محمد کلهر‌*

«گیس»؛ روایت انسانی بحران

تهران (پانا) - «گیس» به کارگردانی محسن جسور، تلاش برای پیوند زدن یک واقعه صنعتی با لایه‌های اجتماعی و انسانی آن است. فیلم از سطح حادثه عبور می‌کند و به این پرسش می‌رسد که بحران‌های اقتصادی و صنعتی چگونه بر زندگی، تصمیم‌ها و روابط انسان‌ها اثر می‌گذارند؟ در این معنا، مسئله اصلی فیلم نه خود انفجار، بلکه پیامدهای آن بر طبقه‌ای است که معمولاً در حاشیه روایت‌ها باقی می‌ماند.

کد مطلب: ۱۶۶۲۷۳۹
لینک کوتاه کپی شد
«گیس»؛ روایت انسانی بحران

«گیس» در مواجهه با الگوی رایج سینمای امنیتی ایران، رویکردی میانی اتخاذ می‌کند؛ شخصیت‌های امنیتی نه قهرمانان مطلق هستند؛ نه تیپ‌های تزئینی؛ بلکه در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که تصمیم‌گیری در آن‌ها هزینه دارد. همین تمرکز بر فرآیند تصمیم و تردید، تنش دراماتیک را شکل می‌دهد و روایت را به سمت تعلیق سوق می‌دهد. اگرچه ممکن است این فرآیند به‌صورت ارگانیک در تبدیل فیلم‌نامه به فیلم شکل نگیرد و ابتر باقی بماند.

Giss (5)

حامد بهداد با اجرایی کنترل‌شده، یکی از مؤلفه‌های اصلی این رویکرد است. بازی او بر پایه حذف اغراق بنا شده و شخصیت را به فردی کارکشته اما درگیر فشار ساختار تبدیل می‌کند؛ مأموری که اقتدارش محصول جایگاه اداری نیست، بلکه حاصل مواجهه مداوم با تناقض‌ها و بحران‌هاست. احتمالاً این انتخاب بازیگری، به حفظ و انسجام لحن مدنظر فیلمساز کمک کرده است.

Giss (4)

در سوی دیگر، بهنوش طباطبایی نماینده بُعد اجتماعی روایت است؛ حضوری که فشار اقتصادی و فرسایش روانی را در سطح خانواده و طبقه متوسط بازتاب می‌دهد. دوربین با تأکید بر جزئیات چهره و فضای محدود، تلاش دارد این انزوا و استیصال را تشدید کند. طباطبایی هم با وجود تغییرات زیادی که طی سال‌های اخیر در چهره‌اش ایجاد کرده، از پس ایفای نقش برآمده و باورپذیر است.

در جمع‌بندی، «گیس» فیلمی است که بیش از آن‌که به دنبال داستان‌گویی جذاب و روایتی گیرا باشد، به دنبال طرح مسئله است و می‌کوشد سینمای اجتماعی را به واقعیت‌های اقتصادی و کارگری نزدیک کند

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار