آتشِ کوچک، گرمای بزرگ
کیار(پانا)-چهارشنبهسوری از قدیم جشنِ نور و امید بوده؛ بدرقهی تاریکی و استقبال از روزهای تازه. امسال هم میتوانیم همین پیام را زنده کنیم، بدون شلوغی و خطر. بهجای ترقه و هیاهو، یک دورهمی کوچک خانوادگی، روشن کردن چند شمع یا چراغهای رنگی، پخش موسیقیهای خاطرهانگیز و گفتن خاطرات قدیمی، حالوهوای جشن را به خانه میآورد.
چهارشنبهسوری، برای خیلیها یادآور صدای خنده، نورِ آتش و بوی دود در کوچههاست؛ شبی که انگار شهر برای چند ساعت از روزمرگی بیرون میآید و با هیجانِ کودکانهای نفس میکشد. اما اگر یکبار با دقت نگاه کنیم، میبینیم زیباییِ این آیین فقط در شعلههای بلند و صداهای تند نیست؛ زیباییِ عمیقترش در با هم بودن، در امید و در نو شدن است.
چهارشنبهسوری امسالمان را متفاوتتر برگزار کنیم؛ متفاوتتر یعنی سالمتر، ایمنتر، مهربانتر و همچنان پرشور.چهارشنبهسوری قرار است پلی باشد. بین زمستان امسال و بهار سال پیش رو ؛ بین خستگیهای یک سال و طراوت شروعی تازه. پس چه خوب که جشنمان هم مثل بهار، جانبخش باشد نه آسیب زننده و ناراحت کننده ، شادیای که بعد از آن، جای سوختگی و ترس و اضطراب بماند، شادیِ کاملی نیست.
شادیِ سالم، آن است که فردا صبحش هم بتوانی با خیال راحت چشم باز کنی، دست و پا هایت سالم باشد، گوشهایت از صدای انفجار زخم نشده باشد، و دلِ خانوادهات آرام باشد.
در سنتهای قدیمی، آتش نماد روشنایی و پاکی بوده است؛ نه مسابقهای برای بزرگتر کردن شعلهها. آتشی کوچک و کنترلشده، میتواند همان حسِ گرم و صمیمی را بسازد؛ حسِ جمع شدن دور نور، گفتوگو، خنده و آرزو کردن. کافی است آتش را در فضای باز و امن روشن کنیم، از مواد خطرناک استفاده نکنیم، و به جای هیجانِ لحظهای، به امنیتِ جمع فکر کنیم. و کاری انجام ندهیم که یک عمر پشیمانی بیاورد. گاهی یک شعلهی کوتاه، هزار بار زیباتر از آتشی است که هراس میآورد.
چهارشنبهسوری برای کودکان خاطرهی شیرین بسازد نه تجربهی ترس و هراس را و به جای ترساندن کودک با صداهای بلند، با او بازیهای ساده انجام داد، پریدن از روی آتش کوچک با همراهی بزرگترها، گفتن جملههای امیدبخش، یا حتی یک بازی گروهی که همه را بخنداند. این شب میتواند کلاس درسِ «شادیِ بیخطر» باشد.
یکی از تلخترین اتفاقات، جابهجا شدنِ «شادی» با «انفجار» است. صدای انفجار، برای خیلیها معنای اضطراب دارد.سالمندان، کودکان،افراد داری بیماران قلبی، افرادی که تجربههای تلخ از صداهای ناگهانی دارند، و حتی حیوانات شهری و خانگی. جشنِ زیبا، جشنِ همه است؛ نه جشنِ چند نفر که با صدایی مهیب، آرامشِ یک محله را میگیرند.
سلامتی فقط این نیست که کسی نسوزد یا آسیبی نبیند؛ سلامتی یعنی روانِ آرام، خوابِ بهتر، و حسِ امنیت. شبهای پر سروصدا و پرتنش، میتواند خواب را به هم بزند و فردا را خسته و عصبی کند. اگر چهارشنبهسوری را طوری برگزار کنیم که آرامش هم در آن باشد، در واقع به استقبال نوروزی میرویم که با انرژی شروع میشود..
چهارشنبهسوری اگر با آلودگی، شکستن شیشهها، ریختن زباله، سوزاندن لاستیک های ماشین ها و آسیب به درختها همراه شود، زیباییاش را از دست میدهد.
شهر، خانهی ماست؛ طبیعت، نفسِ ماست. میتوانیم همانقدر که به شادی فکر میکنیم، به پاکیزگی هم فکر کنیم. زبالهها را جمع کنیم، باقیماندهی آتش را کامل خاموش کنیم، و مراقب باشیم چیزی باعث آتشسوزی یا دودِ سنگین نشود. احترام به شهر، احترام به خودمان است.
این شب، نه میدانِ خطر، بلکه میدانِ امید باشد. وقتی شمعی روشن میکنی، وقتی آتشی کوچک را با احترام نگه میداری، وقتی به جای انفجار، موسیقی و گفتوگو را انتخاب میکنی، در واقع داری به خودت و اطرافیانت میگویی: «من شادی را دوست دارم، اما سلامتی را بیشتر.»
و در پایان، چهارشنبهسوری میتواند شبی باشد که از میانِ تاریکیِ زمستان، یک پیام روشن بیرون میآید، اینکه ما میتوانیم شاد باشیم، بیآنکه به خودمان و دیگران آسیب بزنیم.
میتوانیم جشن بگیریم، بیآنکه آرامشِ شهر را بسوزانیم و میتوانیم به استقبال نوروز برویم، با دستی سالم، دلی سبک، و چشمانی که از امید روشن است.
ارسال دیدگاه