رحمتالله بیگدلی*
بسترهای نارضایتیتراشی
تهران (پانا) - حادثهای که در دیماه ۱۴۰۴ اتفاق افتاد بسیار دردناک و ناراحتکننده بود.تحلیل جامع علل خارجی و داخلی رویداداخیر و مسئولیت دولت و حاکمیت دراین زمینه، نیازمند بررسی دقیق ابعاد مختلف این حادثه است.
سخنان آقای پزشکیان، رئیسجمهوری اسلامی ایران که در آن به مسئولیت حاکمیت در برابر آسیبدیدگان و ضرورت شنیدن صدای مردم اشاره کردهاند، میتواند نقطه شروعی برای این تحلیل باشد.
علل اصلی خارجی حوادث اخیر عبارتند از:
۱. تحریمهای گسترده، بیسابقه و فشارهای اقتصادی: تحریمهای اقتصادی سنگین که عمدتاً از سوی آمریکا و کشورهای غربی اعمال میشود، آثار مستقیم و عمیقی بر زندگی مردم در کشورهای هدف دارند. این تحریمها باعث افزایش قیمت کالاهای اساسی، کاهش منابع مالی دولتها و گسترش فقر میشوند. در نتیجه، این فشارها میتوانند مردم را به اعتراض و نارضایتی وادار و وضعیت اجتماعی را بحرانی کنند. حدود ۴۷ سال است که آمریکا اقدام به تحریمهای سنگین علیه ملت ایران کرده است و اخیراً تصریح کردند که ما بر ملت ایران فشار میآوریم تا آنان را علیه حاکمیت بشورانیم.
۲. دخالتها و تحریکهای آمریکا و رژیم صهیونیستی: آمریکا و رژیم صهیونیستی به عنوان دو بازیگر اصلی در بحرانهای خاورمیانه همواره کوشیدهاند که با استفاده از فشارهای اقتصادی، تحریمها و حمایت از گروههای معارض بر کشورهای منطقه تأثیر بگذارند. در بسیاری از موارد، این سیاستها به ایجاد تنشهای داخلی و تحریک و انحراف اعتراضات مردمی منجر شده است. حمایتهای اقتصادی، نظامی و اطلاعاتی از گروههای مخالف و معاند در داخل کشورها میتواند به تشدید بحرانها و نارضایتیهای عمومی دامن بزند. آمریکا و رژیم صهیونیستی با راهانداختن دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی و صدها هزار اکانت در شبکههای اجتماعی و بهکار گرفتن امپراطوری رسانهای غرب یک جنگ روانی تمامعیار علیه ایران و جمهوری اسلامی راه انداخته است.
۳. جنگهای نیابتی و تروریسم: جنگهای نیابتی و حمایت از گروههای تروریستی در منطقه میتواند به بیثباتی و افزایش خشونتها در کشورهای مختلف منجر شود. این اقدامات که از سوی برخی قدرتهای خارجی بالاخص آمریکا و رژیم صهیونیستی حمایت میشوند، علاوه بر ایجاد بحرانهای سیاسی و اجتماعی به از هم پاشیدگی ساختارهای اجتماعی و دولتی نیز کمک میکنند و زمینهای برای بروز اعتراضات و خشونتها فراهم میآورند.
۴. دخالت دولتهای حامی منافع غرب: بسیاری از کشورهایی که تحت حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارند در عین اینکه دارای دولتهای غیر دموکراتیک هستند در راستای سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمایت گروههای معاند جمهوری اسلامی اقدام میکنند.
علل داخلی حوادث اخیر
درست است که دشمنان ایران بالاخص آمریکا و رژیم صهیونیستی در بروز این رویداد تأسفبار نقش اساسی داشتند و براساس شواهد و قرائن موجود از سالها پیش برای این واقعه هولناک برنامهریزی کرده بودند، اما نباید از این نکته غفلت ورزید که تلاشهای دشمنان ایران بدون وجود زمینه مساعد نمیتواند توفیق چندانی داشته باشد. سخنان آقای پزشکیان معطوف به این نکته است که مبادا با احاله علل حوادث اخیر به خارج و بیگانگان از علل داخلی غفلت شود و زمینه اصلاح از بین برود. از اینرو لازم است در کنار توجه به علل خارجی به علل داخلی هم پرداخته شود.
علل اصلی حوادث اخیر عبارتند از:
۱. سوء مدیریت و فساد: ضعفهای مدیریتی، فساد مالی و اداری و ناتوانی در رفع مشکلات اقتصادی، نارضایتیهای عمومی را شدت میبخشد و بسترساز اعتراضات مردمی میشود.
۲. فقر و نابرابری اجتماعی: شکافهای طبقاتی و عدم توزیع عادلانه منابع موجب اعتراضات و بیثباتی اجتماعی میشود.
۳. حذف بخشهایی از مردم از مدیریت کشور: حذف بخشهایی از مردم از عرصه سیاست و تصمیمگیری و نادیده گرفتن خواستهها و حقوق گروههای مختلف اجتماعی یکی از علل عمده نارضایتی و اعتراضات است. هنگامی که بخشهایی از جامعه احساس کنند که از فرآیندهای سیاسی و تصمیمگیریها کنار گذاشته شدهاند، بویژه در جوامعی که ادعای دموکراسی و مشارکت مردمی دارند، این احساس بیعدالتی میتواند به اعتراضات مردمی منجر شود.
وقتی گروههای مختلف احساس کنند که نمایندگان آنها در ساختار تصمیمگیری حضور ندارند یا صدایشان شنیده نمیشود، بیاعتمادی افزایش مییابد. این بیاعتمادی میتواند به افزایش شکافهای اجتماعی، اعتراضات و نارضایتیها دامن بزند و بسترساز خشونت شود.
مارتین لوترکینگ میگوید: «هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعهای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند هیچ سهمی در آن ندارند؛ مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت میکنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، ناخودآگاه میخواهند آن جامعه را نابود کنند.»
۴. ممانعت از اعتراضات مسالمتآمیز: برخوردهای سختگیرانه با اعتراضات مسالمتآمیز، نه تنها راه چاره نیست، بلکه به اعتراضات بیشتر دامن میزند و بسترساز خشونتهای تند میشود.
مسئولیت دولت و حاکمیت در قبال حوادث اخیر:
۱. پذیرش مسئولیت و تعامل با اعتراضات: سخنان آقای پزشکیان که بر پذیرش مسئولیت حاکمیت در قبال آسیبدیدگان و ضرورت شنیدن صدای مردم تأکید دارند، بهطور خاص بر ضرورت تعامل با اعتراضات و رسیدگی به مشکلات اشاره دارد. دولت باید با گوش دادن به خواستههای بحق مردم از آنها در برابر فشارها و تهدیدات دفاع و از بروز خشونت جلوگیری کند. مسئولیت دولت در این زمینه نه تنها به حل مشکلات داخلی، بلکه به کاهش تأثیرات بحرانهای خارجی و برخوردهای نادرست با مردم نیز مربوط میشود.
۲. اجرای عدالت و انصاف: اشاره آقای پزشکیان به ضرورت رعایت عدالت و انصاف در برخورد با بازداشتشدگان و آسیبدیدگان نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. دولت باید در همه مراحل، از زمان بازداشت افراد گرفته تا زمان محاکمه، اطمینان حاصل کند که حقوق شهروندان حفظ شده و از برخوردهای نادرست و خشونتآمیز جلوگیری میشود.
۳. تحلیل علل خشونت و مقابله با عوامل خارجی: دولت باید بهطور جدی به تحلیل علل و ریشههای خشونتها پرداخته و در کنار شناسایی مشکلات داخلی از تحلیل و مقابله با فشارهای خارجی نیز غافل نشود. برای مثال باید با تقویت اقتصاد داخلی، ایجاد فرصتهای شغلی و بهبود وضعیت معیشتی مردم از تأثیرات منفی تحریمها و فشارهای خارجی کاسته شود. همچنین، باید سیاستهایی برای تقویت وحدت ملی و مقابله با دخالتهای خارجی تدوین شود.
۴. رعایت آزادی بیان: دولت باید نسبت به رعایت آزادی بیان حساس باشد و از هرگونه مخالفت با آزادیهای اساسی پرهیز کند. سخنان رئیسجمهوری درباره شنیدن صدای مردم و پذیرش اعتراضات باید در عمل به گشودن فضای سیاسی و اجتماعی برای بیان نظرات مختلف منجر شود.
شنیدن صدای مردم در صورتی ممکن است که رسانههای فراگیر بالاخص صداوسیما فراجناحی باشند و مردم صدای نمایندگان واقعی خود را از این رسانهها که با پول خودشان اداره میشوند بشنوند. در نهایت، در یک جمعبندی کلی میتوان گفت: «مسئولیت دولت و حاکمیت در مواجهه با رویدادهای اخیر بویژه در شرایطی که عوامل داخلی و خارجی به بحرانها دامن میزنند بسیار سنگین است. پذیرش مسئولیت و اقدامات عملی برای رفع مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی، در کنار مقابله با فشارهای خارجی، میتواند به بازسازی اعتماد مردم به حاکمیت کمک کند. علاوه بر این، دولت باید با تعامل سازنده با مردم، اجرای عدالت و رعایت حقوق بشر، زمینههای خشونت و بحران را کاهش دهد و از تداوم بحرانها جلوگیری کند.
*مدرس حوزه علمیه، عضو هیات علمی دانشگاه
ارسال دیدگاه