کارگردان و تهیهکننده مستنددر گفتوگو با پانا:
فاجعه میناب از آمریکاییها بعید نبود
آدمهای معمولی قهرمانهای جذاب سینمای مستند هستند
تهران (پانا) - هاشم مسعودی، کارگردان و تهیهکننده مستند، با اشاره به تجربههای میدانی خود تأکید کرد بخش مهمی از مستندسازی بحران در گرو حضور در صحنه و روایت زندگی آدمهای معمولی است.
هاشم مسعودی، کارگردان و تهیهکننده مستند، در گفتوگو با پانا درباره نگاه و نظر خود درباره شرایط فعلی کشور و جنگ رمضان گفت: «برای اهل مستند و پژوهشگرانی که در حوزههایی مانند جنگ و مسائل مرتبط کار میکنند، از ماههای گذشته مشخص بود که این اتفاق خواهد افتاد. درواقع وقوع چنین حادثهای قابلانتظار بود. با توجه به شناختی که همه ما از آمریکا و فضای امپریالیسم داریم و همچنین با نظر به تاریخ و سلیقه سیاسی آمریکا در صد تا صد و پنجاه سال اخیر، این حادثه برای کسانی که اهل تحقیق و پژوهش باشند اصلا دور از ذهن نبود. اتفاقی که برای میناب و کشور عزیز ما افتاد، در برابر سابقه آمریکا چندان عجیب نیست. آمریکاییها در تاریخ نکبتبار خود با کشورهای مختلف جنایات بسیار بزرگی انجام دادهاند؛ جرمی و جنایتی نیست که آمریکا در حوزههای مختلف مرتکب نشده باشد.»
وی ادامه داد: «پیشبینی وقوع جنگ هم وجود داشت و اگر جنگی رخ میداد، که در نهایت هم رخ داد، قابل پیشبینی بود که چنین اتفاقی برای کشور ما نیز میافتد. درست است که برای برخی افراد این حادثه شوکآور بود و مثلا ماجرای مدرسه میناب برایشان غیرمنتظره جلوه کرد، اما اگر انسانها اندکی اهل مطالعه باشند، میبینند که اتفاق مدرسه میناب در برابر آنچه آمریکا علیه بشریت انجام داده، تنها بخش کوچکی از آن جنایات است و چندان دور از ذهن نیست. نسبت به شناخت حداقلی من از آمریکا هم همین انتظار میرفت.»
مسعودی با اشاره به اهمیت روایت انسانی از جنگ، بیان کرد: «دررابطه با مستند، نکته این است که سیاستگذاری و مسئولان باید بدانند بخشی از کار در حوزه مستندسازی، بهویژه مستند میدانی، مستند بحران یا هر نام دیگری که بر آن بگذاریم، نیازمند حضور در صحنه و داشتن روایت انسانی است. انسانی به معنای روایت آدمها، روایت مردم از واقعه و اتفاق. بخشی از این موضوع در کارهایی که من در سوریه، عراق یا جنگ دوازدهروزه انجام دادم، و همچنین کارهایی که دوستان انجام دادهاند و من در کنارشان بودم، کاملا واضح است: قصه آدمها، روایت زندگی مردم و آن انسانهای معمولیِ قهرمان میتواند برای مردم بسیار دلنشین باشد.»
وی ادامه داد: « آن پیک موتوری که در تهران زندگی میکرده و حالا خانهاش خراب شده است؛ آن کارمند معمولی؛ آن رفتگر خیابان فردوسی که وقتی ساختمان فرومیریزد، واکنش او چیست، چه کاری انجام میدهد؛ آن کاسبی که روبهروی ساختمانی قرار دارد که مورد هدف بوده و برونریزی و رفتار انسانیاش چیست. قطعا اینها باید در صحنه ثبت شود و حضور در صحنه ضروری است.»
این مستندساز با بیان آنکه میتوان آثاری ساخت که در آن حرفهای کمتر شنیده شده وجود داشته باشد و این برای مردم دلنشین خواهد بود، گفت: «آنچه اهمیت دارد این است که باید قصههای تحقیقی و پژوهشی درباره دشمنی که با او مواجه هستیم تولید شود. وقتی شناخت کافی از آمریکا داشته باشید و مستندهایی از این قبیل ساخته شود، دریچهها و فضاهای جدیدی پیش روی شما باز میشود. شما میتوانید برای مخاطب حرفهایی کمتر شنیدهشده و دلنشینتر ارائه کنید.»
تهیهکننده مستند «برای دخترم»، در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد از جنگ رمضان مستندی بسازد، روی چه بعد یا حوزه ای متمرکز میشود و کدام سوژه ها برای او جاذبه ی بیشتری دارند توضیح داد: «مفهوم قهرمانِ معمولی همیشه برای من جذاب بوده است؛ آدمهای معمولی که عمل قهرمانانه انجام میدهند. اگر بخواهم درباره دفاع مقدس کار کنم، سراغ سرداران شهید نمیروم؛ حقیقتا به آن سرباز، آن درجهدار و آن کاسبی میپردازم که خودش را به میدان نبرد رسانده است. چون ما انسانهای کوچهوبازار، آدمهای محله من و محلهها دیگر، با آدمهای معمولی راحتتر همذاتپنداری میکنیم.»
ارسال دیدگاه