خاکِ میناب، گواه اشک‌ها؛ یادِ کودکانی که پر کشیدند

مروست(پانا)- انگار هوا بوی غم گرفته است؛ بوی آخرین نفس‌هایی که کشیده شد، بوی لالایی‌هایی که دیگر شنیده نخواهند شد و بوی بازی‌هایی که نیمه‌کاره ماندند.

کد مطلب: ۱۶۸۶۵۶۷
لینک کوتاه کپی شد

انگار هوا بوی غم گرفته است؛ بوی آخرین نفس‌هایی که کشیده شد، بوی لالایی‌هایی که دیگر شنیده نخواهند شد و بوی بازی‌هایی که نیمه‌کاره ماندند.

میناب حالا قصه‌های ناگفته‌ زیادی در سکوتش دارد؛ قصه‌ چشم‌هایی که هنوز منتظرند، قصه‌ دست‌هایی که به دنبال دست‌های کوچک گمشده می‌گردند.

هر کودکی، یک دنیا بود. یک دنیا پر از امید، پر از رنگ، پر از آینده. وقتی دنیایی از کودکان خاموش می‌شود، انگار تکه‌ای از خودِ آینده می‌میرد. انگار که خورشید، غروب زودتر از همیشه را تجربه می‌کند و سایه‌ها بلندتر از همیشه بر سر شهر می‌افتند.

این غم، تنها غمِ پدران و مادران نیست؛ این غمِ تمام کسانی است که هنوز قلبشان برای معصومیت می‌تپد. این غم، یادآوری است تلخ از شکنندگیِ زندگی، از لطافتِ ناپایدارِ لبخندِ کودکان، و از مسئولیتی که بر دوش همه‌ی ماست تا این لبخندها در امان بمانند.

بگذارید یادشان نه فقط در دلِ میناب، بلکه در دلِ همه‌ی ما زنده بماند. یادشان، بهانه‌ای باشد برای مهربان‌تر شدن، برای محافظتِ بیشتر از کودکانِ باقی‌مانده، برای ساختنِ جهانی که در آن، سهمِ کودکان فقط شادی و بازی باشد، نه اندوه و خاطره.

خداوند به خانواده‌های داغدار میناب صبر عطا کند و به این فرشتگانِ کوچکِ پرکشیده، آرامش ابدی. باشد که یادشان، نورِ امیدی باشد در دلِ تاریکی‌ها.

نویسنده : فرناز قنبری

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار