*فاطمه آبروش
راز در تار و پود روایت «ساهره» و احیای تعلیق درام تلویزیونی
تهران (پانا) - سریال «ساهره» را باید از آن دست آثاری دانست که با فاصله گرفتن از روایتهای سرراست و قابلپیشبینی، مخاطب را به مشارکت فعال در کشف داستان دعوت میکند. این مجموعه با تکیه بر ساختاری غیرخطی و فضایی رازآلود، توانسته تجربهای متفاوت از تماشای یک درام تلویزیونی خلق کند؛ تجربهای که بیش از آنکه بر پاسخهای آماده استوار باشد، بر پرسش، تعلیق و کشف تدریجی بنا شده است.
مهمترین ویژگی «ساهره» جسارت آن در روایت غیرخطی است. داستان در مسیری مستقیم و زمانمند پیش نمیرود، بلکه با رفتوبرگشتهای زمانی و زاویهدیدهای متنوع، پازل روایی خود را قطعهقطعه در اختیار مخاطب قرار میدهد. همین ساختار، ذهن تماشاگر را درگیر میکند و او را از یک مصرفکننده منفعل به تحلیلگری کنجکاو تبدیل میسازد. در دورانی که بسیاری از سریالها بر الگوی کلاسیک آغاز، میانه و پایان خطی تکیه دارند، «ساهره» با شکستن این چارچوب، نشان میدهد تلویزیون همچنان ظرفیت تجربههای نو را دارد.
رازآلود بودن فضای سریال نیز بهدرستی در خدمت روایت قرار گرفته است. ابهامها نه برای پیچیدهنمایی، بلکه برای عمقبخشی به شخصیتها و موقعیتها طراحی شدهاند. هر گره داستانی، لایهای تازه از گذشته یا درون شخصیتها را آشکار میکند و مخاطب را وادار میسازد برداشتهای پیشین خود را بازبینی کند. این بازی هوشمندانه با اطلاعات، تعلیقی مداوم ایجاد میکند که تا قسمتهای پایانی حفظ میشود.
کارگردانی «ساهره» نقطه قوت مهم دیگر آن است. هدایت بازیگران، میزانسنهای حسابشده و استفاده دقیق از قاببندی، به تقویت حس راز و تعلیق کمک کرده است. کارگردان بهخوبی میداند کجا باید سکوت را جایگزین دیالوگ کند و کجا با یک نمای نزدیک، بار عاطفی صحنه را افزایش دهد. ریتم اثر نیز متناسب با ساختار غیرخطی آن تنظیم شده؛ نه آنقدر کند که مخاطب را خسته کند و نه آنقدر تند که فرصت تحلیل را از او بگیرد.
چینش بازیگران نیز هوشمندانه و متوازن است. ترکیب چهرههای باتجربه با بازیگران جوان، به باورپذیری جهان داستان کمک کرده است. هر بازیگر در جای درست خود قرار گرفته و نقشها متناسب با ظرفیتهای فردی انتخاب شدهاند. این هماهنگی در اجرا سبب شده شخصیتها چندبعدی و ملموس جلوه کنند و رازهای پنهانشان برای مخاطب اهمیت پیدا کند. وقتی تماشاگر با شخصیتها همدلی میکند، کشف گذشته و انگیزههای آنان به تجربهای جذاب تبدیل میشود.
از منظر تولید نیز «ساهره» نشان میدهد که توجه به جزئیات میتواند کیفیت نهایی را ارتقا دهد. طراحی صحنه، نورپردازی و فضاسازی کلی اثر، همگی در جهت تقویت اتمسفر معمایی سریال عمل میکنند. حتی سکوتها و مکثهای روایی نیز بخشی از زبان اثر هستند؛ زبانی که بیش از هر چیز بر حس و فضا تکیه دارد.
در مجموع، «ساهره» نمونهای موفق از درامی است که با فاصله گرفتن از قصههای خطی و کلیشهای، به مخاطب احترام میگذارد و او را در فرآیند روایت شریک میکند. رازآلود بودن داستان، ساختار غیرخطی، کارگردانی سنجیده و انتخاب درست بازیگران، دست به دست هم دادهاند تا این سریال به تجربهای متمایز در قاب تلویزیون تبدیل شود؛ تجربهای که نشان میدهد مخاطب امروز، بیش از هر زمان دیگر، از روایتهای پیچیده و چندلایه استقبال میکند.
ارسال دیدگاه