قهرمانِ آرامش در طوفان؛ راز جاودانگی حاج قاسم

کهریزک (پانا) - سردار سلیمانی، تجسم شجاعتی بود که از ایمان مطلق سرچشمه می‌گرفت؛ مردی که سنگینی مسئولیت‌ها را با آرامشی ملکوتی در هم آمیخت و به ما آموخت که بزرگترین قدرت، در سکوت قلب‌های مؤمن نهفته است.

کد مطلب: ۱۶۵۲۵۲۳
لینک کوتاه کپی شد
 قهرمانِ آرامش در طوفان؛ راز جاودانگی حاج قاسم

ای حاج قاسم، ای اسطوره زنده مقاومت! کلمات همچون قطره‌ای ناچیز در برابر اقیانوس فضیلت‌های تو سر تعظیم فرود می‌آورند. تو نماد مردی بودی که زیستن را در گرو دفاع از حقیقت می‌دانست و مرگ را پلی برای وصال معشوق. تو نه فقط برای ایران، که برای مظلومان جهان، فانوس امید بودی؛ فانوسی که هرگز از وزش بادهای ظلم خاموش نشد.

شجاعت تو، سلیمانی، نه یک تاکتیک نظامی، بلکه یک فلسفه زیستی بود. ریشه در اعتقادی داشت که تو را از خود بی‌خود کرده بود. در نگاهت، نه تزلزل بود و نه اندیشه بازگشت؛ فقط حرکت به سوی هدفی مقدس. لحظات نبرد، گاه اوج حماسه بود؛ آنجا که در میان دود و آتش، فرماندهی می‌کردی؛ صدای قدم‌های استوار تو در دشت‌های سوزان، موسیقی پیروزی می‌نواخت و یاران را به جلو می‌خواند.

اما زیبایی وجود تو تنها در میدان جنگ خلاصه نمی‌شد. در میان آن همه هیاهو و خطر، لحظات آرامشی بود که از درون تو سرچشمه می‌گرفت. یاد آن لحظات که در خلوت، با نگاهی سرشار از مهر، به عکس شهدا خیره می‌شدی، یا هنگام نیایش، سیمای ملکوتی‌ات آرامشی آسمانی داشت. این همان اتصال بود؛ آرامشی که از ایمان مطلق به خدا نشأت می‌گرفت، آرامشی که به تو جرأت می‌داد تا در سخت‌ترین سنگرهای نبرد، چون کوهی استوار بایستی.

تو در سخت‌ترین سنگرهای نبرد، آرامشی داشتی که نشان از اتصال با مبدأ قدرت داشت. یادآور آن روزهای سختیم که جهان در برابر اراده حق به تنگ آمده بود؛ آنجا بود که تو، با قامتی فراتر از قامت یک انسان معمولی، همچون سپهسالاری از ازل، صفوف شکسته‌اید را دوباره سامان دادی و ایمان را در دل‌ها زنده کردی. دست‌های تو که بوی خاک جبهه و عطر ایثار می‌داد، نه تنها برای هدایت رزمندگان، که برای نوازش دل‌های داغدیده مادران و کودکان بود.

شهادتت، ای سردار، اگرچه قلب‌ها را به شدت لرزاند و داغی جانکاه بر پیکر امت گذاشت، اما خون تو، بذری شد که صدها هزار نهال از اراده و استقامت را رویاند. تو با خون خود، معماریِ شکست‌ناپذیری را بنا نهادی که هرگز فرو نخواهد ریخت. در سکوت شب‌های غربت، وقتی نامت زمزمه می‌شود، نجوایی از ایثار می‌آید که می‌گوید: "تا زمانی که یاد سلیمانی زنده است، راه شهدا مسدود نخواهد شد."

ای مالک اشترِ این عصر! تو پیمان خود را با خدای خویش محکم بستی و به بالاترین مقامِ هستی دست یافتی. ما که مانده‌ایم، میراث‌دار آن صلابت و صداقتیم.

روحت قرین رحمت بی‌کران الهی باد؛ ای فرمانده‌ای که با رفتنت، جاودان شدی.

نویسنده : دانش‌آموز، ستایش پارساپسند

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار