پانا گزارش میدهد؛
«سوگ جمعی»؛ چگونه جامعه ایران با اندوه جمعی کنار میآید؟
تهران (پانا) - در پی بروز حوادث و تنشهای اخیر، جامعه ایران بار دیگر با پدیدهای به نام «سوگ جمعی» درگیر شده است. تحلیلهای روانشناختی نشان میدهد که این واکنش عاطفی مشترک، که در بحرانهای گسترده شکل میگیرد، این بار با یادآوری زخمهای عمیق «جنگ تحمیلی» و دیگر رخدادهای تلخ گذشته، ابعاد پیچیدهتری یافته است.
سوگ جمعی فراتر از اندوه فردی است؛ این پدیده به عنوان یک واکنش عاطفی مشترک در برابر فقدان گستردهای تعریف میشود که حس مشترک درد، اندوه، خشم، اضطراب و ناامنی را در سطح کلان جامعه افزایش میدهد. در حالی که سوگ فردی محدود به خانواده متوفی است، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی سوگ جمعی، تأثیرات عمیقتری بر روان جامعه میگذارد.
این روزها، همزمان با وقوع حوادث اخیر، جامعه ایرانی که پیش از این در دوران دفاع مقدس، بحران کرونا و همچنین اعتراضات دیماه، تجربه سوگواریهای گسترده را از سر گذرانده بود، بار دیگر سنگینی غم عمیقی را حس میکند. این غم نه تنها به دلیل از دست دادن عزیزان در حوادث اخیر، بلکه ریشه در ترس از آینده و یادآوری زخمهای کهنه جنگهای پیشین دارد.
در تازهترین لایههای این سوگ، «شهادت ۱۶۸ دانشآموز مدرسه میناب» و همچنین «شهادت شهدای ناو دنا» که حین ماموریت هدف دشمن قرار گرفتند، عمق بیشتری به اندوه عمومی بخشیده است. این رویدادها نه تنها ضربهای به نیروهای مسلح وارد کرده، بلکه به گفته کارشناسان، جراحات متعددی بر پیکره روان جامعه وارد ساخته است.
تأثیرات روانشناختی در شرایط بحران
سارا ابراهیمی، روانشناس بالینی درباره اهمیت سلامت روان در جامعه به پانا گفت: در چنین موقعیتهایی، دو اختلال اصلی بیش از سایر موارد خود را نشان میدهند که شامل اضطراب ناشی از پیشبینیناپذیری آینده میشود و در شرایطی که افراد نمیدانند چه رخدادهایی در ادامه مسیر محتمل است، نشانههایی چون افزایش اضطراب عمومی، اختلالات خواب، حساسیت بیش از حد به اخبار، کاهش تمرکز و افت بهرهوری شغلی و تحصیلی مشاهده میشود.
این روانشناس ادامه داد: علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD): حتی افرادی که مستقیماً در معرض حادثه قرار نداشتهاند، ممکن است به دلیل همذاتپنداری با قربانیان و بازگشایی زخمهای روانی گذشته، علائمی از PTSD را تجربه کنند.
ایستادگی و مقاومت ملی در کنار این اندوه عمیق، نشاندهنده ظرفیت بالای جامعه ایران در مدیریت بحرانهای روانی ناشی از تقابلهای تاریخی و معاصر است.
ابراهیمی توضیح داد که مغز انسان هنگام مواجهه با شرایط بحرانی مانند جنگ، زلزله یا سیل وارد حالت «بقا» میشود؛ حالتی که در آن تمام تمرکز فرد بر حفظ امنیت و مراقبت از خود قرار میگیرد.
او همچنین به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) اشاره کرد و گفت جامعه پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه و همچنین رخدادهای جنگ رمضان، با نوعی «PTSD جمعی» روبهرو شده است. به گفته او، جامعه هنوز آثار روانی آن دوره را با خود حمل میکند و حتی رویدادهای کوچک نیز میتوانند این تنشها را دوباره فعال کنند. در چنین شرایطی هم افرادی که پیشتر سابقه افسردگی داشتهاند و هم کسانی که پیش از این با چنین مشکلاتی مواجه نبودهاند، ممکن است نشانههای افسردگی را تجربه کنند.
