خون به ناحق ریخته کودکان ما، سند رذالت قاتلان جهانی
تهران (پانا) - صدای خندههایی که قرار بود سازنده ی فردای این خاک باشند، در شعلههای میناب و لامرد خاموش شد. این فراتر از یک خبر است؛ این به خاک و خون کشیدن معصومیت است که در برابر چشمان ناباور ملتی دفن میشود.
آیا میتوان عمق خلأیی که اکنون در خانههای داغدار ایجاد شده را درک کرد؟ خانههایی که دیگر رنگ و بوی کیف و کتاب و کاردستی مدرسه ندارد، بلکه بوی دود و خاکستر آرزوهای به آتش بسته شده، میدهد.
تصور کنید آخرین بوسه صبحگاهی مادر و پدر، آخرین نگاه از پشت پنجرهی مدرسه معلم و مدیر را. قاتلان جهانی، با ترور کودکان، نهتنها جانهایشان را گرفتند، بلکه مجموعه خاطراتی را که قرار بود پدران و مادران را در پیری حفظ کند، برای همیشه دزدیدند.
به نیمکتهای خالی خونین، خیره شوید؛ هر لکهی خون بر آن، نشانهای از یک خیانت بزرگ نابخشودنی است. این کودکان، نه قربانی جنگ که هدف مستقیم کینه توزی شدند؛ آنها سرباز نبودند، بمب اتم نداشتند، آنها فقط کودک بودند، بزرگترین سرمایه این ملت که با دستان تروریستهایی بی رحم، شهید شدند.
اینک وقت یکی شدن است. زمان همدردی با پدرانی که دیگر صدای قدمهای عزیزانشان را در خانه نخواهند شنید؛ مادرانی که مانده اند ظرف غذای فردا را برای چه کسی آماده کنند؟ قلبهایی که از درد، ذوب شدهاند. این داغ، تنها داغ یک خانواده نیست، بلکه زخم عمیقی بر روح جمعی ایرانیان است.
ما داغداریم، اما منفعل و مایوس نه!! با خشمی مقدس که تمام وجودمان را فرا گرفته است. این داغ، نباید هرگز فراموش شود، زیرا هر لحظه فراموشی، به معنای رضایت از خون ریخته شده است.
رژیم صهیونیستی و آمریکا، توهم دارند با خاک و خون کشیدن معصومیت، حس امید و آیندهنگری را در ما می کشند.آنها میخواهند با هدف قرار دادن ملت ما و به خصوص کودکان، دولت و مردم را مشغول نزاع داخلی و خودزنی کنند.
وظیفه دولت و ملت، تبدیل این اشکهای سوزان به سنگی محکم در مسیر دشمن است. انتقام ما، نه فقط موشکی، بلکه حفظ آیندهای است که آنها نخواهند نابود کنند. ما داغداریم، اما تسلیم نخواهیم شد و انتقام پاره های تن وطنمان را خواهیم گرفت.
*سعید خادمی
مشاور رئیس و راهبر روابط عمومی و امور بین الملل سازمان بهزیستی کشور
ارسال دیدگاه