هومن ظریف*
مدرسه میناب را بدون تغییر، موزه کنید!
خرابه های «شجره طیبه» یک موقعیت «دارک توریسم» است
تهران (پانا) - زخم میناب تازه است. صدای انفجار هنوز در گوش تاریخ میپیچد و بوی باروت در کوچههای خاطرات این شهر پیچیده است. وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در پیامی تکاندهنده اما امیدبخش اعلام کرد که «زخم میناب در حافظه ملت ایران ماندگار خواهد بود».
کودکان میناب، این قربانیان بیگناه ترور، با خون خود حیات جدیدی به پیکر جامعه ایران بخشیدند و حالا قرار است این فاجعه، نه تنها یک نقطه سیاه در تاریخ، که نقطه عطفی در هندسه سیاسی و فرهنگی منطقه باشد.
تاریخ جهانی به ما آموخته که فراموش کردن، بزرگترین دشمن صلح است. از دیوارهای فروریخته «مدرسه نلسون ماندلا» در مینسک تا کلاس درس گلولهباران شده «هوکوریو» در ناگاساکی و کلاس «حاج علی اکبر» در سوسنگرد؛ انسانها یادبودها را نگه داشتهاند تا چرخه جنایت تکرار نشود. اکنون، نوبت آن است که «مدرسه میناب» به عنوانیترین مدرسه خاورمیانه، ثبتنام کند در فهرست میراث عاطفی بشریت.
با توجه به پیشنهادهای مطرح شده در سطح کلان و با نگاهی به آیندهی پس از صلح احتمالی ایران و آمریکا، طرحی نو در افق دیده میشود که میتواند معادلات قدرت و فرهنگ در خلیج فارس را دگرگون کند. بر این اساس، لطفا مدرسه شهیدان میناب دقیقاً به همان صورت آسیبدیده حفظ شود و به «موزه مدرسه شجره طیبه» تبدیل گردد؛ اما این موزه تنها یک بنای خشک آجری نخواهد بود. این پیشنهاد را یکی از افراد برنامه ریز شهری استان خراسان رضوی، دکتر هیراد رضاییان برای نخستین بار به حقیر گفت و با شروط زیر، اهمیت «استراتژیک، پلیتیک» و «گردشگری» در آن نهادینه خواهد شد.
یکی از شروط بنیادین و هوشمندانه برای پایاندادن به درگیریها و عادیسازی روابط در آینده، تخصیص درآمدهای ترانزیت تنگه هرمز برای تکمیل و احداث این مجموعه عظیم فرهنگی است. این اقدام، پیامی روشن به جهان دارد: امنیت تنگه هرمز، ضامن امنیت فرهنگی و تاریخی منطقه است.
اما جنبهی نوآورانه و تأثیرگذار این طرح، در نحوهی بازدید جهانیان از آن نهفته است. در پیشنویس پیمان صلح و قطعنامهی احتمالی آینده، بندهایی در نظر گرفته شده که گردشگران خارجی، بهویژه آنانی که از فرودگاههای امارات و کشورهای منطقه وارد میشوند، ملزم به گذراندن بخشی از سفر خود در کنار این خاطره باشند. تصور کنید هواپیماهای حامل گردشگران که از آسمان پرطرفدار خلیج فارس عبور میکنند، با چرخشی نمادین بر فراز مدرسه ویرانشدهی میناب، نمای بالا (Aerial view) این سند جنایت را ببینند؛ منظرهای که در آن میتوان پلکهای بستهی دانشآموزان و تختههای سیاه پارهپاره را دید.
این ماجرا برای مسافران زمینی جدیتر است. گردشگران آمریکایی و عرب خلیج فارس که قصد سفر زمینی و تماشای شکوه تمدن ایران را دارند، باید نصف روز از وقت خود را در این مدرسه بگذرانند. آنها باید با سند جنایت آمریکا رو در رو شوند. آنها باید لمس کنند که چگونه یک حملهی تروریستی، رویای کودکان را به خاک تبدیل کرد اما ارادهی یک ملت را فلج نکرد.
این بازدید اجباری اما تربیتی، نوعی «تور واقعیت» است. جایی که توریست آمریکایی یا عرب، نه فقط از زیباییهای ایران، بلکه از زخمهای آن نیز باخبر میشود. این امر مانع از سانسوری میشود که رسانههای غربی بر واقعیتها تحمیل میکنند. موزه مدرسه شجره طیبه، با تأمین مالی از ثروتهای زاینده خلیج فارس، قرار است به دادگاهی بیرئیس تبدیل شود که در آن، آجرها و نیمکتهای سوخته، شهادتنامهی محکومیت جنگافزار و خشونت هستند.
حفظ مدرسه میناب به همان شکل ویران، وعدهای است برای اینکه «کودکان میناب شهید شدند، اما حیات بخشیدند». حیاتبخشی به وعدهی انتقام سفت و سخت از دشمنان؛ نه با گلوله، بلکه با ماندگاری در تاریخ و اجباری کردن دیدن واقعیت برای نسلهای آینده جهان. این مدرسه خواهد ماند تا همه بدانند که امنیت پایدار، در سایهی درک درد یکدیگر و محکوم کردن بیرحمی ها امکانپذیر است.
*دارک توریسم: این مشهورترین اصطلاح برای مکانهایی است که نماد مرگ، فاجعه و تراژدی هستند. اما وقتی این مکانها توسط دولتها برای اهداف سیاسی (مثل نشان دادن وحشیگری دشمن) استفاده شوند، به ابزاری قدرتمند تبدیل میشوند.
ارسال دیدگاه