه‌های دیگر، عملا در حال خرید زمان برای اسرائیل در لبنان نیز هست.

‌از این رو، احتمالا یکی دیگر از دلایل تعویق ازسرگیری حملات علیه ایران، نیاز اسرائیل به زمان بیشتر برای تمرکز بر جنگ در جنوب لبنان باشد؛ تا جنگ در این منطقه را به نقطه مطلوبی رساند. به‌طور کلی، جنگیدن هم‌زمان در چند جبهه مطلوب اسرائیل نیست و ترجیح می‌دهد، در عین ملتهب نگه داشتن همه جبهه‌ها، تمرکز اصلی‌اش را روی یک جبهه بگذارد.

*تحلیلگر

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار