روایت پانا از ایران مقتدر؛
قلبها با فناوری هستهای میتپند
ناحیه دو یزد (پانا) - کاربردهای حیاتی فناوری هستهای در تشخیص و درمان بیماریهای قلبی، پرده از واقعیتی کمتر گفتهشده برمیدارد: هراس اصلی غرب، نه از اورانیوم غنیشده، بلکه از «ایرانِ غنیشده» است؛ ایرانی که با خودکفایی علمی، جان انسانها را نجات میدهد و وابستگی درمان را به حداقل میرساند. این یادداشت، پیوند مستقیم پیشرفت هستهای با تپش قلب بیماران را واکاوی میکند.
شاید بسیاری تصور کنند دلنگرانی دشمن در پرونده هستهای، تنها معطوف به امکان ساخت جنگافزار اتمی است. اما واقعیت این است که نگرانی اصلی، فراتر و عمیقتر از این تصور است. آنچه خواب از چشمان غرب ربوده، ذخایر زیرزمینی نیست؛ گنجینهای است که در اندیشهها و آزمایشگاههای این سرزمین میدرخشد. ایرانِ غنیشده از دانش، فناوری و توانمندی که وابستگیاش به خارج را روزبهروز میکاهد و اهرمهای فشار را بیاثر میسازد.
یکی از عینیترین و ملموسترین نمودهای این توانمندی را میتوان در حوزه سلامت، بهویژه در تشخیص و درمان بیماریهای قلبی و عروقی مشاهده کرد. جایی که فناوری هستهای، نه در سطح شعار، بلکه در مقام نجاتبخش جان انسانها ظاهر میشود.
امروزه روشهای تشخیصی هستهای به چشمهای تیزبین پزشکان قلب بدل شدهاند. این فناوریها امکان شناسایی دقیق بیماریهای عروق کرونری، آسیبهای عضله قلب، اختلالات جریان خون و میزان تنگی عروق را فراهم میکنند؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از این مشکلات، با روشهای متعارف بهسختی قابل تشخیصاند.
اسکنهای هستهای قلب، عملکرد این عضو حیاتی را هم در حالت استراحت و هم تحت استرس بررسی میکنند و واکنش آن را در برابر فشارهای فیزیکی نشان میدهند. این روشها قادرند آسیبهای ناشی از سکته قلبی یا جراحی را ارزیابی کرده و نقشهای دقیق از نواحی با خونرسانی ضعیف ارائه دهند. افزون بر این، از فناوری هستهای برای سنجش اثربخشی درمانهایی نظیر جراحی بایپس، آنژیوپلاستی و حتی پیگیری وضعیت بیماران پس از پیوند قلب بهره گرفته میشود.
برتری مهم این روشها، غیرتهاجمی بودن در کنار دقت بالای تصویربرداری است؛ مزیتی که نیاز به مداخلات پرخطر را کاهش داده و تشخیص زودهنگام را ممکن میسازد. اسکن پرفیوژن میوکارد برای ارزیابی جریان خون عضله قلب، اسکن گیتد برای سنجش قدرت پمپاژ و تست استرس هستهای برای تشخیص بیماری عروق کرونر، تنها بخشی از گستره این فناوری نجاتبخش است.
اگر کشوری که به چنین سطحی از دانش و فناوری دست یافته، تحت فشارهای سیاسی و خارجی از این مسیر عقبنشینی کند، چه رخ خواهد داد؟ پاسخ روشن است؛ آن کشور حتی برای تپیدن قلب بیمارانش نیز ناچار به وابستگی خواهد شد. و این همان وضعیتی است که سالهاست بهعنوان هدف نهایی فشارها دنبال میشود.
ترس واقعی، نه از غنیسازی در تأسیسات، بلکه از غنیسازی در ذهنها، آزمایشگاهها و بیمارستانهاست. آنان از ایرانی هراس دارند که با دانش بومی، قلب بیمارانش را به تپش میاندازد و سلامت مردمش را گروگان سیاست نمیکند. این، جوهره مقاومت علمی و معنای واقعی «ایرانِ غنیشده» است.
ارسال دیدگاه