طنین دست های خسته،آواز زندگی
ناحیه یک همدان (پانا)_ یازدهم اردیبهشت روزی است برای شنیدن آواز سکوت کارگاهها که در آن، هر ضربهی چکش، نوایی از امید و ساختن را زمزمه میکند.
ریشههای خونی روزِ کار؛از شیکاگو تا جهان:این گرامیداشت جهانی، در نخستین روز ماه می، به یاد جنبش کارگری و
دستاوردهای آن برپا میشود. در بیش از هشتاد کشور، این روز با تعطیلی رسمی همراه است تا از زحمات کارگران تجلیل کرده و حقوق آنان را پاس بدارد.
تجمعات و اعتصابات سراسری، گاهی با خشونت و درگیری با نیروهای امنیتی همراه است؛ اما هدف نهایی، همواره دریافت حقوق عادلانه و بهبود شرایط کاری است.
ریشهی این روز به ماه می ۱۸۸۶ بازمیگردد؛ زمانی که چهارصد هزار کارگر در آمریکا برای کاهش ساعت کار به هشت ساعت، دست به اعتصاب زدند.
اگرچه اعتراضات با صلح آغاز شد، اما در شیکاگو، پلیس به کارگران غیرمسلح شلیک کرد و جان بسیاری را گرفت.
روز بعد، با پرتاب بمب و درگیریهای خونین، هفت افسر پلیس و چهار کارگر به شهادت رسیدند؛ اما نام پرتابکنندهی بمب هرگز فاش نشد.
در پی این فجایع، هشت کارگر به جرم این رویدادها دستگیر و محاکمه شدند، که این رویدادها به نمادی از ایستادگی کارگران در تاریخ تبدیل گشت.
در آن سوی افق طلوع، جایی که خورشید، گرمای وجود کارگر را با نور خود میآمیزد، دستهایی هستند که نه با قلم، که با عرق جبین، تاریخ تمدن را مینویسند.
آنها که در کارگاهها و کارخانهها، با ریتم تکراری ماشینآلات، ضربان زندگی جامعه را تنظیم میکنند، معلمانی هستند که درس «تلاش» را با پوست و استخوان خود به ما میآموزند.
هر قطرهی عرقی که بر پیشانیشان میلغزد، درسی است از وفاداری به زندگی و عشق به آیندهای روشنتر.
دستهای پینهبستهی آنها، نقشهی گنجی است که نه طلا، که سربلندی یک ملت را در خود پنهان کرده است.
آنها که در سکوت کارگاهها، با صدای تکراری ابزارها، سمفونی پیشرفت را میسازند، قهرمانانی هستند که نامشان در دفتر تاریخ، با خطی از افتخار ثبت شده است.
روزِ کارگر، یادآورِ این است که هیچچیز بدونِ تلاشِ آنها ممکن نیست و هر قدمی که به سویِ پیشرفت برمیداریم، بر شانههای آنها استوار است.
نام آنها، نه در کتابهای درسی، که در قلبِ هر انسانی که به عدالت و تلاش باور دارد، جاودانه خواهد ماند.
ارسال دیدگاه