در گفتوگو با پانا:
مادری؛ امتحانی که با عشق و صبوری گذراندم
تهران (پانا) - مونا صفی، گوینده باسابقه رادیو نمایش، از مسیری میگوید که در آن، عشق به صدا و میکروفون با عمیقترین تجربه زندگیاش، یعنی مادری، گره خورده و معنای تازهای به زندگی حرفهای و شخصیاش بخشیده است.
مونا صفی، گوینده رادیو نمایش با بیش از سه دهه فعالیت در رادیو در گفتوگو با پانا درباره دوران حضورش در رادیو گفت:«از کودکی عاشق صدا و میکروفون بودم و امروز گویندگی، بازیگری و نویسندگی را در کنار هم تجربه میکنم. من عاشق کار در رادیو هستم و هیچوقت نتوانستم از این عشق فاصله بگیرم.»
وی تأکید کرد که رادیو برایش تنها محل کار نیست، بلکه خانه دوم و پناهگاهی روحی است که سالها با آن زندگی کرده است.
این گوینده رادیو ادامه داد: «در ۲۳ سالگی مادر شدم و تولد دخترم زندگیام را دگرگون کرد. وقتی مادر میشوی، مسئولیتت چند برابر میشود. در کنار شیفتهای کاری و برنامههای زنده باید مادری هم بکنی و نمیخواهی فرزندت کمبودی حس کند.»
به گفته او، از همان روزهای نخست، تلاش کرده میان نقش حرفهای و نقش مادری توازن برقرار کند.
صفی افزود:«از روزهای سختی یاد میکنم که صبح زود باید در استودیو حاضر میشدم و در عین حال شبها با بیماری یا تب کودک دستوپنجه نرم میکردم. با این حال همیشه تلاش کردهام مشکلات را پشت در استودیو بگذارم و با تمرکز کامل پشت میکروفون بنشینم.»
او باور دارد که همین تمرکز، راز ماندگاری صدایش در ذهن مخاطبان بوده است.
این گوینده رادیو با بیان اینکه یکی از ویژگیهای مهم زندگیاش همراهی با دخترش بوده است، گفت: «سعی کردم فقط مادر نباشم؛ دوست، خواهر و رفیقش هم باشم. از دوران بارداری برایش کتاب خواندم تا خودش عاشق مطالعه شود. امروز کتابهایش از من بیشتر است.»
به گفته او، همین همراهی صمیمانه، پایه اعتماد عمیق میان مادر و دختر را شکل داده است.
صفی ادامه داد: «همین تجربه معنای واقعی مادری را برایم روشن کرد. فهمیدم مادر بودن یعنی اینکه بتوانی سربلند از این امتحان بیرون بیایی. در کنار کار سخت و بیساعت رسانه، برای دخترم وقت گذاشتم تا کمبود مرا حس نکند.»
او تأکید کرد این تلاشها ساده نبوده اما ارزش هر لحظهاش را داشته است.
وی اظهار کرد: «نتیجه این تلاشها همان قبولی در رشته پزشکی بود که دخترم عاشقش بود. خدا را سپاسگزارم که بعد از هجده سال زحمتم را نشان داد. همینجا به دخترم میگویم عاشقانه دوستش دارم و همیشه مثل یک کوه پشتش هستم. هر کجای زندگی که باشد، در هر سنی، من باز هم مادرش هستم و حمایتش میکنم.»
ارسال دیدگاه