کار مستند «نوشتن تاریخ» است
عکس میتواند سرنوشت جنگها را تغییر بدهد
تهران (پانا) - کاووس صادقلو، عکاس مستند، با تأکید بر اینکه عکاسی مستند در همه موقعیتها، از میدان جنگ تا زندگی روزمره، اهمیت اساسی دارد، این حوزه را نوعی تاریخنگاری تصویری میداند که میتواند درک جامعه از واقعیت را شکل دهد. او معتقد است عکسهای مستند بهعنوان اسناد بصری، ابزار مهمی برای پژوهشگرانی هستند که قصد بررسی و مطالعه دورههای خاص جامعه را دارند.
کاووس صادقلو، عکاس مستند، در گفتو گو با پانا درباره اهمیت عکاسی مستند گفت: «عکاسی مستند شرایط ندارد؛ در تمامی شرایط اهمیت دارد. یعنی فرقی نمیکند شرایط جنگی باشد یا غیرجنگی؛ در هر شرایطی، کار مستند «نوشتن تاریخ» است؛ تاریخنویسی بدون دستکاری. به عبارتی، عکاسی مستند نوعی تاریخنویسی تصویری است. بنابراین، نمیتوان برای آن شرط گذاشت یا گفت در چه شرایطی اهمیت دارد یا ندارد؛ زیرا در همه شرایط اهمیت دارد. اما وقتی به موضوع جنگ میرسیم، با زمانی مواجهیم که انسانها درگیر یک اتفاق زشت و ناپسند هستند و همین درگیریها باعث از بین رفتن و ریخته شدن خون انسانهای بیگناهی میشود که هیچ ارتباطی با جنگ ندارند.»
وی تصریح کرد: «قاعدتا جنگ اتفاق تلخی است. به همین دلیل، ثبت این لحظهها برای تاریخ و برای آیندگان اهمیت دارد؛ برای کسانی که در آینده کار علمی و پژوهشی میکنند و میخواهند تا حد امکان جنگها را کاهش دهند، دوستیها را افزایش دهند و دشمنیها را کم کنند. آنان نیازمند اسناد تاریخی هستند تا بتوانند درباره عواقب جنگها صحبت کنند. تنها کلام کافی نیست؛ تصویر است که اهمیت فراوان پیدا میکند و عکاسی مستند جایگاه ویژهای پیدا میکند.»
این عکاس مستند، با اشاره به آنکه در ابتدا عکاس مستند باید بداند عکاسی مستند چیست و اهمیت آن تا چه اندازه است، ییان کرد: «عکاسی مستند در قالب عکاسی ژورنالیستی یا خبری تثیر بسزایی در تاریخ و در جنگها داشته است. از زمانی که روند ثبت عکس سرعت بیشتری پیدا کرد، رویدادها و اتفاقات جهان ثبت شد و انسانها توانستند براساس این تصاویر برای دوران زندگی خود تصمیم درستی بگیرند. به همین دلیل، جایگاه عکس مستند در تمام شاخهها و حوزههای جهانی اهمیت دارد؛ در هر شاخهای از علوم اگر طبقهبندی کنید. اما اولین ویژگی این حوزه آن است که عکاس باید بداند «عکس مستند چیست»؛ این موضوع برای عکاسی مستند بسیار مهم است. باید بداند مفهوم یک عکس مستند چیست و چه نوع عکسهایی در کنار هم تصویر درستی از عکاسی مستند ارائه میدهند.»
وی ادامه داد: «همچنین عکاس باید تجربه زیادی در عکاسی مستند کسب کند. اینگونه نباشد که یک مجموعه را عکاسی کند و رهایش کند و برود سراغ عکاسی خیابانی یا مد یا تبلیغاتی و بعد دوباره به این شاخه برگردد. کسی که عکاسی مستند میکند، نیازمند کسب تجربه بیشتر است؛ باید عکسهای مطرح حوزه عکاسی مستند جهان را ببیند، مطالب آنها را بخواند، شیوه خوانش متن و تصویر را بلد باشد و قالبها و استانداردهای درست این حوزه را یاد بگیرد. وقتی اینها را یاد گرفت و فهمید یک عکس مستند چه قدرتی دارد، شروع میکند به عکاسی کردن. پس از آن، وقتی وارد فضایی برای عکاسی میشود، باید پیش از عکاسی درباره آن فضا مطالعه داشته باشد. مثلا وقتی برای عکاسی جنگ میروم، باید از نظر بومی بدانم مردم آن منطقه چه واکنشهای اجتماعی نسبت به عکاسی مستند دارند و براساس آن خودم را آماده کنم؛ چون ممکن است موانع زیادی سر راه باشد.»
صادقلو با بیان آنکه از سوی مسئولان مربوطه و رسانهها باید برای تمامی مردم جامعه شناخت درستی از عکاسی صورت بگیرد، گفت: «شناخت عکاسی مستند، تجربه دیدن عکسها، شناخت بومی، شناخت جنگ (از جنگهای خیابانی تا جنگ بین دو کشور) و خیلی اتفاقات دیگر باید همزمان مدنظر باشد. حداقل باید علم آن را داشته باشم تا وقتی وارد فضا میشوم، بتوانم آنچه میبینم را ثبت کنم. به دلیل عدم شناخت در جامعه، نگاه چندان مثبتی به عکاسی در جامعه وجود ندارد و عکاس ممکن است انگ جاسوس یا خائن بخورد. این نگاه غلط برمیگردد به تصویر رسانهای که از عکاسی ساخته شده است. وقتی در سریالها برای نشان دادن یک جاسوس، دوربین عکاسی به دست او میدهند، این پیام به عموم مخاطبان منتقل میشود که هرکس دوربین دارد، ممکن است جاسوس است. این ترس و عدم شناخت گسترش پیدا میکند؛ چون تعریف درستی از عکاسی وجود ندارد.»
وی درباره چالشهای عکاسی مستند گفت: «در تمام دنیا عکاسی در شرایط بحرانی همیشه با تعریف استانداردهایی همراه بوده است؛ هر کشور براساس فرهنگی که دارد. جایی میگوید عکس گرفته نشود، جایی میگوید عکاسی بشود ولی منتشر نشود. اما در جامعه ما تعریف این است که گاهی از ابتدا عکاسی نباید صورت بگیرد.کاووس صادقلو درباره تجربه خود از عکاسی مستند گفت: اتفاقات دانشگاه سال ۱۳۷۸ برای من تجربهای است. در آن دوران، عکاسان مطبوعاتی دچار مشکل بودند. من بهعنو ان رئیس انجمن عکاسان مطبوعات ایران به سراغ رئیس پلیس استان تهران، رفتم و با او صحبت کردم و از اهمیت تاریخی این تصاویر گفتم. به هر روی امروز طبق قانون اساسی، عکاسی در هیچ نقطه از کشور ممنوع نیست مگر جایی که تابلو عکاسی ممنوع، نصب شده باشد. اما باز هم دچار بحران هستیم. مثلاً شما در پارک عکاسی میکنید و میگویند باید مجوز داشته باشید. لازم است جامعه اعم از مسیولان مربوطه و مردم از قدرت رسانه عکاسی آگاهی بیشتری یابند.»
این عکاس مستند، از منظر حرفه عکاسی مستند درباره مفاهیمی چون وطن دوستی و مردمدوستی گفت:«عشق به وطن، عشق به وطن است. شما میتوانید یهودی، مسیحی، زرتشتی یا مسلمان باشید اما وطندوست باشید. درواقع وطنپرستی برای یک عکاس مستند یعنی دروغ نگفتن در عکسها. کسی که صحنهسازی میکند یا برای انتقال یک پیام، تصویر میسازد، از چارچوب عکاسی مستند خارج شده است. بهعنوان عکاس مستند، وقتی صحنهآرایی میکنم یا تصویر میسازم، به وطنم آسیب میزنم. وطنپرستی یعنی آنچه هست را ثبت کنم. ممکن است تصویر بسیار تکاندهنده باشد؛ ممکن است حال خیلیها را خراب کند.»
وی ادامه داد: «اما همین عکسها میتواند مسیر جنگ را عوض کند، فشار جهانی ایجاد کند و روندها را به سمت صلح ببرد. وقتی یک موشک به ساختمانی میخورد و ده انسان یا ده کودک کشته میشوند، و من براساس شناخت خود از جنگ و سوابقم، تصاویر را کنار هم میگذارم و عکس درستی تولید میکنم، محتوای درستی شکل میگیرد. دیدن جنازه یک کودک سخت است، اما انتشار آن میتواند جامعه جهانی را علیه خشونت جنگ بسیج کند. همچنین بهعنوان عکاس مستند، مردمدوستی را به این معنا میدانم که وقتی عکاس اخبار را درست ارائه میدهد، مردم وطنش را دوست دارد.»
ارسال دیدگاه