درباره قرائتهای انسانی از جنگ در شهر/ تصاویری که در ذهن حک میشوند
تهران (پانا) - سینمای مستند به واسطه ماهیت واقع گرای خود، بیش از سینمای داستانی قدرت نمایش و ثبت واقعیت، هراس آور یا افتخار آفرین را دارد، اگر تماشاگر مستندهای مجموعه «ایران» باشید، تصاویری در ذهنتان میماند که به معنای چند وجهی «جنگ» نزدیک و وفادار است.
آنچه هنوز سینمای داستانی نتوانسته نسبت به جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، انجام دهد، سینمای مستند به خوبی انجام داده است. در کمبود تصاویر چندوجهی و واقع نما، در خلا تحلیل های انسانی و درست، و در زمانی که اغلب رسانه های جهان در سکوت، مقهور اسرائیل و آمریکا هستند، سینمای مستند ایران جنگ، تجاوز اسرائیل و آمریکا، ویرانی، فقدان و اندوه را ثبت کرده است.
در مجموعه مستند «ایران» که شامل ۲۰ مستند درباره جنگ دوازده روزه است و در نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» روی پرده رفت و در نوروز ۱۴۰۵ به شبکه نمایش خانگی رفت، تصاویر تکان دهنده کم نیست.
برای آنکه جنگ را واقعی و فراتر از قرائت های رمانتیک یا شعاری سینمای داستانی (نیم شب) ببینید، به این مستندهای ساده نگاهی بیاندازید. مستندهایی که با هزینه اندک ساخته شدهاند. علی همراز در «نجوای چیزها» از دست رفتن زندگی، نشانه های زندگی در یک خانواده، خانه و محله را از روی اشیا بازسازی و بازآفرینی کرده. گویا با راویان فیلم، داغدار خانه های ویران و وسایلی می شویم که در جنگ از دست می روند و خاطرات و یادبودها را با خود می برند.
آریان عطارپور در «تا قبل از نتانیاهو من آشغال ترین آدم دنیا بودم» از انسان درگیر جنگ و بحران می گوید، راوی در یک مجتمع مسکونی ناظر روزهای جنگ است و می کوشد رابطه ای از دست رفته را تجدید کند، «انسان» در بحران با مستند آریان عطارپور چهره ای دوست داشتنی دارد، مردی که جنگ، ذهنش را درگیر خاطره ای کرده تلاش می کند، با نزدیک شدن مرگ، عشق از دست رفته را احیا کند.
«زخم و آینه» ساخته سعید اسدی، کوتاه و بر تصاویر و صداها استوار است. شهر و مردمش، ناگهان درگیر جنگ می شوند و این رنگ ها، قاب ها و نواهاست که جنگ را می سازد. فیلم به کودکان تقدیم شده، قربانیان مظلوم جنگ هایی که قرار بود فقط نظامیان را هدف قرار بدهد.
این روزها که قصه بچه های مدرسه «شجره طیبه میناب» جهانی شده و داغی است بر قلب مردم، تماشای «برای کیان» ضروریست. یک فیلم کوتاه از سارا طالبیان، درباره سرنوشت تلخ کودک خردسال تهرانی که خانواده اش را در جنگ از دست داده و خود زخمی شده، «برای کیان» تماشاگر را با خود همراه می کند، یک سند تاثیرگذار و تکان دهنده از قربانیان غیرنظامی جنگ. تصویری از امروز برای همیشه.
«کوه راستین» مستند حدیث جان بزرگی هم درباره کودکان است. درباره تاثیر جنگ و ویرانی روی دنیای کودکان. شخصیت های اصلی فیلم جان بزرگی، ظاهرا در روزهای پس از جنگ، درگیر بازی های کودکانه هستند، اما آنچه تجربه کرده اند حتی بازی های آنان را تحت تاثیر قرار داده است.
بابک بهداد در «سرخ پوش» تلاش کرده به زبان سینما و تصویر از جنگ بگوید، فیلم او روایت سرراست و کلاسیک ندارد و بیشتر شبیه کولاژی است از تصاویری که باید دید و به خاطر سپرد. مژگان صیادی در «نفس سرد» به سراغ سوژه متفاوتی رفته، فیلم او بااحساس و تکان دهنده است و مهم این که برای نخستین بار مستندسازی در جنگ، به سراغ سگ های جستجوگر رفته که حضورشان، همراهی شان و نبوغشان به نجات انسان از مرگ انجامیده است.
مستندهای «ایران» یادگارهایی هستند از جنگ ۱۲ روزه، مستندهایی از امروز برای فردا که در سایه صلح، جنگ و قربانیان و قهرمانانش از یاد می روند. تماشای این مستندها در شبکه های اجتماعی امکان پذیر است.
ارسال دیدگاه