مدیرکل دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی فنیوحرفهای و کاردانش:
بازاندیشی در حکمرانی آموزشهای فنیوحرفهای؛ از تهران تا نینگبو / آموزش حرفهای زمانی اثربخش است که در متن راهبرد توسعه ملی قرار گیرد
تهران (پانا) - مدیرکل دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی فنیوحرفهای و کاردانش، در یادداشتی با عنوان «بازاندیشی در حکمرانی آموزشهای فنی و حرفهای؛ از تهران تا نینگبو» به بررسی الزامات تحول در نظام مهارتآموزی و نسبت آن با توسعه اقتصادی پرداخته است.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی؛ حسن آقابابایی در این یادداشت آورده است:
تحولات فناورانه، بازآرایی زنجیرههای ارزش و دگرگونی الگوهای اشتغال، معادلات سنتی بازار کار را بهطور بنیادین تغییر دادهاند. در چنین فضایی، آینده نه امتداد گذشته، بلکه عرصهای نامطمئن و رقابتی است که تنها با تصمیمگیری آگاهانه و برنامهریزی راهبردی میتوان در آن موقعیت ساخت. آموزشهای فنی و حرفهای، به دلیل پیوند مستقیم با تولید و صنعت، در خط مقدم این تحولات قرار دارند؛ هر تغییر فناورانه، مستقیماً ماهیت مهارتهای مورد نیاز را بازتعریف میکند. از اینرو، کیفیت حکمرانی در این حوزه تعیینکننده جایگاه یک کشور در رقابت اقتصادی آینده است.
چین طی سالهای اخیر، آموزش فنی و حرفهای را نه بهعنوان بخشی حاشیهای از نظام آموزشی، بلکه بهمثابه ابزاری راهبردی برای تحقق توسعه صنعتی بازتعریف کرده است. در این چارچوب، دانشگاه پلیتکنیک نینگبو نمونهای قابل توجه از پیوند میان سیاست صنعتی و سیاست آموزشی به شمار میآید. این دانشگاه نشان میدهد که موفقیت در آموزش مهارت، بیش از آنکه محصول افزایش ظرفیت پذیرش یا تنوع رشتهها باشد، حاصل انسجام نهادی و همراستایی ساختاری با نیازهای اقتصاد است.
مدل سهجانبه دولت، دانشگاه و صنعت، ستون اصلی این رویکرد است. در این مدل، صنعت صرفاً دریافتکننده نیروی کار نیست، بلکه در طراحی برنامههای درسی، تعریف مهارتها و ارزیابی خروجیها نقش فعال دارد. نتیجه چنین سازوکاری، کاهش فاصله میان آموزش و اشتغال و شکلگیری چرخهای پایدار از تولید دانش کاربردی است. ادغام آموزش و تولید، از طریق پروژههای مشترک و حضور دانشجویان در محیطهای واقعی کار، مهارتآموزی را از قالب نظری صرف خارج کرده و آن را به تجربهای حرفهای تبدیل میکند.
اجرای نظام «کارآموزی مدرن» نیز این پیوند را نهادینه کرده است. دانشجو همزمان با تحصیل، در بنگاه اقتصادی حضور دارد و آموزش او در تعامل مستقیم با فناوریهای روز شکل میگیرد. افزون بر این، تمرکز دانشگاه بر رشتههایی متناسب با مزیتهای صنعتی منطقه، از تجهیزات هوشمند و فناوری اطلاعات گرفته تا لجستیک بندری و تجارت الکترونیک، نشان میدهد که برنامهریزی آموزشی در خلأ انجام نمیشود، بلکه تابع راهبرد توسعه منطقهای است.
دانشگاه پلیتکنیک نینگبو همچنین آموزش مهارت را در چارچوبی فراملی تعریف کرده است. ایجاد آکادمیهای مشترک مهندسی و همکاری با دانشگاهها و صنایع خارجی، بیانگر آن است که آموزش حرفهای میتواند بخشی از دیپلماسی صنعتی و شبکهسازی جهانی یک کشور باشد. این رویکرد، مهارت را به سرمایهای راهبردی در تعاملات بینالمللی بدل میکند.
آنچه از این تجربه برمیآید، یک نکته کلیدی است؛ آموزش حرفهای زمانی اثربخش است که در متن راهبرد توسعه ملی قرار گیرد، نه در حاشیه آن. حکمرانی منسجم، تمرکز تصمیمگیری، مشارکت نهادی صنعت و تعریف مأموریتهای منطقهمحور، عناصر اصلی چنین الگوییاند. بدون این مؤلفهها، آموزش مهارت به مجموعهای از دورههای پراکنده تقلیل مییابد که اثر ساختاری بر اقتصاد نخواهد داشت.
برای ایران، بازنگری در حکمرانی آموزشهای فنی و حرفهای ضرورتی فوری دارد. مسئله صرفاً افزایش بودجه یا توسعه فضاهای آموزشی نیست؛ مسئله، طراحی یک ساختار منسجم برای هدایت راهبردی مهارت در خدمت توسعه اقتصادی است.
تجربه نینگبو یادآور میشود که فاصله میان کشورها، بیش از آنکه به منابع وابسته باشد، به کیفیت تصمیمگیری وابسته است. اگر آموزشهای فنی و حرفهای در مرکز سیاست صنعتی و اقتصادی قرار گیرند، میتوانند به موتور تحول تولید، افزایش بهرهوری و تقویت تابآوری اقتصادی بدل شوند. در غیر این صورت، حتی گسترش کمی این آموزشها نیز تغییری بنیادین ایجاد نخواهد کرد.
از تهران تا نینگبو، فاصله اصلی در نوع نگاه به آینده است؛ یا مهارت را مزیت راهبردی میدانیم و برای آن ساختار میسازیم، یا آن را به حاشیه میبریم و هزینه این غفلت را در رقابت اقتصادی میپردازیم. انتخاب میان این دو رویکرد، انتخابی آموزشی نیست؛ تصمیمی سرنوشتساز در حکمرانی توسعه است.
ارسال دیدگاه