مهمان افطاری سیدالشهدا؛ مرثیهای برای دختران پاک وطن
نظرکهریزی (پانا) - قلم در وصف این حجم از مظلومیت، ناتوان میماند. دنیا، همواره با پاکترین جوهرها بد تا کرده و این بار، خنجرِ خیانت، رویاهای رنگارنگ دختران معصوم سرزمینمان را به سیاهی کشید.
قلم در وصف این حجم از مظلومیت، ناتوان میماند. دنیا، همواره با پاکترین جوهرها بد تا کرده و این بار، خنجر خیانت، رویاهای رنگارنگ دختران معصوم سرزمینمان را به سیاهی کشید. مادران داغدار و پدرانی که کمرشان زیر بار آرزوهای خاکسترشده خم شده است، اکنون در حسرتِ پاسخی برای این بیگناهی بزرگ، چشم به آسمان دوختهاند. این سطور، تقدیم به روحهای پروازی است که آرام، مهمان سفره افطار ارباب بیکفن شدند.
آه ای پریچهرهی من، ماهِ زیبای من، این خاک شوم چگونه میتواند تو را در آغوش کشد؟
اینک آرام گرفتهای؛ نه غمی داری، نه هَمی داری و نه دردی. همانند پری شدهای و تا آسمانها تاختهای. آرام خوابیدهای، آرامتر از آهو... میدانم این جهان با شما از اول بد تا کرده است. پریچهره به من بگو؛ هنگام شنیدن آن صدای مهیب، چقدر ترسیدی؟ چقدر لرزیدی؟
وقتی موشک و باروت، مدرسهای که مکتب عشق به وطن بود را درید، چقدر درد کشیدی؟ وقتی پیکرت تکهتکه شد، چقدر رنجیدی؟
آه ای پریچهرهی من... آه... کی به پایان میرسد ظلمت شب تار شما؟ افسوس که این ظلمت، هرگز به پایان نخواهد رسید.
پرواز به سوی آسمان، در آستانه افطار
ارسال دیدگاه