دلنوشته؛
امروز نیمکتهای غبارآلود میناب، خونهایی از لاله می پروراند
خراسان شمالی(پانا)_ حال میدانید چه چیزی باقی مانده؛ نیمکتهای غبارآلود، خونهایی که لاله می پرورند و اشکهای مادری که صبح فرزندش را با امید روانه مدرسه کرده است .
بسم رب الشهدا و صدیقین
سلام بر شما دوستان مینابی من ؛
نمیدانم می دانستید، که امروز آخرین روزی است که پشت نمیکتها می نشینید.با دوستانتان صمیمانه حرفهای شیرین خود را می گویید .
چه مدت کوتاهی بود .
حال می دانید چه چیزی باقی مانده؛ نیمکتهای غبارآلود، خونهایی که لاله می پرورند ،
و اشکهای مادری که صبح فرزندش را با امید روانه مدرسه کرده است .
سلاح شما برای دفاع، کتاب و دفتر و قلم بود .
شما افتخار میهن هستید .
ما نمیدانیم که شما در آن ساعت چه درسی میخواندید. علوم، ریاضی ،فارسی .... کدام ؟؟؟
در آنجا دانشآموزان کلاس اول( بابا آب داد ) را می آموختند.
دانشآموزان کلاس دوم حماسههای شاهنامه را می خواندند .
دانشآموزان کلاس سوم شاید منتظر جشن عبادت بودند و شاید با خاطره جشن عبادت روز خود را شروع میکردند.
آه خدای بزرگ چگونه می توان این جملات را وصف کرد .چگونه میتوان این جملات را بدون اشک نوشت .
حال، شما بزرگتر از همه ما هستید پس ما هستیم که به دعای شما نیاز داریم .روح بزرگ شما قرین رحمت باد.
ارسال دیدگاه