دو ستاره فروزان در آسمان خدمت خاموش شدند
لالجین (پانا) هشتم شهریور، روز شهادت رجایی و باهنر، روز مردانی است که آمدند، ماندند و رفتند؛ اما راهشان همچنان روشن است.

در هشتمین روز شهریورماه، تقویم انقلاب اسلامی، نام دو بزرگمرد را چون نگینی در دل خود حک کرده است: شهید محمدعلی رجایی و شهید محمدجواد باهنر. دو یار وفادار امام(ره)، دو ستون استوار ، دو چهره خستگیناپذیر از جنس مردم و برای مردم.
شهید رجایی، مردی با دستان پینهبسته و قلبی به وسعت آسمان، از دامان فقر برخاست و تا قلههای سیاست و صداقت اوج گرفت. سادهزیستیاش نه یک شعار، که آیینه تمامنمای باورش به مردم بود. در قامت رئیسجمهوری مردمی، هیچگاه لباس خدمت را از تن بیرون نیاورد. او که از معلمی آغاز کرده بود، در اوج قدرت نیز آموزگار اخلاق و تعهد باقی ماند.
و شهید باهنر، آن روح بلند و اندیشهورز متفکر، که در کلاسهای درس حوزه و دانشگاه، بذر آگاهی میکاشت و در میدان سیاست، درخت ایستادگی و امید را آبیاری میکرد. مردی که قلم در دستانش چون شمشیری برنده علیه جهل بود، و زبانش، چراغی برای روشنگری نسل انقلاب.
آن دو بزرگوار، در سختترین روزهای پس از انقلاب، نیز ایستادند.ترور ناجوانمردانه آنان در هشتم شهریور ۱۳۶۰، فاجعهای تلخ اما پربار بود؛ تلخ از آنرو که ملت، دو عزیز را از دست داد، و پربار از آنرو که درخت انقلاب، از خون پاکشان سیراب شد.
رجایی و باهنر، فقط نام نیستند. اسطورهاند. واژهاند. راهند. هر گامی که در مسیر عدالت برمیداریم، هر تصمیمی که برای مردم گرفته میشود، یادآور آنان است. آنان که با دل و جان در خدمت مردم بودند و تا لحظه آخر، ایستادگی را فریاد زدند.
امروز، پس از دههها، تصویر لبخند ساده و چهره آرامشان، هنوز از قاب دلها محو نشده است. هنوز نامشان، در کوچهها و خیابانها، در مدرسهها و میدانها، در دل نسل امروز، جاری است.
ارسال دیدگاه