دلنوشتهای برای رهبر شهیدم
بهارستاندو (پانا) - ای پدر مهربان ما، ای قهرمان ملت ایران، تو رفتی و دلمان را با غم نبودت پر کردی...
ای پدر مهربان ما، ای قهرمان ملت ایران، تو رفتی و دلمان را با غم نبودت پر کردی...
من یک دانشآموز پایه ششم هستم، از کوچکترین سربازان تو.
دلم برای صدای گرم و لبخند مهربانت تنگ شده است.
وقتی تو را در تلویزیون میدیدم، احساس امنیت میکردم؛ انگار یک کوه محکم پشت سر ما بود.
حالا که نیستی، بدان که امید ادامه دادن راهت در قلبهایمان زنده است!
هر روز که در کلاسها شرکت میکنم و درس میخوانم، به یاد تو تلاش میکنم؛ میخواهم درسهایم را خوب بخوانم تا مثل تو شجاع و دانا باشم.
ما دانشآموزان قول میدهیم که خوب درس بخوانیم و آینده ایرانمان را بسازیم.
ما بچهها با تو پیمان بستیم که فرزندان خوبی برای ایران اسلامی باشیم.
تو گفتی «مهدی(عج) بیا» و ما هم همانطور که تو دوست داشتی، منتظر ظهور منجی عالم هستیم.
ای سید شهیدان، ای امام شهید ما، ای رهبر شهیدم، ما تو را فراموش نمیکنیم و همیشه دلتنگ تو هستیم...
و من از خداوند میخواهم که در آنجا مراقب تو باشد و قول میدهیم که راه تو را ادامه دهیم.
از کوچکترین سربازان تو، دانشآموز عسل رحیمی...
ارسال دیدگاه