سوگ چهل‌روزه قهرمانان شهر میناب؛ شعله‌ای در دل

بروجن (پانا) - با گذشت چهل روز از رفتن قهرمانان شهر میناب، غمی دیرآشنا بر دلم سایه انداخت. گویی همین دیروز بود که عطر حضورشان، کوچه‌پس‌کوچه‌های این شهر را عطرآگین می‌کرد و امروز، جز خاطراتی چون نجواهای شبانه، چیزی نمانده است.

کد مطلب: ۱۶۸۲۳۷۳
لینک کوتاه کپی شد
سوگ چهل‌روزه قهرمانان شهر میناب؛ شعله‌ای در دل

من، دانش‌آموز پایه‌ یازدهم، گاهی در هیاهوی روزگار گمان می‌برم که نسل ما تنها روایتگر قصه‌های ایثار بوده است، اما هنگامی که در محضر مادربزرگ می‌نشینم و حکایت‌هایش را می‌شنوم یا به قاب عکس‌های کهنه نگاه می‌کنم، پاره‌ای از آن دوران حماسی را در وجودم حس می‌کنم. آنگاه درمی‌یابم که این قهرمانان، همین جوانان پرشور و بی‌مدعا بودند که برای طلوع خورشید آرامش امروز ما برای این کلاس‌ها و درس‌ها، هستی خود را فدا کردند.

چهل روز سپری شد… چهل روز از آن لحظه‌ تلخ که از آسمان میناب به‌جای باران، اشک حسرت بارید. جای خالی‌شان هنوز چون زخمی عمیق بر تار و پود شهر خودنمایی می‌کند. فرزندانشان، خانواده‌هایشان، پدران و مادران داغدارشان که هر صبح، بوسه بر عکسشان می‌زنند و در سکوت، زمزمه‌ ناگفته‌ای دارند: «چرا رهسپار شدید؟»

هرگاه نام «قهرمانان شهر میناب» بر زبان می‌آید، پیمانی ناگسستنی در دل‌هایمان جوانه می‌زند؛ پیمان ساختن فردایی که رؤیای شیرینشان بود، فردایی روشن، پر افتخار و سرشار از امید.

یادشان جاودان؛ مشعلی فروزان بر فراز راه‌های پیش رو.

قهرمانان عزیز میناب! چهل روز از پروازتان گذشت. راهتان را تا انتهای روشنایی ادامه خواهیم داد.

نویسنده : فاطیما همتیان

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار