در گفتوگو با پانا مطرح شد؛
مرثیهای برای برنامههای سینمایی بیجان
برنامههای سینمایی نه ریسک میکنند، نه سؤال جدی میپرسند
تهران (پانا) - یک منتقد سینما همزمان با برگزاری چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر گفت از نسلی هست که سینما را نه فقط روی پرده، بلکه همزمان از قاب تلویزیون جدی گرفت. نسلی که برنامه سینمایی برایش «زنگ تفریح» نبود، «قرار هفتگی» بود؛ قرار فکر کردن، بحث کردن، عصبانی شدن، موافقت و مخالفت. اما امروز، با تأسف سینما جایگاه خود را در برنامههای تلویزیونی تقریباً بهطور کامل از دست داده؛ نه بهصورت ناگهانی، بلکه آرام، تدریجی و دردناک!.
سیدرضا منتظری عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفتوگو با پانا با اشاره به ساختار برنامههای برنامههای سینمایی تلویزیون و پلتفرمها گفت: امروز همهچیز باریبههرجهت شده است. برنامههایی که قرار بود ویترین سینمای ایران باشند، حالا به تکرار مکررات رسیدهاند؛ بیخلاقیت، بیهیجان و اغلب بیمخاطب. کیفیت آنقدر افت کرده که حتی بسیاری از اهالی سینما و رسانه دیگر انگیزهای برای دنبال کردن یا حضور در این برنامهها ندارند. این یک زنگ خطر جدی است؛ چون وقتی خود بدنه حرفهای سینما با رسانه تخصصیاش قهر میکند، یعنی یک جای کار بهشدت میلنگد.»
وی یادآور شد: «یادم میآید در سال های نه چندان دور، زمانی که فریدون جیرانی اجرای برنامه «هفت» را بر عهده داشت، ایام جشنواره فیلم فجر حالوهوای دیگری داشت. «هفت» صرفاً یک برنامه نبود؛ یک رویداد بود. قاطبه اهالی سینما، منتقدان و روزنامهنگاران تلاش میکردند ساعت پخش برنامه را از دست ندهند. بحثها به فردای آن شب کشیده میشد، تیتر میشد، واکنش میآورد. سینما زنده بود، چون دربارهاش گفتوگوی واقعی شکل میگرفت.»
این کارشناس سینما و رسانه ادامه داد: «امروز اما اغلب برنامههای سینمایی نه ریسک میکنند، نه سؤال جدی میپرسند، نه حتی فرم تازهای ارائه میدهند. همهچیز قابل پیشبینی است؛ از مهمانها گرفته تا سؤالات و حتی پاسخها. این فقدان خلاقیت و نوآوری، اتفاقی نیست. بهنظر من بخش عمده این وضعیت، محصول سیاستگذاریهای تلویزیون است؛ سیاستهایی که ترجیح میدهند برنامه «بیمسئله» باشد تا «اثرگذار». طبیعی است که در چنین فضایی، برنامهساز هم دستوپایش بسته میشود.»
منتظری خاطرنشان کرد: «البته این نکته را تأکید میکنم که دستاندرکاران برنامههای سینمایی عموماً آدمهای پرتلاش و دغدغهمندیهستند و با محدودیتهای فراوان کار میکنند. من این را از نزدیک لمس کردهام. سال گذشته سردبیر برنامه «سینمامِلت» بودم که از شبکه تهران پخش میشد؛ با اجرای دقیق و بینظیر محمدرضا مقدسیان و تهیهکنندگی پیمان خزلی. از این رو سختیهای تولید، چالشها، خطوط قرمز و فشارهای بیرونی را کاملاً میشناسم. دقیقاً به همین دلیل است که میگویم وضعیت موجود قابل دفاع نیست و این حوزه نیازمند یک دگردیسی اساسی است، نه تغییرات ظاهری.»
وی متذکر شد: «مشکل دیگر، نگاه کهنه به «برنامه سینمایی» است. هنوز تصور میشود این برنامهها باید الزاماً گفتوگومحور باشند؛ چند نفر پشت میز، چند سؤال کلیشهای، تمام. در حالی که تجربهی جهانی چیز دیگری میگوید. شبکههای متعددی در دنیا سالهاست با مستندهای تحلیلی، پروندهمحور و تصویری درباره سینما کار میکنند. برخی از این شبکه ها با تمرکز جدی بر سینما و تاریخ آن، نشان داده که میتوان با تکیه بر تصویر، روایت و فرم خلاق، مخاطب جدی و عام را همزمان جذب کرد. در این نمونهها، تصویر حرف اول را میزند، نه صرفاً دیالوگ.»
منتظری با بیان اینکه اگر قرار است سینما دوباره در تلویزیون دیده شود، باید بازتعریف شود گفت: «تولید برنامه خوب، جذاب، خلاق و نوآورانه یک انتخاب تجملی نیست؛ یک ضرورت فرهنگی است. برنامهای که جسارت داشته باشد، فرم تازه ارائه دهد و از سینما تصویری زنده و پویا بسازد. تا زمانی که سیاستگذاریها تغییر نکند و خلاقیت جدی گرفته نشود، نباید انتظار داشت مخاطب – چه عام و چه حرفهای – پای این برنامهها بنشیند. هنوز فرصت هست، اما فقط به شرطی که بخواهیم سینما را دوباره جدی بگیریم؛ هم روی پرده، هم در قاب تلویزیون!»
وی خاطرنشان کرد: «نکته مهم دیگر، نقش تلویزیونهای اینترنتی، پلتفرمهای نمایش آنلاین و حتی رسانههایی است که در سالهای اخیر به تولید برنامههای تصویری روی آوردهاند. انتظار میرفت این فضاها، بهدلیل آزادی عمل بیشتر و فاصله گرفتن از ساختارهای سختگیرانهتلویزیون سنتی، پیشقراول نوآوری در برنامههای سینمایی باشند؛ اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از آنها نیز به همان آفت کلیشه و محافظهکاری دچار شدهاند. بسیاری از این برنامهها صرفاً نسخه دیجیتالشده همان فرمولهای فرسودهاند؛ گفتوگوهایی طولانی، کمتصویر و بیریتم که نه جذابیت بصری دارند و نه حرف تازهای برای گفتن. پلتفرمها و رسانههای تصویری اگرچه محدودیتهای کمتری دارند، اما مسئولیت بیشتری هم بر دوششان است؛ چرا که مخاطب امروز از آنها انتظار جسارت، فرم تازه و نگاه متفاوت دارد. متأسفانه این فرصت طلایی در بسیاری از موارد یا نادیده گرفته شده یا به حداقل استانداردها تقلیل یافته است.»
ارسال دیدگاه