رمضان؛ روایت سفری سی روزه
شهرری دو(پانا)-ماه رمضان، تنها یک روزه داری ساده نیست؛ سفری است به اعماق روح که در آن شلوغیهای روزمره کنار می رود تا فرصتی برای شنیدن نجواهای سحر و درک زیبایی واقعی نعمتها فراهم شود.
رمضان، تجلی نظم و انضباطی است که برآمده از ارادهای آزاد است. روزهداری، تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست؛ بلکه مبارزهای مقدس است برای مهار سرکشترین نیروهای درون.
در سایه این انضباط، جسم به آرامش میرسد و روح فرصت مییابد تا از قید تعلقات مادی رها شود. لحظه افطار، گویی طلوعی دوباره است، نه فقط برای سیر کردن جسم بلکه برای ادراک عمیقتر نعمتهایی که در روزمره نادیده گرفتهایم.
شبهای رمضان نیز، خود قصهای دیگرند؛ مساجد و خانهها، غرق در عطر نیایش.
سکوت سحرگاهان که با زمزمههای دلنشین مناجات در هم میآمیزد، لحظاتی است که در آن زمان معنای دیگری پیدا میکند.
در آن تاریکی آرام، هنگامی که شهر در خوابی عمیق فرو رفته، انسان با خالق خود خلوت میکند. این نجواها، اعترافات خالصانهای هستند که غبار گناه را از آینه دل میزدایند و انسان را برای پذیرش انوار الهی آماده میسازند.
شیرینی افطار و نور سحر، جزو زیباترین لحظههای روزه و روزهداری است؛ نه به خاطر غذا بلکه به خاطر آن حس عمیق شکرگزاری، که ناگهان در دل ما شعلهور میشود. گویی بدنمان تازه متوجه میشود که چقدر این نعمتهای ساده ارزشمند بودهاند؛ یک لقمه نان و یک جرعه آب.
رمضان ماه بخشش است. اما بخشش در مفهوم سادهاش، دیدن دیگری است. وقتی خودمان گرسنگی را تجربه میکنیم، دیگر نمیتوانیم از کنار سفرهای که خالی است، بیتفاوت بگذریم.
این ماه تمرین برای یک زندگی بهتر است؛ زندگیای که در آن هر لبخند و هر لحظه از صبر، نور کوچکی است برای روشن کردن مسیر مان.
ارسال دیدگاه