دلنوشته؛
آغاز سال نو، در سایهی یادِ دانشآموزان میناب
فردیس(پانا)_بهار، دوباره بر در خانهی ما کوبیده است. زمین، با تمامِ سخاوتش، رختِ نو بر تن کرده؛ شکوفهها بر شاخسارِ درختان میرقصند، سبزه بر دشتها میخندد و عطرِ خوشِ زندگی، مشامِ جان را پر میکند. سالِ نو، با پیامِ «از نو آغاز کن»، از راه میرسد؛ پیامی که گویی نویدِ فراموشیِ غمها و غصهها را میدهد. اما مگر میشود، وقتی یادِ قهرمانانِ سرزمین، در دلها زنده است؟
امسال، نوروزِ ما، رنگ و بوی دیگری دارد. رنگِ سرخِ خونِ بناگوشِ غرور، و بویِ عطرِ شهادتِ فرزندانِ دلاورِ میناب. شما که رفتید، تا این خاک بماند؛ شما که پر کشیدید، تا آسمانِ این سرزمین، همچنان آبی بماند. و امروز، در آستانهی سالِ نو، جایِ خالیِ شما، نه یک خلاء، که یک حضورِ دائمی است؛ حضوری که در سکوتِ تحویلِ سال، در هیاهویِ شادمانیِ نو شدن، در زمزمهی دعایِ خیرِ مادران، همچنان شنیده میشود.
بر سفرهی هفتسین، کنارِ سبزه و سمنو و سیر، یادِ شما، «سینِ» هشتمِ دلِ ماست؛ «سِپیدارِ» بلندِ استقامت، «سِتارهی» درخشانِ هدایت، «سَروِ» ایستادهی شرافت. جایِ دستهایی که باید امروز، سفره را میگشودند، اما رفتند تا سفرهی زندگیِ دیگران، همیشه رنگین بماند. جایِ پاهایی که باید در این بهار، در کوچههایِ آشنایِ میناب قدم میزدند، اما رفتند تا گامهایِ ما، در راهِ عزت برداشته شود. جایِ نگاههایی که در تحویلِ سال، آینهی امیدشان، تمامِ آرزوهایِ این سرزمین بود.
چقدر سخت است آغاز کردن، وقتی بخشی از هویتِ ما، با رفتنِ شما، به آسمان پیوسته است. چگونه میتوان سبزه گره زد، وقتی دانهی فداکاریِ شما، در خاکِ این سرزمین، بارور شده است؟ چگونه میتوان سالِ نو را جشن گرفت، وقتی داغِ دلِ مادران و خواهران و فرزندانِ شما، همچنان تازه است؟ اما شاید… شاید همین یادِ شماست که به ما قدرتِ آغاز میدهد.
شما رفتید، اما میراثِ شما، چیزی جز سربلندی و افتخار نیست. شما در دلِ سختترین روزها، نوروزِ مقاومت را تحویل کردید. نوروزِ شما، در لبیکِ «هل من ناصرٍ ینصرنی» بود. نوروزِ شما، در حماسهی «ما میتوانیم» رقم خورد. پس ما، وارثانِ این نوروزِ جاودانه، چگونه میتوانیم ناامید باشیم؟
امسال، اولین سبزه را با یادِ شما میکاریم؛ سبزیِ روحتان را در باغِ بهشت، آرزو میکنیم. اولین دعا، برایِ سلامتیِ این آب و خاک، و برایِ آرامشِ ابدیِ شماست. اولین تبریکِ سال نو، تقدیم به شما، که معنایِ واقعیِ «ماندگاری» را به ما آموختید.
باشد که در این سالِ نو، بتوانیم ادامهدهندهی راهِ شما باشیم. باشد که بتوانیم، امانتِ سنگینِ «ماندن» را، با افتخار بر دوش بکشیم. باشد که یادِ شما، نه تنها حسرتِ نبودن، که انگیزهی بودن باشد.
برای شما، ای قهرمانانِ همیشه حاضرِ غایبِ میناب، آرامشِ ابدی. برای ما، که ماندهایم، توانِ شناختنِ ارزشِ فداکاریِ شما و قدرتِ ادامهی راهتان.
آغازِ سالِ نو، با یادِ شما، جاودانه باد!
ارسال دیدگاه