هومن ظریف*
دشمن در آیینه سعدی، شکسپیر و مارک تواین
تهران (پانا) - روز اول اردیبهشت هر سال، در صمیمیت سیال فضا، که مانند عسل و شهد پیرامونم را از عطر درخت سنجد در تقابل بوی زننده درخت عرعر، پر می کند، به برگهای آثار بزرگان ادیب جهان فکر میکنم.
عطر گل در برابر زهر مسموم مغول. هر دو مخلوق خداست که اتفاقا به قول رهبر شهید، جنگ تحمیلی، چون عدو شود سبب خیر، سره را از ناسره، غربال می کند. محمد ضرغامی در سکوی رادیو فردا، در شب تهدید ترامپ دیوانه، به نابودی یک تمدن، بر یک سلطنت طلب، می شورد و دوستان دغل، گرد شیرینی بودجه لاحساب، بی تمثالی از رهبرشان، کاسه گدایی از سلبریتی های مستتر الپاسپورت(!)، بالماسکه درست می کنند.
اما امسال، خلاف امثال فوق، سعدی در روز اول اردیبهشت در کنار سالمرگ جاویدنامان شکسپیر و مارک تواین، در برابر دشمن، چه موضعی دارند، مبحث شیرینی خواهد بود.
هنر تدبیر از حکیم سخن
سعدی شیرازی، نه تنها استاد سخن، بلکه استراتژیستِ رفتار و حکیمِ روابط انسانی است. در آثار او، بهویژه «گلستان» و «بوستان»، با دشمن نه از سرِ خشمِ کورکورانه، بلکه با «تدبیر» برخورد میشود. سعدی به ما میآموزد که دشمنشناسی و مدیریتِ خصومت، پیش از آنکه نبردی در میدان باشد، نبردی در «اندیشه» است.
قدرتِ «نرمی» به مثابه تدبیر
او در «گلستان» به صراحت میگوید:
«دشمنان را بهدوستی گرد آور که تیرِ کینه دشمنِ در کمین نشسته را، جز با کمانِ نرمی نمیتوان به هدفِ صلح رساند.»
تدبیرِ سعدی در اینجا مبتنی بر «سیاستِ جذب» است. او معتقد است که ستیزهجویی با دشمن، تنها کینهها را عمیقتر میکند. گاهی هوشمندانهترین تدبیر، «نرمیِ زیرکانه» است تا آتشِ خشمِ دشمن پیش از آنکه شعلهور شود و خسارت بزند، خاموش گردد.
اولویتبندی نبرد
سعدی به مخاطب خود هشدار میدهد که هر دشمنی ارزشِ رویارویی ندارد. او در جایجایِ بوستان تأکید دارد که صرفِ انرژی برای دشمنانِ ناتوان یا حقیر، غیراخلاقی و غیرعقلانی است. از نظر سعدی، «تدبیر» گاهی در «ندیدن» است؛ یعنی نادیده گرفتنِ تحریکاتِ دشمنی که قصد دارد شما را به بازیِ خود بکشاند.
او میگوید:
«با دونهمتان ستیزه مکن، که چون با پلید، کشتی بگیری تو را آلوده کند.»
این همان «تدبیرِ بازدارنده» است؛ حفظِ شأن و جایگاه خود با پرهیز از درگیری با کسانی که همسطحِ اندیشه و جایگاه شما نیستند.
شناختِ ماهیتِ دشمن
سعدی بر این باور است که نمیتوان با همه دشمنان به یک شیوه برخورد کرد. او در حکایتهای گلستان نشان میدهد که پادشاهان عاقل، ابتدا ماهیتِ دشمن را میسنجند: در
- اگر دشمن از روی نادانی دشمنی میکند، تدبیر، آگاهیبخشی است.
- اگر از روی حسد است، تدبیر، پنهان کردنِ دارایی و موفقیت است.
- اگر از روی قدرتطلبی است، تدبیر، تقویتِ بنیانهای دفاعی است.
خویشتنداری بر خشم
بزرگترین تدبیرِ سعدی در برابر دشمن، «غلبه بر خویشتن» است. او میداند که اگر در هنگام مواجهه با دشمن، «خشم» زمامِ امور را در دست بگیرد، فرد تمامِ اهرمهای تدبیر و عقلانیت را از دست میدهد.
**تقابلِ ذهن: شکسپیر و تواین در برابر دشمن**
اگر بخواهیم نگاه ویلیام شکسپیر و مارک تواین را درباره مواجهه با دشمن و ضرورت «تدبیر» در کنار هم قرار دهیم، با دو رویکرد متفاوت اما مکمل روبرو هستیم: یکی «دراماتیک و استراتژیک» و دیگری «واقعگرایانه و کنایهآمیز».
نیروی عظیم سیاسی
شکسپیر، در آثار خود، دشمن را یک نیروی عظیم، اغلب متافیزیکی یا سیاسی میبیند که مواجهه با آن مستلزم «تدبیرِ عمیقِ روانشناختی و سیاسی» است. برای شکسپیر، تدبیر تنها به معنای برنامهریزی نظامی نیست، بلکه به معنای درکِ پیچیدگیهای شخصیتِ خصم است. در تراژدیهایی چون «هملت» یا «مکبث»، مواجهه با دشمن بیش از آنکه با شمشیر باشد، با «نقشبازی کردن» و «هوشیاری در برابر فریب» است. تدبیرِ شکسپیری بر این اصل استوار است که برای شکست دادن یک دشمنِ زیرک، خود باید از او هوشمندتر بود و از ابزار «ظاهر و باطن» برای مدیریتِ بحران استفاده کرد. او دشمن را فرصتی برای آزمونِ اخلاق و قدرتِ اراده انسان میبیند.
مارک تواین و حماقت دشمن
مارک تواین، با نگاهی واقعگرایانه و طنزآمیز، تدبیر را در «آگاهی از جهل و حماقتِ دشمن» می داند. که بهترین راه برای مقابله با دشمنانِ بدخواه، لزومِ داشتنِ دیدگاهی منتقدانه و عدمِ غرق شدن در درگیریهای پوچ است. اگر شکسپیر بر «استراتژیِ قدرت» تأکید دارد، تواین بر «استراتژیِ هوشیاریِ اجتماعی» و پرهیز از گرفتار شدن در دامِ نادانیِ دیگران تأکید میکند.
ارسال دیدگاه