مجموعه (شمارش معکوس) | قسمت سوم
۲۰ بهمن ۱۳۵۷: تهران در آتش و خون؛ آغاز نبرد نهایی انقلاب
سومین قسمت از مجموعه «شمارش معکوس»، روایتی پرالتهاب از روز جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۵۷ را به تصویر میکشد؛ روزی که به نقطه عطف انقلاب اسلامی تبدیل شد و مبارزات از فاز سیاسی وارد فاز نظامی گردید. تیتر «تهران، صحنه زورآزمایی» به خوبی گویای تقابل دو قدرت در پایتخت است: دولت منتخب انقلابی و بازماندگان رژیم شاهنشاهی.
جنگ در پادگانها: همافران زیر آتش گارد شاهنشاهی
مهمترین رویداد این روز، درگیری خونین در مراکز نیروی هوایی بود. پس از بیعت تاریخی همافران با امام خمینی در روز قبل، گارد شاهنشاهی برای سرکوب این حرکت، شبانه به مرکز آموزش نیروی هوایی یورش برد. آنچه به عنوان یک حرکت سیاسی (تکبیر گفتن همافران) آغاز شده بود، با پاسخ گلولۀ گارد جاویدان به جنگی تمامعیار تبدیل شد. مردم با شنیدن صدای تیراندازی، مسلحانه به یاری نیروی هوایی شتافتند و خیابانهای تهران سنگربندی شد.
زورآزمایی خیابانی: دانشگاه تهران در برابر امجدیه
در حالی که مهندس مهدی بازرگان در دانشگاه تهران و در میان صدها هزار نفر، برنامههای دولت موقت (انتقال قدرت و رفراندوم) را تشریح میکرد و دولت بختیار را «غیرقانونی» میخواند، طرفداران شاپور بختیار در تلاشی برای نمایش قدرت، در استادیوم امجدیه تجمع کردند. این دو تجمع همزمان، نمادی از دوقطبی شدید حاکم بر فضای سیاسی کشور در آن روز بود.
بختیار: جمهوری را میپذیرم، استعفا را نه!
در سوی دیگر ماجرا، شاپور بختیار در مصاحبهای با روزنامه کیهان اینترنشنال، تلاش کرد موضعی میانه بگیرد. او اعلام کرد که با نوع حکومت «جمهوری» مشکلی ندارد و حتی حاضر است وزرای پیشنهادی بازرگان را در کابینه خود بپذیرد، اما تأکید کرد که «استعفا» خط قرمز اوست و قابل طرح نمیباشد. این در حالی بود که صدای انقلاب و صفیر گلولهها در تهران، پیامی متفاوت را مخابره میکرد.
ارسال دیدگاه