این روانشناس تأکید کرد: سوگ جمعی میتواند پیامدهای بلندمدتی بر سلامت روان جامعه بگذارد و حتی پس از پایان بحران نیز ادامه یابد. یکی از مهمترین نتایج قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی، افزایش اضطراب و نگرانی درباره امنیت و آینده است؛ مسئلهای که میتواند روند سوگواری را طولانیتر کند. با وجود اینکه سوگ جمعی تا حدی اجتنابناپذیر است، اما با برخی اقدامات میتوان از تبدیل آن به یک بحران گسترده روانی جلوگیری کرد.
به گفته او، نخستین و مهمترین گام در مواجهه با سوگ، پذیرش احساسات است. هیجاناتی مانند غم، خشم، ترس، احساس گناه یا افسردگی واکنشهایی طبیعی هستند و نباید سرکوب شوند. افراد بهتر است با خود مهربان باشند، از قضاوت کردن خود پرهیز کنند و به احساسات درونیشان توجه نشان دهند.
با این حال، بسیاری از افراد در چنین شرایطی دچار ناامیدی، افسردگی و احساس ناتوانی میشوند؛ احساسی که در آن فرد تصور میکند هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارد و همین امر میتواند سطح استرس و اضطراب را بهشدت افزایش دهد. از سوی دیگر، قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی ممکن است به فرسودگی عاطفی منجر شود؛ وضعیتی که در آن فرد از نظر روانی خسته میشود و حتی نمیداند برای بهبود حال خود چه کاری انجام دهد.
در چنین فضایی گاهی اخبار و تصاویر ساختگی یا اغراقآمیز نیز منتشر میشوند و همین موضوع باعث میشود بحرانها بزرگتر و هراسانگیزتر از واقعیت به نظر برسند. به همین دلیل افزایش آگاهی عمومی درباره منابع خبری معتبر اهمیت زیادی دارد؛ چراکه دنبال کردن پیوسته اخبار، بهویژه در زمان بحران، نهتنها مفید نیست بلکه میتواند اضطراب، خشم و فشار روانی را تشدید کند.
در نهایت، ابراهیمی بر اهمیت دریافت کمک تخصصی تأکید کرد و گفت: مراجعه به مشاوران و روانشناسان، استفاده از حمایت دوستان و خانواده، حضور در شبکههای اجتماعی امن، پیادهروی، تمرینهای تنفسی، مدیتیشن، خواب کافی و توجه به نیازهای جسمی میتواند به بهبود حال روانی افراد کمک کند. همچنین صحبت کردن درباره خاطرات خوش فرد از دسترفته، زنده نگه داشتن یاد او و انجام فعالیتهای معنوی و مذهبی نیز میتواند در روند کنار آمدن با سوگ مؤثر باشد.
در نهایت، آنچه امروز در فضای اجتماعی ایران دیده میشود تنها اندوهی گذرا نیست، بلکه بازتابی از حافظه تاریخی جامعهای است که بارها تجربه بحران، فقدان و ناامنی را از سر گذرانده است. سوگ جمعی، اگرچه با درد و اضطراب همراه است، اما در عین حال میتواند فرصتی برای همدلی، همبستگی و توجه بیشتر به سلامت روان در سطح ملی فراهم کند.
کارشناسان معتقدند عبور از این دوره، بیش از هر چیز نیازمند آگاهی، مدیریت مصرف اخبار و تقویت شبکههای حمایتی اجتماعی است. در چنین شرایطی، توجه به سلامت روان و فراهم کردن بسترهای گفتوگو و حمایت، میتواند به جامعه کمک کند تا در کنار حفظ خاطره عزیزان از دسترفته، مسیر بازگشت به آرامش و تعادل روانی را نیز هموارتر طی کند.
ارسال دیدگاه